میرسد عمرم به سر، ای جان ز تن بیرون بیا
صبر کن در کنج غم امروز و فردای دگر
#نرگسی_ابهری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
من نرگسِ مستـانہ شدم، هیچ ندیدے
من گیسوے بۍشانہ شدم، هیچ ندیدے
آهـوے تو با ناز خرامید بہ صحرا
دنبالِ تـو بی خانہ شدم، هیچ ندیدے
تا زلف گشودے دل ما رفت بہ تـاراج
گیسوے تو را شانہ شدم، هیچ ندیدے
هر بار ڪہ جوشید دلم در تبِ عشقت
چون بادهے میخانہ شدم، هیچ ندیدے
آغوشِ غزالت بہ غزل باز شد اما
تـا سوے غزلخانہ شدم، هیچ ندیدے
من غرقِ دوچشمت شده بودم ڪہ ببینی
با مـوجِ تو دیوانہ شدم، هیچ ندیدے
#حمید_حسینی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
مرا از ماجراے اشک خویش
این نڪتہ شد روشن
ڪہ هر ڪو از نظر افتاد
دیگر برنمیخیزد...
بلا رمزی ز بالای تِه باشد
جنون سِرّی ز سودای تِه باشد
به صورت آفرینُم این گمان بی
که پنهان در تماشای تِه باشد
#باباطاهر
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
اشڪ با چشمانِ من راهِ جدایی برگزید
امشب از این قرنیہ، اسرارِ پرخون میچڪد...
گفتم نبینم روي تو
شاید فرامشت ڪنم
شاید ندارد ،بعد از این
باید فراموشت ڪنم...
در جستجوی یار دلآزار کس نبود
این رسم تازه را به جهان ما گذاشتیم
#رهی_معیری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
لبش به خون دلم تشنه است و من خشنود
از آن که خون منش در نظر همی آید
#همام_تبریزی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
آن شیخ بیباطن نگر، ظاهر به شکل آدمی
نقش بت اندر آستین، تصویر شیطان در بغل
#صفای_اصفهانی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹