#یڪ_فنجان_غزل ☕️🌱
سرسبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟
افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟
من شور و شر موج و توسرسختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟
هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی
من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی
مغرور، ولی دست به دامان رقیبان
رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟
«تنهایی و رسوایی»، «بی مهری و آزار»
ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی...
#فاضل_نظری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
در جستجوی یار دلآزار کس نبود
این رسم تازه را به جهان ما گذاشتیم
#رهی_معیری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
در مسجد و میخانه خیالت اگر آید
محراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازم
#حافظ
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
ملامت گوی عاشق را
چه گوید مردم دانا؟
که حال غرقه در دریا
نداند خفته بر ساحل
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
مثل آن چایی ڪہ میچسبد بہ سرما بیشتر
با همہ گرمیم با دل هاے تنہا بیشتر
سوز همیشہے جگرم باش یا حسین
من سینہ میزنم سپرم باش یا حسین
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#هوشنگ_ابتهاج با این مصرع حجت رو به روی عشق تموم کرده:
من نخواهم ایستاد روبروی تو
جز برای بوسه زدن...
خواستم تا پیش جانان پیشڪش جان آورم
پیش دستی ڪرد ؏ـِشق و
جانم اندر بر بسوخت
#عطار
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
منم ڪہ شہره شہرم بہ ؏ـِشق ورزیدن
منم ڪہ دیده نیالودهام بہ بد دیدن
وفا ڪنیم و ملامت ڪشیم و خوش باشیم
ڪہ در طریقت ما ڪافریست رنجیدن
بہ پیر میڪده گفتم ڪہ چیست راه نجات
بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن
مراد دل ز تماشاے باغ عالم چیست
بہ دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن
بہ می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب
ڪہ تا خراب ڪنم نقش خود پرستیدن
بہ رحمت سر زلف تو واثقم ور نہ
ڪشش چو نبود از آن سو چه سود ڪوشیدن
عنان بہ میڪده خواهیم تافت زین مجلس
ڪہ وعظ بی عملان واجب است نشنیدن
ز خط یار بیاموز مہر با رخ خوب
ڪہ گرد عارض خوبان خوش است گردیدن
مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ
ڪہ دست زُهدفروشان خطاست بوسیدن
#حافظ
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹