تنم مقیم مقام است و جان به مرحله عازم
سرم ملازم بالین و دل به قافله مائل
به خامه هر که نویسد فراقنامهی ما را
عجب که آتش نی درنیفتدش به انامل
#خواجوی_کرمانی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
روبرویم نصفِ رویت را بپوشان بعد از این
ماهِ ڪامل، میڪند دیوانہ را دیوانہتر...
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
چنان رسم زمان از یادها برده است نامم را
ڪہ دیگر ڪوه هم پاسخ نمیگوید سلامم را
بہ خون غلتیدهام در زخم خنجرها و با یاران
وصیت ڪردهام از هم نگیرند انتقامم را
قنوتم را ڪف دست شراب انگاشتند اما
من آن رِندم ڪہ پنہان میڪنم در خرقه جامم را
سر سجادهام بودم ڪہ گیسوے تو در هم ریخت
نظرهاے حلال و آرزوهاے حرامم را
فراموشی حریرے از غبار افڪنده بر سنگی
از این پس مینوازد عطر تنهایی مشامم را
#فاضل_نظری
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#شهریار واقعا یک نماد تمام عیار برای انسان رنجدیدهست...
آزرده دل از ڪوے تو رفتیم و نگفتی
ڪی بود؟ ڪجا رفت؟ چرا بود و چرا نیست؟
یا
از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی
با چون منی بغیر محبت روا نبود :)
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم
بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل میباختی!
#فاضل_نظری
تو را بخشیدم آنروزے ڪہ از من رد شدے
آرے
ڪہ پل ها خوب میفہمند مفہوم "گذشتن" را
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
یادمان باشد اگر خاطرمان تنہا ماند
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نڪنیم
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹