دل من گم شده گر پیدا شد
بسپارید امانات رضا...
و اگر از تپش افتاد دلم
ببریدش بہ ملاقات رضا...
از رضا خواستہ بودم شاید
بگذارد ڪہ غلامش بشوم...
همہ گفتند محال است ولی
دلخوشم من بہ محالات رضا...
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
گرچه آهـو نیسٺمـ...
اما پـر از دلٺنگیام
ضامنِ چَشمان آهــوها به دادم میرسی؟ :)
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
شاهی که جان سپُرد و به سر، افسرش نبود
جز خاک گرم کربوبلا، بسترش نبود
#ترکی_شیرازی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
آرزو ڪردم ڪہ وَصلم با تو روزے آیَد امّا
آسِمان آمَد بہ غرّش، آرزو ڪُن
این ڪہ رویاسـت :)
#شاهین_پورعلیاکبر
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
هدایت شده از دݪتنگے
شازده كوچولو پرسيد:
دوست داشتناتو می خوای ببری تو گور
باهاشون چی كار كنی كه ابرازشون نمیکنی؟!
روباه گفت:
من ديگه دوست داشتن ندارم.
شازده كوچولو گفت: مگه ميشه؟!
روباه گفت: آره...
همه دوست داشتنامو دادم به يكی
ولی اون گمشون كرد،
حالا هم هرجا دنبالشون ميگردم
پيداشون نمیكنم.
@dell_tangii
همیشہ عطر ٺو بی تاب ڪرده جانم را
چنان ڪہ باد بپیچد بہ خوشہے گندم
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
یک صبح تیتر میشویم: این شخص... [بگذریم]
یک عصر... خواندهاید... و تکرار زاید است
من زندهام هنوز و غزل فکر میکنم
باور نمیکنید؟ همین شعر شاهد است
#محمدعلی_بهمنی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
مثل شهرے جنگی ام ڪہ سال ها بعد از نبرد
بازسازے گشتہ، اما باز هم آباد نیست....
#اصغر_عظیمیمهر
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
با من ڪہ چـون حیات و نفس دانمت؛ نجنگ!
من ڪہ بہ جان، تو خواهم و بنشانمت؛ نجنگ!
دست فراق تو به گریبان ما بہ قتل
او را بگو نمیرم و میرانمت؛ نجنگ!
با من ڪہ آشڪار نڪردم تو بر رقیب
از دیدِ دزد اگر ڪہ بپنہانمت؛ نجنگ!
جانم برای "جانم" در پاسخت برفت
با مالڪ الممالڪ هر جانمت؛ نجنگ!
میخواستم بہ وصل، دوتایی سفر ڪنیم
من را ڪہ در خیال بگردانمت، نجنگ!
اے مہ! مَبر ز یاد بہ چشم آمدے ز شب
با من ڪہ بین خلق درخشانمت، نجنگ!
بردے مرا ز یاد، فراموشڪار من!
اما بہ سر هنوز بغلتانمت؛ نجنگ!
بازیچہ گشتہ ؏ـِشق و برقص آمده هوس
من ڪہ نہ بازے و نہ برقصانمت؛ نجنگ!
شاهین و شہریار بہ شہر تو شاعرند
با من ڪہ شاه شعر تو را خوانمت، نجنگ!
#شاهین_پورعلیاکبر
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹