#یڪفنجانغزل ☕️🌿
با من ڪہ چـون حیات و نفس دانمت؛ نجنگ!
من ڪہ بہ جان، تو خواهم و بنشانمت؛ نجنگ!
دست فراق تو به گریبان ما بہ قتل
او را بگو نمیرم و میرانمت؛ نجنگ!
با من ڪہ آشڪار نڪردم تو بر رقیب
از دیدِ دزد اگر ڪہ بپنہانمت؛ نجنگ!
جانم برای "جانم" در پاسخت برفت
با مالڪ الممالڪ هر جانمت؛ نجنگ!
میخواستم بہ وصل، دوتایی سفر ڪنیم
من را ڪہ در خیال بگردانمت، نجنگ!
اے مہ! مَبر ز یاد بہ چشم آمدے ز شب
با من ڪہ بین خلق درخشانمت، نجنگ!
بردے مرا ز یاد، فراموشڪار من!
اما بہ سر هنوز بغلتانمت؛ نجنگ!
بازیچہ گشتہ ؏ـِشق و برقص آمده هوس
من ڪہ نہ بازے و نہ برقصانمت؛ نجنگ!
شاهین و شہریار بہ شہر تو شاعرند
با من ڪہ شاه شعر تو را خوانمت، نجنگ!
#شاهین_پورعلیاکبر
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
با خیال خشڪ
تا ڪی سر بہ یڪ بالین نہم؟
دست در آغوش
با تصویر ڪردن مشڪل است
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
روزهایم همه شب
شبهایم همه ترس
ترسهایم همه تو
تو هم که بیوفاترین!
#عادل_رستمکلایی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
نسیم زلف جانان ڪو؟
ڪہ چون برگ خزان دیده
بہ پاے سرو خود دارم
هواے جانفشانی را
#شهریار
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
ز گفتگوے تو بوے گلاب میشنوم
مگر بجاے زبان، غنچہ در دهن دارے؟
#صامت_اصفهانی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
دوست همان بِه که بَلاکش بُوَد
عود همان بِه که در آتش بُوَد
جامِ جفا باشد دشوارخوار
چون ز کفِ دوست بود خوش بُوَد
زهر بنوش از قدحی کان قدح
از کرم و لطف مُنَقَّش بُوَد
عشق خليل است، درآ در ميان
غم مخور ار زيرِ تو آتش بُوَد
در خم چوگانش يکی گوی شو
تا که فلک زيرِ تو مفرش بُوَد
رقصکنان گوی اگر چه ز زخم
در غم و در کوب و کشاکش بُوَد
سابقِ ميدان بُوَد او لاجَرَم
قبلهی هر فارسِ مه وش بُوَد
هفتم مهر ماه بزرگداشت استاد #شمس_تبریزی
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹