دست در دست رقیب آمدهاے دلبر من
خواستی جان بدهم یا ڪہ حسادت بڪنم؟!
→[𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹]
هدایت شده از رَهاو'
«دل شکستی و کسی نیست بگوید این غم،
بومرنگ است! شبی سوی تو بر میگردد!»
یوسف گمگشتہ باز آمد؟! نیامد حافظا!
تازه "ڪنعان" دِه به دِه دنبال یوسف میرود...
#کنعان_محمدی
|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
آن لعل سخن که جان دهد مرجان را
بیرنگ چه رنگ بخشد او مرجان را
مایه بخشد مشعلهٔ ایمان را
بسیار بگفتیم و نگفتیم آن را
#مولانا
→𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹←
#مولانا یه نصیحت قشنگِ پدرانه میکنه و میگه:
هر ڪسی را همدمِ غمها و تنہایی مدان!
سایہ هم راه تو میآید
ولی همراه نیست...
🦋|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود،
نوعی طپشِ قلب، شبیہِ ضربان بود!
ڪم ڪم همهے دغدغهام دیدن او شد
انگار ڪہ جذاب ترین فردِ جہان بود!
هی رفتم و هی دیدم و هی آه کشیدم،
دلبستگیام بیشتر از تاب و توان بود...
میخواستم اقرار ڪنم عاشقم اما...
{چیزی ڪہ عیان بود چہ حاجت بہ بیان بود؟}
فہمید ڪہ دیوانہ و دلبستہے اویم
{از بس ڪہ اشارات نظر، نامہرسان بود}
القصہ گرفتار دل هم شده بودیم
روزے ڪہ جوان بودم و او نیز جوان بود...
از آنچہ میان من و او بود چہ گویم؟
مجنونِ زمان بودم و لیلاےِ زمان بود
اما وسط آنہمه دلبستگی و ؏ـِشق،
معشوقہام انگار ڪمی دلنگران بود!
خوردیم بہ یڪ مشڪلِ معمولیِ ساده...
من زاغہ نشین بودم و او دختر خان بود!
ڪم ڪم بہ خودش آمد و فہمید چہ ڪرده...
حق داشت ڪہ پا پس بڪشد، بحثِ زیان بود!
اصلا تو بگو، دختر خان با دڪ و پوزش،
هم شأن من پاپَتیِ غاز چران بود؟!
البته ڪہ نہ! رفت... خدا پشت و پناهش
اصرار چرا؟ قسمتِ او با دگران بود...
او رفت و غمش شعلہ بہ جان قلم انداخت!
من ماندم و یڪ دفتر و طبعی ڪہ روان بود...
یڪ مشت غزل شد همہے دار و ندارم،
دیوان بزرگی ڪہ پر از آه و فغان بود...
بیش از دو دهہ دور خودم گشتم و گشتم
دل در گروِ ؏ـِشق و سرم در دَوَران بود...
گفتم ڪہ بدانید وفا، ؏ـِشق، دروغ است!
من تجربہ ڪردم، بہ همین قبلہ چَخان بود...
حُسنش همہ گفتند و منِ سر بہ هوا را...
آگاه نڪردند بہ شرے ڪہ در آن بود...!
ویروس، خطرناڪ تر از ؏ـِشق ندیدم
یڪ قاتل بِالفطره اگر بود، همان بود!
هی ریشه زد و ریشه زد و ریشه ڪَنم ڪرد
این تودهے بدخیم گمانم سرطان بود...
‹𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹›
از زلزلہ و ؏ـِشق خبر ڪس ندهد
آن لحظہ خبر شوے ڪہ ویران شدهاے
→[𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹]
رفت و غزلم چشم بہ راهش نگران شد!
دلشورهٔ ما بود، دلآرامِ جہان شد...!
#حامد_عسکری
|𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹