°•|🚶🏻♀|•°
دستم از دامنِ دلدار
جدا ماند حزین
چہ ڪنم گر نڪنم پاره، گریبانی را؟
→[𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹]
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم
خاطراتت را بیاور تا بگویم ڪیستم :)
سیلی همصحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخره ام، هر قدر بی مہری کنی، می ایستم
تا نگویی اشکهاے شمع ازکم طاقتی است
در خودم آتش بہ پا کردم ولی نگریستم
چون شکست آیینہ، حیرت صد برابر میشود
بی سبب خود را شکستم تا ببینم کیستم
زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست
کاش قدرے پیش از این یا بعد از آن میزیستم
#فاضل_نظری
•𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹•
همش میگن: اگه حالتون خوب نیست، اگه افسردهاین، درمونده شدین و تنهایین، با یکی حرف بزنین💭
ولی به قول #شفیعی_کدکنی :
تو کز خاموشیام فهمی نداری ،
چه خواهی فهم کردن از کلامم ؟
سرنوشتی ڪہ مرا با تو نخواهد غلط است!
سرگذشتی ڪہ نشد رام دلم هم غلط است...
#سعدی
‹𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹›
~|🙂|~
از نمڪ نشناسها آزار دیدن سخت نیست
درد دارد خوردن زخم از نمڪ پرورده اے...
→[𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹]
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
نیست در دیده ما منزلتی دنیا را
ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
زنده و مرده به وادید ز هم ممتازند
مرده دانیم کسی را که نبیند ما را
مردمی را نشود هیچ حجابی مانع
سرمه خاموش نسازد نظر گویا را
دیدن عیب به هم می شکند شاخ غرور
مصلحت نیست که طاوس بپوشد پا را
شمع در جامه فانوس نماند پنهان
عینک از پرده خواب است دل بینا را
تا به حیرت نرسد دیده نمی آرامد
سیل در بحر فراموش کند غوغا را
عاشق از سنگ ملامت نشود رو گردان
طعمه از قاف سزد حوصله عنقا را
با خودی سر ز حقیقت نتوان بیرون برد
گم شدن خضر بود این ره ناپیدا را
گر چنین تنگ شود دیده گردون خسیس
آب از چشمه سوزن ندهد عیسی را
#صائب_تبریزی
“𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹”