•<🚶🏻♀>•
تا نکند وفاے تو در دل من تَغَیُّرے
چشم نمیکنم بہ خود تا چہ رسد بہ دیگرے
→[𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹]
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست
که آنچه در سر من نیست بیم رسوایی ست
چه غم که خلق به حسن تو عیب میگیرند
همیشه زخم زبان خون بهای زیبایی ست
اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب
که آبشارم و افتادنم تماشایی ست
شباهت تو و من هرچه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی ست
کنون اگرچه کویرم، هنوز در سر من
صدای پر زدن مرغ های دریایی ست
#فاضل_نظری
کتاب #کتاب
‘𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹’
هروقت خواستین کسی رو قضاوت کنید یاد این شعر بیفتید، که اخوان ثالث گفته:
"هر ہه خود داند و خداے دلش
ڪہ چہ درديست در ڪجاے دلش :)
‹𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹›
•|🚶🏻♀|•
در دلم غوغاست، اما رازدارے بہتر است
چشم میدوزم بہ در؛ امّیدوارے بہتر است
•𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹•
برای زیستن
دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد
قلبی که دوستش بدارند❤️✨
#شاملو
“𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹”
هدایت شده از 『 ازطُچھپنهان :)؟! 』
پسرت تاجِ سر ماست
تو هم تاجِ سری
در کدامین سر دنیاست
شما باخبری
شب میلاد تو آقاست
چه خوش بود اگر
بدهد عیدی میلاد پدر را،پسری!🌸🌿🌧
#میلاد_امام_حسن_عسکری
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
رخ نمایان ڪرد یارم، آفتاب از یاد رفت
برق زد چشمش، خداوندا!
شہاب از یاد رفت
گفت:"از دستم چہ ڪار آید؟ بگو تا آن ڪنم"
حرف "دستش" چون میان آمد...
جواب از یاد رفت
میشُمردم حُسنهایش، یڪبہیڪ، از پا بہ سر
چون بہ موهایش رسیدم من
حساب از یاد رفت
با خودم گفتم بخوابم، شاید او آید بہ خواب
آنقَدَر در فڪر او رفتم ڪہ
خواب از یاد رفت
شوق باران داشت صحرا؛ در فراق روے یار
آنچنان باریدمش فڪرِ
سحاب از یاد رفت
گفت زاهد:
"هر دو در دوزخ چنان خواهید سوخت"
فڪر بودن با تو را ڪردم
عذاب از یاد رفت
عزم دورے ڪردم از بس در جفایت سوختم
خنده ڪردے:" دورے از ما...؟"
اجتناب از یاد رفت...
#سجاد_شهیدی
→𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹←
•<♥️>•
راهیست راه ؏ـِشق، ڪہ در آن نمردهاست
هرڪس بہ جان خریده خطرهاے دیگرے
→[𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹]