بیهوده نیست روی زمینم نهادهاند
بارم که روی شانه عالم زیادیام
#فاضل_نظری | پروانگے...
کتاب #گریه_های_امپراتور
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
پاییز آمدهست ڪہ خود را ببارمت!
پاییز: نامِ دیگرِ «من دوست دارمت»
بر باد میدهم همہے بودِ خویش را
یعنی تو را بہ دست خودت میسپارمت!
باران بشو، ببار بہ ڪاغذ، سخن بگو...
وقتی ڪہ در میان خودم میفشارمت
پایان تو رسیده گلِ ڪاغذےِ من
حتی اگر ڪہ خاڪ شوم تا بڪارمت
اصرار میڪنی ڪہ مرا زودتر بگو
گاهی چنان سریع ڪہ جا میگذارمت!
پاییزِ من، عزیزِ غمانگیزِ برگریز!
یڪ روز میرسم... و تو را میبہارمت!!!
#سیدمهدی_موسوی
“𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊”
گفتی مرا بہ خنده، خوش باد روزگارت
ڪَس بی تو خوش نباشد، رو قصه دگر ڪُن
پروانگے...🚶🏻♀
تقویم را معطل پاییز ڪرده است
در من مرورِ باغِ همیشہ بہار تو
#حسین_منزوی | پروانگے...📆🌳
پاییز میرسد ڪہ مرا مبتلا ڪند
با رنگهاے تازه مرا آشنا ڪند
#علیرضا_بدیع | پروانگے...🌾
از رخ عشق بجو
چیز دگر جز صورت
کار آن است که با
عشق تو هم درد شوی
#مولانا | پروانگے...🌪💜
گرچه به غیر از زیان ندیده ام از تو
شکر که راضی نبودهام به کم از تو
با توسر جان قمار کرده ام ای عشق
هرچه مرا هست و هرچه نیست هم از تو
سایه خود را نگاه کن که بدانی
همسفرت جا نمانده یک قدم از تو
ای دم عشرت! نه اینکه یاد تو خوش نیست
هست، ولی دلرباتر است غم از تو
پنجره های سکوت نیمه شب از من
نغمهٔ گنجشکهای صبحدم از تو
#فاضل_نظری | پروانگے...
کتاب #وجود 🌄✨
هدایت شده از نجواۍبےنهایت☕️
ʙɪ ɴᴀʜᴀʏᴀᴛɪᴍ
گاهی باید بحثی را
که نه خود قانع میشوی و نه
میتوانی شخص مقابل را قانع کنی
با یک #لبخند تمام کنی! #خب ؟
#بدون_تعارف
@ʙɪ_ɴᴀʜᴀʏᴀᴛɪᴍ |☕️