گفتی مرا بہ خنده، خوش باد روزگارت
ڪَس بی تو خوش نباشد، رو قصه دگر ڪُن
پروانگے...🚶🏻♀
تقویم را معطل پاییز ڪرده است
در من مرورِ باغِ همیشہ بہار تو
#حسین_منزوی | پروانگے...📆🌳
پاییز میرسد ڪہ مرا مبتلا ڪند
با رنگهاے تازه مرا آشنا ڪند
#علیرضا_بدیع | پروانگے...🌾
از رخ عشق بجو
چیز دگر جز صورت
کار آن است که با
عشق تو هم درد شوی
#مولانا | پروانگے...🌪💜
گرچه به غیر از زیان ندیده ام از تو
شکر که راضی نبودهام به کم از تو
با توسر جان قمار کرده ام ای عشق
هرچه مرا هست و هرچه نیست هم از تو
سایه خود را نگاه کن که بدانی
همسفرت جا نمانده یک قدم از تو
ای دم عشرت! نه اینکه یاد تو خوش نیست
هست، ولی دلرباتر است غم از تو
پنجره های سکوت نیمه شب از من
نغمهٔ گنجشکهای صبحدم از تو
#فاضل_نظری | پروانگے...
کتاب #وجود 🌄✨
هدایت شده از نجواۍبےنهایت☕️
ʙɪ ɴᴀʜᴀʏᴀᴛɪᴍ
گاهی باید بحثی را
که نه خود قانع میشوی و نه
میتوانی شخص مقابل را قانع کنی
با یک #لبخند تمام کنی! #خب ؟
#بدون_تعارف
@ʙɪ_ɴᴀʜᴀʏᴀᴛɪᴍ |☕️
بہ ماه من ڪِہ رساند، پیام من ڪہ ز هجران
بہ لب رسیده مرا جان، خودے بہ من برساند
پروانگے...🚶🏻♀
از وقت و روز و فصل
"عصر "و "جمعہ"و "پاییز"
دلتنگند
و بی تو من مانند
"عصر جمعہے پاییز"
دلتنگم...
#حسین_منزوی | پروانگے...🍂🚶🏻♀