آب از سرش گذشتہ، علی را خبر ڪنید
ڪوثر ڪہ میل راهی دریا شدن نداشت . . .
پࢪوانگے...🖤
قلب تمام ارض و سماوات و عرش و فرش
یڪ جا براے غربت بانو گرفتہ است
مرد؎ ڪھ بدر و خیبر و خندق حماسہ ساخت
سر در بغل گـرفتہ و زانو گرفتہ است
#مجید_لشكری | پࢪوانگے...🚶🏻♀
من با ڪھ گویم این ڪھ بہارم خزان شدھ
ماهـم بھ خاڪ تیـره غربت نہان شدھ
بانو؎ بینشان ڪھ بھ هرسو نشان ز اوست
رفت از برم بھ قامت همچون ڪمان شدھ
پࢪوانگے...🖤
نالیدن یک مادر مایوس کُشنده ست
بغضی که شودیکسره محبوس کشنده ست
سیلیِ به زهرا سبب مرگ حسن شد
آری بخداغصه ی ناموس کشنده ست
#ع_رجبی | پروانگے...🖤
لیک دیگر پیکر سرد مرا
میفشارد خاک دامنگیر خاک!
بی تو دور از ضربههای قلب تو
قلب من میپوسد آنجا زیر خاک
بعدها نام مرا باران و باد
نرم میشویند از رخسار سنگ
گور من گمنام میماند به راه
فارغ از افسانههای نام و ننگ
#فروغ_فرخزاد | پروانگے...
هر بانویی ڪھ بانو؎ محشر نمیشود
هر ڪس برا؎ شيعہ ڪھ •مادࢪ• نمیشود . . .
پࢪوانگے...
یکنفر که دلش از بغض علی میجوشید
ضربهای زد به در خانه و در را انداخت
آتشی را به در خانه ی آب آورد و
بین دیوار و در سوخته دعوا انداخت
ضربهی پای در و بی ادبیهای غلاف
بازویت را دو سه ماهی ز تقلّا انداخت
گره انداخت به کار همه دنیا؛ آنکه
ریسمان گردن مولای دو دنیا انداخت
در قیامت جلوی چشم همه میاُفتد
آنکه در کوچه تورا بین تماشا انداخت
#محمدحسن_بیاتلو | پروانگے...
فاطمہام
خانمم
امید دل علی
نور خانہ علی
دلیل نفسها؎ علی
محرم راز علی
امانت علی
نور دیده علی
آرامش علی
همراه علی
همدم علی
رفیق علی