#یڪفنجانغزل ☕️🌿
من هرنفسم برنفس ناز تو بند است
من مشتريَم قيمت لبخندتوچند است
برماه رقيب آمده او هم شده شاكى
غُر ميزندو پشت سرهم گِله مند است
چادر به سرت كن كه دگر تاب ندارم
گيسوى سياهت بخدا عامه پسند است
تو هيچ خبر از دل عشاق ندارى
ريزد به سر شانه اگر موى،كمنداست
زخمى شده ام از تبر تيز نگاهت
گاهى بخدا زخم به شيرينى قند است
عمريست كه با قافيه ها دمخورم اما
دريافته ام قبل تو اشعار چرند است...
#شهریار | پروانگے...
مگر چند بار به دنیا آمدهایم
که این همه میمیریم...؟
#گروس_عبدالملکیان | پروانگے...
به دیدارم بیا
ای هم گناه ای مهربان با من...!!
#مهدی_اخوانثالث
#نیم_بیتی
امشب ای ماه شدم غرق غم و تنهایی
باز من ماندم و تو شعر و شب و شیدایی
پروانگے...🌚✨
هدایت شده از روزمرگی نویس!🌧️🍁
چشمان تو یک عمر مرا ریخته برهم
چشمان تو اکنون بگو آیِنِهیِ کیست؟؟
#گلی_نوشت
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
زنی، در شعرهای من، عروس فصل باران است
دل پاییزیاش دائم، اسیر برگریزان است
اگر چه چون گلی زیباست این بانوی بارانی
چنان از عشق ترسیده، که از بودن پشیمان است
غزلساز است گیسویش، هزاران داستان دارد
روایت میکند از آنچه که، در سینه پنهان است
لبش طعنه به حلوا میزند از بس که شیرین است
دلش، گنجینه ای از درد و غم های فراوان است
تمام چشم ها خیره به دنبال گل رویش
ولی چشمان او دائم، برای یار گریان است
بهار آرزوهایش به تاراج خزان رفته
گلستان جمال او، از این تاراج بی جان است
زنی در شعرهای من، بدون عشق میمیرد
خدا در این غریبستان بر او پیوسته گریان است...
#مهتاب_بهشتی | پروانگے...
مثل سنگی زیر آب
از خویش می پرسم مدام
ماه پایین است یا بالا چه فرقی میکند..؟
پروانگے...🌔🌪