eitaa logo
『 پَــروانگے‌ ! 🇵🇸 』
2.4هزار دنبال‌کننده
808 عکس
98 ویدیو
22 فایل
﹝فُرصٺ‌پَـروانـگےمابینِ‌دَسٺانِ‌من‌اسٺ درفضایِ‌ٺنگِ‌آغـوشم‌بیاپروازڪن...!﹞ حــَرفــٰاتون↓ ↳﹝ @dell_tangii﹞ مدیــرمۅن↓ ↳﹝ @parvanegii﹞ شرایط↓ ↳﹝ @sharaet_parvanegi_2021﹞ تبلیغات↓ https://eitaa.com/joinchat/1487930112Cd5c310e460
مشاهده در ایتا
دانلود
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق که نامی خوش تر از اینت ندانم وگر -هرلحظه- زندگی تازه گیری به غیر از ″زهر شیرینت″نخوانم...:) |پروانگی....
ای زمان، ای آسمان، ای کوه، ای دریا! خواب یا بیدار، جاودانی باد این رویای رنگینم!! |پروانگی...
ببین که از که بُریدی و با که پیوستی!😏
من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد آن آشنا کرد... | پروانگے...
لبان ما دیری ست به هم فشرده چون نیلوفرانِ نشکفته ست... چنان به زندگی بی نشاط خو کردیم؛ که نقش روشن لبخند یادمان رفته ست! 🥀
آنانڪہ بھ سرمستی ما طعنہ زنانند بگذار بمانند بھ خمار؎ ڪھ ز ما هیچ ندانند :) _________⸙ •پࢪوانگے
ا؎ شراب تلخ من، ترڪ تو تسڪینم نداد بی تو بودن هم شبیہ با تو بودن مشڪل است پࢪوانگے
تو بھ تحریڪِ فلڪ فتنہ؎ِ دورانِ منی من بھ تصدیقِ نظر محوِ تماشا؎ِ توام | °پࢪوانگے°
گر چه با یادش، همه شب، تا سحرگاهان نیلی فام ، بیدارم... گاهگاهی نیز وقتی چشم برهم میگذارم خواب های روشنی دارم عین هشیاری! آنچنان روشن که من در خواب، دم به دم با خویش میگویم که: بیداری ست، بیداری ست، بیداری!! |پروانگی...
جمال یار شد قبله نمازم...
☕️🌿 درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت سجاده گشودم که بخوانم غزلم را سمتی که تویی عقربه قبله نما رفت در بین غزل نام تو را داد زدم ، داد آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت !؟ من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت با شانه شبی راهی زلفت شدم اما ... من گم شدم و شانه پی کشف طلا رفت در محفل شعر آمدم و رفتم و ... گفتند ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت !؟ می خواست بکوشد به فراموشی ات این شعر سوزاندمش آنگونه که دودش به هوا رفت!!! | پروانگے...