#یڪفنجانغزل ☕️🌿
تو را بی مرز می خواهم،تو را ای ناگهان زیبا!
درون بستری از گل،تو را تا مرز رویاها
تو مثل استوایی که دلم را گرم می سازی
و من جغرافیای تو در این شبهای بی فردا
تمام قلب من از تو،تمام روح تو از من
تو امشب ساحلم باش و منم تشنه تربن دریا
مرا با سرخی سیبی بگیر از این زمین بد
بهشت خویش را بگشا به سمتم نازنین حوا!
بیا بگذار چشمانت بیاشوبد جهانم را
و بی اندازه با من باش در این احساس بی پروا
شبی بی مرز با من باش،شبی بی حد و اندازه
مرا از من بگیر بانو،رهایم کن از این دنیا
#رضا_قریشینژاد | پروانگے...
گفتم این دریا و این یک ذره راه!
می رساند عاقبت خود را به ماه!
من، چه می گویم، جدا از ماهِ خویش
بین ما،،
افسوس:
اقیانوس ها....
#فریدون_مشیری|پروانگے...🍂
اونجا که #فروغ_بسطامی میگه:
تو به تحریکِ فلک، فتنهیِ دورانِ منی!
من به تصدیقِ نظر، محوِ تماشایِ توام...
پروانگی♥️
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
آمد درست زیر شبستان گل نشست
دربیـن آن جماعت مغـرور شب پرست
یک تکــــه آفتاب؟ نــه! یک تکه از بهشت...
حالا درست پشت سر من نشسته است
"چادر نماز گل گلی انداخته به سر"
افتاده از بهشت بر این ارتفاع پست
این بیت مطلع غزلــی عاشقانه نیست
این چندمین ردیف نمازی خیالی است
گلدسته اذان و من های هــای های
الله اکبر و... َانَا فی کُلِّ واد ِ ... مست
سُبحـــانَ مَن یُمیت ُ و یُحیــــــــی و لا ا له
ا لّا هُو ا لــَّــذی ا خَذ ا لعهْــــدَ فی ا لَسْت
سُبحان ربِّ هــر چــــه دلـــم را ز من برید
سُبحان ربِّ هر چه دلم را ز من گسست
(یک پرده باز پشت همین بیت می کشیم
او فکر می کنیم در این پرده مانده است)
#محمدحسین_بهرامیان|پروانگے...🧡☘
این جملہ ابتهاج رو باید با طلا نوشت⇣
وقتی چشمت را باز میڪنی
میبینی بزرگترین ضربہ ها
را همانهایی زدھاند ڪھ زمانی
با چشم بستہ و از تھ دل
دوستشان داشتہا؎...🙂💔
#فَکْت | °پࢪوانگے°
یوسف گمگشتہ باز آمد؟! نیامد حافظا!
تازھ "ڪنعان" دِھ به دِھ دنبال یوسف میرود...
وقت شرعی لطف ڪن⇣
از پیش مسجد رد مشو
موجبات سستی ایمان مردم میشو؎ :)
•پࢪوانگے•