بھ ڪمال عجز گفتم: ڪھ بھ لب رسید جانم...
بھ غرور و ناز گفتی: تو مگر هنوز هستی؟ ᨖ
•پࢪوانگے•🙂💔
آنچنان ذهن من از خواستنت سرشار است
ڪھ شب از یاد تو تا وقت سحر بیدار است...
•پࢪوانگے•
#یڪفنجانغزل ☕️🌿
آخر خط مانده ام ، از بس عذابم می دهی
با صدای دلفریب خود خطابم می دهی
صبحدم مانند گل خود را چه زیبا کرده ای
از لب گلبرگی ات یک قطره آبم می دهی
در غروب رفتنت دنیای من دلتنگ شد
از خم خورشید خود جام شرابم می دهی؟
من نوشتم یک غزل در دفتر افکار خود
خوانده ای شعر مرا آیا جوابم می دهی؟
از غرورت شیشه ی قلبم ترک خورد و شکست
بوسه ای چسبنده آیا وقت خوابم می دهی؟
#معصومه_سلیمی | پروانگے...
بر شانه هایت باز دُنبال چه میگردی؟
انگیزه پَرواز باید در دِلت باشد🕊♻️
#مهدی_فرجی
خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی
که به پیرانه سرم دست دهد ماوایی
آرزو میکندم از تو چه پنهان دارم
شیشهٔ باده و طلعت خوش زیبایی✨🌊
خشت بر خشت زوایای جهان گردیدم
منزلی امن تر از گوشه تنهایی نیست...🌤
#طالب_آملی
°𝑷𝒂𝒓𝒗𝒂𝒏𝒆𝒈𝒊.²⁰²¹°
•❄️•
به شانه ام می زنی که تنهاييم را تکانده باشی؟
به چه دل خوش کرده ای؟
تکاندن برف از شانه ی آدم برفی؟!
#گروس_عبدالملکیان