#داستان_کوتاه
#عنایت_آقا_صاحب_الزمان_عج
{بسم الله الرحمن الرحیم}
– احمد بن فارس ادیب از اساتید شیخ صدوق می گوید:
– راشد همدانی از مردم همدان به حج می رود. هنگام بازگشت، کاروان در بیابانی منزل می کنند تا شب را به روز آورند.
– مرد، در انتهای کاروان به خواب رفته بود. وقتی که از حرارت آفتاب بیدار شد، کاروان رفته بود و اثری از آن به جای نمانده بود.
– حاجی همدانی در این زمینه می گوید:
– در آن لحظه وحشت زده از جا برخاستم و بدون آن که بدانم به کجا می روم، با توکل له خدا به راه افتادم. مقداری راه رفته بودم که سرزمین سبز و خرمی را دیدم و در وسط آن منطقه سرسبز، خانه ای را دیدم که دربانی بر درِ آن ایستاده است. به سوی دربان رفتم، تا مرا راهنمایی کند.
– دربان، مرا با خوشرویی پذیرفت و بعد از اجازه گرفتن از صاحب خانه مرا به درون خانه نزد صاحب خانه برد. جوانی در اتاق نشسته بود و در بالای سرش شمشیر بلندی از سقف آویزان بود. سیمای آن جوان مانند ماه شب چهارده می درخشید. سلام کردم بعد از پاسخ فرمود: می دانی من که هستم. گفتم: نه.
– فرمود: من قائم آل محمد(ص) هستم. من آن کسی هستم که در آخر الزمان ظهور خواهم کرد و جهان را پر از عدل و داد خواهم کرد؛ وقتی که از ظلم و بیداد پر شده باشد.
– تا این سخن را شنیدم، به رو بر زمین افتادم و چهره ام را به خاک ساییدم. فرمود: این کار را نکن سرت را بلند کن.
– من اطاعت کردم. سپس فرمود: تو فلانی هستی و نام مرا بر زبان آورد. از شهری هستی که در دامن کوه قرار دارد و هَمَدانش گویند.
– گفتم: آری سرورم چنین است.
– فرمود: می خواهی نزد خانواده ات بازگردی.
– گفتم: بلی ای آقای من، و به آنان مژده دیدار شما را خواهم داد.
– حضرتش به خادم اشاره ای فرمود.
– خادم، دستم را گرفت و کیسه ای به من داد و چند قدم همراه من برداشت که من تپّه و ماهورها و درختانی و مناره مسجدی را دیدم.
– پرسید: این شهر را می شناسی؟! گفتم: نزدیک ما شهری است به نام اسد آباد و این بدان شهرماند.
– گفت: این همان اسد آباد است برو به خوشی و سعادت. دیگر او را ندیدم. وقتی که داخل اسد آباد شدم، کیسه را باز کردم. دیدم محتوی چهل یا پنجاه دینار زر است. پس به سوی همدان رفتم و تا دینارها باقی بود روزگار خوشی داشتم.
– همسفران او که در حج بودند، پس از زمانی نه چندان کوتاه رسیدند و گم شدن او را به همه می گفتند. وقتی او را در شهر خودشان دیدند، تعجب کردند. فرزندان و خاندان او و بسیاری از کسان، از سفر این مرد هدایت یافتند.[۱]
✍ پی نوشت
[۱] كمال الدين و تمام النعمة، ج ۲، ص ۱۸۸
📚 منبع : امام زمان (عج) سرچشمه نشاط جهان، ص: ۱۴۷؛ پاک نیا، عبدالکریم.
📡لینک عضویت کانال ایتا بصیر۲٠👇
🆔https://eitaa.com/Basir20