تاثیرشخصیت حضرت معصومه(س) بر فرهنگ و تمدناسلامی
https://hawzahnews.com/x4W9q
https://iqna.ir/00IMnQ
حضرت فاطمه معصومه(س)؛ الگوی عملی برای بانوان جوان
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️یا فاطمة اشفعي لنا في الجنة
سالروز شهادت حضرت فاطمه معصومه «سلام الله علیها» تسلیت باد🖤
@pasokh0👈👈👈عضویت
زمان:
حجم:
78.7K
آیا در اسناد معتبر، تاریخ ولادت و شهادت حضرت معصومه (س) وجود دارد؟
✅ پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
آمده. منتها نه در منابع خیلی معتبر مثلا ارشاد و کتابهای از این دست. ولی بله، آمده هم تاریخ تولدش آمده، هم تاریخ رحلت اش در منابع است.
@pasokh0👈👈👈عضویت
شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها.m4a
حجم:
11.9M
مسجد باقریه
شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها
● قم حرم اهل بیت علیهم السلام
● حرمت حرم را نگه داریم
● آیا صفویه ما را شیعه کرد؟
● دلایل عظمت حضرت معصومه سلام الله علیها
● طرفدار واقعی زن_زندگی_آزادی ما هستیم
@pasokh0👈👈👈عضویت
دلیل اخراج از بهشت!
💠هروي گفت: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: یا ابن رسول الله! بفرمایید آن درختی که آدم و حوا از آن خوردنـد، مردم در این مورد اختلاف دارنـد. بعضـی روایت می کنند که گندم بوده و بعضـی انگور و بعضـی می گویند که درخت حسد است. فرمود: همه اینها درست است.
عرض کردم: پس این وجوه با اختلافی که دارنـد به چه نحو توجیه می شود؟ فرمود: ابا صـلت! درخت بهشت داراي انواع میوه ها است؛ در درخت گندم، انگور نیز هست، مانند درخت هاي دنیا نیست. وقتی خداوند آدم را به واسـطه سجده کردن ملائکه گرامی داشت و او را داخل بهشت نمود، در دلش خطور کرد که آیا خـدا خلقی بهتر از من آفریـده است؟ خداونـد از حـدیث نفس اومطلع گردیـد و به او وحی کرد که: اي آدم! سـربلندکن وساق عرش را نگاه کن! آدم سـر بلند نمود و به ساق عرش نگاه کرد. دید نوشـته شده: «لا اله الا الَّله، محمد رسول الله. علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین و زوجته فاطمه سیده نساء العالمین. الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه» {نیست خدایی جز خداي یگانه، محمد فرستاده اوست، علی بن ابی طالب امیر مؤمنان
است و همسرش فاطمه سرور زنان جهان است. حسن و حسین سرور جوانان بهشتی هستند}آدم عرض کرد: خـدایا! اینها کیاننـد؟ فرمود: از فرزنـدان تو هسـتند. آنها از تو و از تمام مردم بهترند. اگر آنها نبودند، نه تو را خلق می کردم و نه بهشت و جهنم و نه آسـمان و زمین را. مبادا به آنها با دیـده حسـد نگاه کنی که از جوار خود خارجت میکنم!
اما او با چشم حسـد به آنها نگاه کرد و شان و مرتبه آنها را تمنا کرد. پس شـیطان بر او چیره شـد، تا اینکه از درختی که از آن نهی شـده بود خورد. و شـیطان بر حوا چیره گشت به خاطر اینکه حوا با چشم حسد به فاطمه سـلام الله علیها نگریست، تا اینکه همچنـان که آدم از آن درخت خـورد، حـوا نیز خـورد و خـدا آن دو را از بهشت اخراج کرد و از جـوار خود خـارج کرد و به زمین آورد.
منبع📚:عیون اخبار الرضا، ص 170
@pasokh0👈👈👈عضویت
داستانی آموزنده
در تاریخ امده است روزی مردی عرب از بادیه نزد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آمد. شتر خود را پشت مسجد خوابانید و وارد مسجد شد.
بعضی از اصحاب به نعیمان بن عمرو انصاری گفتند: «اگر این شتر را بکشی، گوشت آن را میان خود تقسیم میکنیم و پیامبر صلیاللهعلیهوآله بهای شتر را به آن مرد عرب خواهد پرداخت و او را راضی خواهد کرد.»
نعیمان شتر را کشت.
چیزی نگذشت که مرد عرب از مسجد بیرون آمد و شتر خود را کشته دید. فریاد برآورد و نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآله شکایت کرد. نعیمان نیز از آنجا گریخت و خود را پنهان کرد.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله از ماجرا آگاه شد و فرمود: «نعیمان کجاست؟»
اصحاب در جستوجوی او برآمدند تا اینکه فهمیدند در خانه ضُباعه دختر زبیر بن عبدالمطلب، همسر مقداد بن اسود، پنهان شده است. او خود را در گودالی مخفی کرده و مقداری علف بر روی خود ریخته بود تا دیده نشود.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله همراه گروهی از اصحاب به آنجا آمدند. محل اختفای نعیمان را نشان دادند. علفها را کنار زدند و نعیمان را بیرون آوردند؛ در حالی که خاک و خاشاک بر چهرهاش نشسته بود.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله با روی گشاده به او فرمود: «ای نعیمان! این چه کاری بود که انجام دادی؟»
نعیمان گفت: «یا رسولالله! همان کسانی که جای مرا به شما نشان دادند، مرا به این کار وادار کردند.»
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله تبسم کرد و با دست مبارک خود خاک و خاشاک را از صورت نعیمان پاک نمود و سپس بهای شتر را به صاحبش پرداخت کرد و او را راضی ساخت.
@pasokh0👈👈👈عضویت
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاطراتی از زبان مرحوم حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی
@pasokh0👈👈👈عضویت
کرامتی از حضرت معصومه سلام الله علیها
...
🖤شفای دختر لال
حجه الاسلام آقای حاج آقا حسن امامی چنین نوشتهاند که: روز پنجشنبه دهم رجب ۱۳۸۵ هـ. ق دختری ۱۳ ساله از اهالی آب روشن آستارا به اتفاق پدر و مادرش به قم آمدند در حالی که دختر در اثر مرضی دچار عارضه لالی شده بود و قوه گویایی خود را از دست داده بود و با مراجعه به اطباء هم معالجه نشده بود، در حالی که از دکترها مایوس بودند به کنار قبر مطهر فاطمه معصومه علیهاالسلام پناهنده شدند.
به مدت دو شب در کنار ضریح مبارک نشسته گاهی در حال گریه و گاهی با زبان بی زبانی مشغول راز و نیاز بود که یک مرتبه همه چراغهای حرم خاموش گردید.
در همان حال دختر مذکور مورد عنایت حضرت قرار گرفت و صیحه عجیبی کشید که خدام و زائرین شنیدند. جمعیت هجوم آوردند تا مقداری از لباس او را به عنوان تبرک بگیرند. خدام دختر را به کشیک خانه بردند تا جمعیت متفرق شدند. دختر گفت:
در همان وقت خاموشی چراغهای حرم، چنان روشنایی و نوری دیدم که در تمام عمرم مثل آن را ندیده بودم و حضرت را دیدم که فرمود: خوب شدی و دیگر میتوانی سخن بگویی و آف بزنی؛ من فریاد زدم، دیدم زبانم باز شده است.
@pasokh0👈👈👈عضویت
داستانی آموزنده
عبدالله یتیمی بود که در کودکی تحت تکفل عموی خود بزرگ شد و از نظر ثروت دنیا چیزی نداشت.
اما با گذشت زمان و توجه عمویش، صاحب ثروت زیادی از جمله گوسفند، شتر، غلام و کنیز شد.
او را در دوران جاهلیت «عبدالعزی» مینامیدند.
مدتها بود که عبدالله میل وافری به اسلام داشت، اما از ترسِ واکنشهای عمومی و به دلیل خشن و متعصب به نظر رسیدنِ خود، آن را کتمان میکرد.
سرانجام پس از وقایع فتح مکه، عبدالله دیگر نتوانست بر میل خود غلبه نکند و نزد عمویش رفت.
او گفت: «مدتها بود که مایل به اسلام آوردن بودم و انتظار داشتم شما هم اسلام قبول کنید، اما اکنون تصمیم گرفتهام به مسلمانان بپیوندم.»
عمویش با خشم تهدید کرد که اگر چنین کند، تمام اموال و حتی لباسش را از او خواهد گرفت.
عبدالله با ایستادگی بر ایمان خود، آنچه داشت از دست داد و با پارچهای که از مادرش گرفته بود (بِجاد)، به سوی پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) رهسپار شد.
پیامبر (ص) نام او را از «عبدالعزی» به «عبدالله ذوالبجادین» تغییر داد.
📙[۱] ابن اسحاق، *السيرة النبویة*، روایت یونس بن بکیر، ص ۲۹۴.
[۲] ابن اثیر، *أسد الغابة فی معرفة الصحابة*، ج ۳، ص ۱۲۳.
[۳] ابونعیم اصفهانی، *دلائل النبوة*، ج ۱، ص ۵۲۵.
[۴] علامه مجلسی، *بحار الأنوار*، ج ۲۱، ص ۲۵۰.
@pasokh0👈👈👈عضویت