eitaa logo
پاسخ به شبهات وسئوالات ونکات اخلاقی وداستانهای آموزنده تاریخی جذاب، مفید ،شیرین
2.2هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
9هزار ویدیو
101 فایل
https://eitaa.com/joinchat /4020764681C7aaad105a7 ارتباط با ادمین و ارسال سوالات @Adminpasohk
مشاهده در ایتا
دانلود
‏۱. حقیقت و واقعیت وجود جن‏ از منظر قرآن کریم و اجماع مسلمین (شیعه و اهل‌سنت)، وجود جن حقیقتی انکارناپذیر است؛ چرا که یک سوره کامل به نام «جن» ‏در قرآن نازل شده و در بیش از ۴۰ آیه نام جن و مشتقات آن آمده است:‏ ‏1.‏ مبدأ خلقت: ‏ o قرآن کریم تصریح می‌کند:‏ ‏«وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ» (حجر: ۲۷)‏ ‏«و پیش از آن، جن را از آتش سوزان و نافذ آفریدیم.»‏ • و نیز: «وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ» (الرحمن: ۱۵).‏ ‏2.‏ تکلیف و اختیار: ‏ o جن‌ها همانند انسان‌ها مکلف، دارای اراده، مؤمن و کافر هستند:‏ ‏«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» (ذاریات: ۵۶)‏ ‏«و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند.»‏ • در سوره جن، آیه‌های ۱۴ و ۱۵ از زبان خودِ جنیان نقل شده است:‏ ‏«وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ…»‏ ‏«و از میان ما برخی مسلمان و برخی منحرف و ستمکارند…»‏ ‏3.‏ حجاب میان ادراک جن و انسان: ‏ o اصل بر این است که جن‌ها دیده نمی‌شوند:‏ ‏«إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ» (اعراف: ۲۷)‏ ‏«او [شیطان] و قبیله‌اش شما را از جایی می‌بینند که شما آن‌ها را نمی‌بینید.»‏ @pasokh0👈👈👈عضویت
آیا جن ها می توانند در انسان نفوذ کنند واذیت نماید؟⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️
پیرامون امکان نفوذ یا تصرف فیزیکی یا تنی جن در انسان، میان عالمان و مفسران دو دیدگاه وجود دارد:‏ دیدگاه اول: امکان تسلط، نفوذ و آزار جسمی/روحی (دیدگاه مشهور قدما)‏ بسیاری از مفسران و محدثان بر این باورند که امکان اذیت و تصرف در عقل یا بدن انسان از سوی شیاطینِ جن وجود دارد. مستندات ‏این گروه:‏ ‏1.‏آیه رباخواران: ‏ oقرآن کریم می‌فرماید:‏ ‏«الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ…» (بقره: ۲۷۵)‏ ‏«کسانی که ربا می‌خورند، [در قیامت] برنمی‌خیزند مگر مانند برخاستن کسی که بر اثر تماس شیطان، دچار جنون و آشفتگی شده ‏است…»‏ بسیاری از مفسران کهن (مانند شیخ طوسی در التبیان، طبرسی در مجمع البیان و طبری در جامع البیان) «مَسّ» را به معنای تماس، ‏دیوانگی ناشی از ورود یا غلبه شیطان/جن گرفته‌اند.‏ ‏2.‏روایات تاریخی و روایی: ‏ oروایاتی درباره استعاذه پیامبر (ص) از شر شیاطین و جن، یا برخی وقایع تاریخی در کتب حدیثی پیرامون آزار و ‏اذیت جنیان به انسان‌ها ذکر شده است.‏ oدر روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است:‏ ‏«إِنَّ الشَّيْطَانَ يَجْرِي مِنِ ابْنِ آدَمَ مَجْرَى الدَّمِ» (صحیح البخاری، ح ۳۲۸۸؛ بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۲۸۹)‏ ‏«شیطان در انسان مانند جریان خون در رگ‌ها حرکت و نفوذ دارد.» (برخی مفسران آن را کنایه از نفوذ وسوسه و برخی فراتر از ‏آن دانسته‌اند).‏ دیدگاه دوم: نفی تسلط فیزیکی و انحصار در وسوسه فکری/روانی (دیدگاه محققان و عقل‌گرایان)‏ گروهی دیگر از متکلمان شیعه (مانند شیخ مفید، سید مرتضی) و مفسران معاصر (مانند علامه طباطبایی در مواردی):‏ ‏1.‏نفی تسلط تکوینی: ‏ oقرآن تصریح می‌کند که ابلیس و شیاطین هیچ قدرت و تسلط جبری بر انسان ندارند:‏ ‏«وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي…» (ابراهیم: ۲۲)‏ ‏«[شیطان در قیامت می‌گوید:] و مرا بر شما هیچ تسلطی نبود، جز این‌که دعوتتان کردم و شما اجابتم کردید…»‏ •همچنین:‏ ‏«إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» (نحل: ۹۹)‏ ‏«او بر کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل می‌کنند، هیچ تسلطی ندارد.»‏ ‏2.‏تأویل آیه مسّ: ‏ oاین دسته از مفسران معتقدند تشبیه در آیه ۲۷۵ بقره («يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ»)، همسو با تمثیلات عرفی ‏رایج میان مردم عصر نزول برای مجنون است، یا مراد از مسّ شیطان، اختلال فکری ناشی از وسوسه‌های پیاپی ‏است، نه حلول فیزیکی روح یا جسم جن در کالبد انسان؛ زیرا انسان دارای روح مستقل است و حلول روحی ‏دیگر در بدن زنده از نظر اصول کلامی و فلسفی مردود است.‏ ‏۳. جمع‌بندی دیدگاه‌ها •در اصل وجود: وجود جن به نص صریح قرآن قطعی و جزو باورهای اسلامی است.‏ •در نفوذ وسوسه‌ای و روانی: مسلّم است که شیاطینِ جن می‌توانند القای وسوسه، اوهام و ترس کنند («يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ ‏النَّاسِ * مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ»).‏ •در تسلط و آزار فیزیکی مستقیم: اگرچه از نظر عقلی ناممکن شمرده نمی‌شود و پاره‌ای از روایات و ظواهر تفسیری ‏احتمال آن را نفی نمی‌کنند، اما تسلط مطلق، نفوذ حلولی و آزار بی‌دلیل با سنت‌های تکوینی الهی و آیات دالّ بر عدم سلطه ‏شیطان بر بندگان در تضاد است. بسیاری از علائمی که در عرف به جن‌زدگی نسبت داده می‌شود، از دیدگاه علمی و ‏پزشکی به عنوان اختلالات عصبی، روانی (مانند صرع، اسکیزوفرنی، اختلال تجزیه هویت) شناخته می‌شوند.‏ •راه‌های در امان ماندن: در آموزه‌های اسلامی، بر خواندن قرآن (به‌ویژه آیة الکرسی، معوذتین؛ یعنی سوره‌های فلق و ناس) ‏و توکل به خداوند جهت دفع وسوسه‌ها و شرور جنیان و شیاطین تأکید شده است.‏
آیا جن می تواند روابط جنسی با زنان و..انسان برقرار کند ؟⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️ @pasokh0👈👈👈عضویت
زمان: حجم: 139.8K
سلام‌ استاد محمدی بزرگوار. آیا امام زمان (عج) حتما روز جمعه ظهور می کند؟ @pasokh0👈👈👈عضویت 🌸لطفا با معرفی این کانال به دیگران در ثواب نشر معارف اهل بیت علیهم السلام شریک شوید.
داستانی آموزنده عبدالملک بن عمیر، از راویان و بزرگان کوفه، می‌گوید: در قصر کوفه نزد عبدالملک بن مروان نشسته بودم. در آن هنگام سرِ بریدهٔ مصعب بن زبیر را در برابر او نهاده بودند. چون آن منظره را دیدم، لرزه و اضطراب سراسر وجودم را فرا گرفت و حالتم دگرگون شد. عبدالملک بن مروان متوجه پریشانی من شد و گفت: «تو را چه شده است که این‌گونه ناراحت و مضطربی؟» گفتم: «خاطره‌ای از این قصر در ذهنم زنده شد که با دیدن این صحنه، لرزه بر اندامم افتاد. روزی در همین مکان نزد عبیدالله بن زیاد نشسته بودم و سر مقدس حسین بن علی(علیهماالسلام) را در برابر او دیدم. پس از مدتی، در همین مکان نزد مختار بن ابی‌عبید نشسته بودم و سرِ عبیدالله بن زیاد را در برابر او دیدم. مدتی بعد، باز در همین مکان نزد مصعب بن زبیر بودم و سرِ مختار را در برابر او مشاهده کردم. و اکنون نیز در همین مکان، سرِ مصعب بن زبیر را در برابر تو می‌بینم! این دگرگونی‌ها و سرانجام کسانی که در این قصر به خون‌ریزی و ستم دست زدند، مرا به وحشت انداخت.» عبدالملک بن مروان از شنیدن این سخن سخت متأثر و متوحش شد. سپس از جای برخاست و گفت: «لَا أَرَاكَ اللهُ الْخَامِسَ» یعنی: «خداوند پنجمین نفر را به تو نشان ندهد.» آنگاه دستور داد آن قصر و جایگاه را ویران کنند. و بدین‌گونه، در همان مکانی که سرِ حسین بن علی(علیهماالسلام) به دستور عبیدالله بن زیاد حاضر شده بود، پس از گذشت سال‌ها سرِ همان ستمگر، سپس سرِ مختار و پس از آن سرِ مصعب بن زبیر دیده شد؛ و این ماجرا برای حاضران، نمونه‌ای عبرت‌آموز از مکافات ستم و گردش روزگار گردید. منبع : ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقة، ص ۱۹۸، @pasokh0👈👈👈عضویت
عجله‌ای که رزقِ حلال را حرام کرد!🐎 روزی امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) به درِ مسجد رسیدند. مردی آنجا ایستاده بود؛ حضرت مرکب خود را به او سپردند تا لحظاتی نگه دارد و خودشان برای اقامه نماز وارد مسجد شدند. وقتی امام از مسجد بیرون آمدند، دو درهم در دست داشتند تا به عنوان دستمزد به آن مرد بدهند. اما دیدند مرکب بدون لجام (افسار) رها شده و آن مرد، افسار را دزدیده و فرار کرده است! حضرت دو درهم را به غلام خود دادند و فرمودند: «به بازار برو و برای مرکب افساری بخر.» غلام به بازار رفت و دید دقیقاً همان افسار دزدیده‌شده در بازار برای فروش گذاشته شده است! قیمت آن را پرسید؛ فروشنده گفت: «دو درهم!» (دزد آن را به دو درهم فروخته بود). غلام افسار را با همان دو درهم خرید و نزد امام آورد. امیرالمؤمنین (ع) با شنیدن ماجرا فرمودند: > «إِنَّ الْعَبْدَ لَیَحْرُمُ نَفْسَهُ الرِّزْقَ الْحَلَالَ بِتَرْکِ الصَّبْرِ، وَ لَا یُزَادُ عَلَى مَا قُدِّرَ لَهُ» > «انسان به خاطر بی‌صبری و شتاب‌زدگی، خودش را از روزی حلال محروم می‌کند، در حالی که بیشتر از آنچه برایش مقدر شده، به دست نخواهد آورد!» 📚 منبع معتبر: * بحارالأنوار، علامه مجلسی، جلد ۴۲، صفحه ۱۶۲ * گناهان کبیره، شهید دستغیب، مبحث دزدی و رزق @pasokh0👈👈👈عضویت
⬅️بهلول و دو درهمِ حرام روزی بهلول در کوچه‌های بغداد قدم می‌زد که دید مردم دورِ شخصی جمع شده‌اند و او با عصبانیت فریاد می‌زند و کسی را متهم می‌کند. بهلول جلو رفت تا ببیند چه خبر است. مردِ عصبانی که به سمت بهلول برگشت، گفت: «ای بهلول! این مرد می‌گوید من دو درهمِ حرام خورده‌ام! در حالی که من از پدرم شنیده‌ام که او این دو درهم را از کسی گرفته که درِ خانه‌اش را دزد زده بود!» بهلول سرش را تکان داد و به مرد گفت: «پس تو از این مرد دو درهمِ حرام خورده‌ای، چون او مالِ دزدی را به تو داده است.» 🔸مرد با عصبانیت گفت: «نه! این حرفِ تو اشتباه است! من از او حرام نخورده‌ام!» بهلول با لحنی آرام اما نافذ پرسید: «چرا؟» مرد با عجله گفت: «چون پدرم گفته بود که آن دزد، خودش آن دو درهم را از صدقه گرفته بود!» بهلول که متوجه بازیِ کلمات و پیچیدگیِ این “حرام” شده بود، لبخندی زد و گفت: «بسیار خوب! پس اگر پدرت درست گفته باشد، یعنی آن دو درهم، اول صدقه بوده، بعد دزدی شده و حالا به دستِ تو رسیده. حالا بگو ببینم، اگر تو هم این دو درهم را به کسی بدهی، آن شخص از تو چه می‌خورد؟» مرد که در این چرخه گیر افتاده بود، با درماندگی گفت: «خب… اگر من به کسی بدهم، او هم از من «حرام» می‌خورد!» 🔹بهلول با خنده گفت: «پس تو اگر از او «حرام» می‌خوری، او هم از تو «حرام» می‌خورد. این چه جور حرامی است که هم می‌خورند و هم می‌دهند؟! بهتر است بفهمی که مالِ شبهه‌ناک، چه اول و چه آخر، همان شبهه‌ناک است و خوردنِ آن، چه از دزد باشد و چه از صدقه‌ی دزدی، عاقبتِ خوشی ندارد ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ @pasokh0👈👈👈عضویت