هدایت شده از هانول ☆
اگه کانال زالزالک یه کاسه سوپ بود،یه کاسه سوپ عدسیِ داغ و خونگی بود؛ از اونایی که هم بوی خونه میدن، هم آدمو یاد یه عصرِ معمولیِ خوب میندازن.
نه خیلی شلوغ، نه خیلی رسمی؛ درست مثل یه کانال که از دلِ روزمرگی، درسخوندن و چندتا لحظهی بامزه ساخته شده.
طعماش هم همینطوره: یهکم جدی و حسابشده، یهکم شیطون و بامزه، و یهکم هم خستگیِ قشنگِ درس خوندن توش هست.
جوری که وقتی قاشق اول رو میخوری، حس میکنی یکی داره با صداقتِ کامل، از زندگیِ معمولی ولی دوستداشتنیش برات تعریف میکنه.🍲📚
هدایت شده از هانول ☆
اگر چنل Susurrous thoughts یک کاسه سوپ بود، میشد همان سوپِ داغ و دلچسبی که آدم توی خلوتِ یک عصرِ کشدار دور خودش میپیچد و میخورد؛ سوپی که طعمش پر است از جزئیاتِ سادهی زندگی، از آن عکسهای بیهوا که هرکدام قصهی خودشان را دارند تا موسیقیهایی که انگار دقیقاً برای حالِ همان لحظه ساخته شدهاند. همهچیز در این کاسه خیلی روان و بیتکلف کنار هم چیده شده؛ بدون هیچ پیرایهی اضافهای، فقط همینقدر صمیمی، همینقدر آرام و همینقدر واقعی، مثل زمزمههای نرمی که آدم فقط برای خودش و آدمهای نزدیکش تعریف میکند.⛅️🍲
هدایت شده از هانول ☆
اگر چنلِ engolmy diary یک کاسه سوپ بود، میشد یک سوپِ خیلی رقیق و خوشعطر، توی یک کاسهی سفالیِ ظریف که نورِ صبحگاهی روش افتاده.
این سوپ، طعمِ چایِ تازه و عطرِ گلمحمدی میده؛ انگار توی دستور پختش به جای ادویههای تند، یککم شکوفهی گیلاس و آرامشِ کتاب خوندن ریختن. همهچیزش مثل پستهاش، با نظمِ عجیبی کنار هم چیده شده؛ قاشققاشق که ازش میخوری، حس میکنی داری همزمان موسیقیِ مورد علاقهاش رو میشنوی و توی یک اتاقِ دنج، داری فیلم میبینی.
یه سوپِ بینهایت ملیح و مرتب که آدم رو نمیسوزونه، بلکه روحش رو آروم آروم گرم میکنه؛ درست مثل نشستن کنار پنجره تو یه روزِ بهاریِ بیدغدغه.🌸🍲