▫️افتاده بود زندان.
شکنجهها امانش را بریده بود.
به خودش گفت:
"بگذار نامه بنویسم برای امام،
هم برای آزادیام دعا کند،
هم از آقا پول بخواهم."
نامه نوشت.
اما خجالت کشید پول بخواهد.
خیلی زود جواب نامه به دستش رسید:
ظهر امروز، نمازت را در خانهات خواهی خواند!
همان شد که امام فرموده بود.
آزادش کردند.
به خانه که رسید نامهای دید، همراه صد دینار طلا.
نامه را باز کرد.
دستخط امام عسکری علیه السلام بود:
هر وقت نیازی داشتی از من خجالت نکش!
📚 الكافي، ج۱، ص۵۰۸.
#داستانک_مهدوی
#امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
"ازامام زمانت خجالت نکش، از خودش بخواه"
💌در زندان بود، به طریقی به #امام_حسن_عسکری_علیه_السلام❤
نامه نوشت که آقا خیلی
این زندان تنگ و زنجیرها خیلی سنگین هستند...
حضرت پیغام فرستادند که نگران
نباشد نماز ظهر را در خانه اش خواهد خواند
همان روز ظهر نشده آزادش کردند.
بعد از خواندن نماز با خودش
گفت ای کاش به حضرت گفته بودم :
آقا وضع مالیمان هم خراب است،
بجای اینکه کار کنیم فقط زندان بودم...
همان لحظه در خانه اش
را میزدند،
مبلغ قابل توجهی برایشان
پول آورده بودند،به همراه یک نامه.
🌤حضرت نوشته بود که:
هر وقت کاری داشتی از ما حیا نکن، معذب نباش، کار ما این است:
«نحنُ کهفٌ لِمن إلتجأ إلینا»
هرکسی به ما پناه ببره ما برایش کهف و پناهگاهیم».
#داستانک_مهدوی❤
كافي ج ١ ص ٥٠٨
دوستان به نظرم یک مطالعه کنید
درس مهمی توش نهفته است