🔸️ در شبهای ماه محرم، حسینیه ثارالله آمل همزمان پناهگاهی برای دلهاست؛ جایی که حلقههای کودکانه با رنگ و روایت جان میگیرند.
🔸️هر شب، کودکان حلقه پایگاه آلیاسین حسینآباد #آمل با دستان کوچکشان نقاشی میکشند؛ نقشهایی از اشک، لبخند، و دلهایی که برای کربلا میتپند. سرگروه حلقه برایشان قصه میگوید، قصههایی از حضرت علیاصغر علیهالسلام، که با لب تشنه رفت ولی با شکوه ماند؛ حضرت رقیه علیهالسلام، که کودکیاش را در غریبی گذراند اما چراغ دلها شد؛ و عبداللهِ حسن که شیرینی شهادت را در کنار حسین سلاماللهعلیه چشید.
🔸️ این گروههای تربیتی، پنجرهای شده رو به فهم و ایجاد حس مشترک؛ جایی که کودکان همزمان با بازی و نقاشی، با مفاهیم عشق، ایثار و ظلمستیزی آشنا میشوند.
#مازندران
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 عین پدر
رجزخوانی دختر شهید سلامی به شیوۀ پدر
#ایران_پیروز
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
اگر گفتند در ماجرای عاشورا عمرسعد بود و حسین، یزیدی بود و حسینی، هم درست گفتهاند و هم غلط.
در عاشورا سه گروه بودند، نه دو گروه.
امام حسین علیهالسلام و یارانش در یک سو، عمرسعد و یزیدیان در دیگر سو و اصحابِ تلّ، که ما به آنها اهالی تپه ندبه میگوییم، در سوی سوم بودند.
اهالیِ تپه ندبه نیز در کربلا حضور داشتند.
این مَثَلِ بزرگی است، اما چرا این تکه از تاریخ سانسور شده است؟ هر قدر لشکر عمرسعد زیاد بوده است سه چهار برابر آن بر سر تلّ بودهاند که برای امام حسین علیهالسلام گریه و زاری میکنند اما وقتی میبینند حضرت علی اصغر را روی دست گرفته است، «الله اکبر» نگفتند و به حضرت ملحق نشدند. من با این افراد کار دارم باید برویم یقه اینها را بگیریم و محاکمه تاریخی کنیم که شما که بودید؟ چه بودید؟ از کجا آمده بودید؟ چه فکر و اندیشهای داشتید؟ چه اتفاقی در درونِ شما افتاد که این گونه عمل کردید؟ و بعد عبور کنیم به زمانِ خودمان و بیندیشیم که چه ضمانتی هست من چنین نشوم؟
- کتاب اهالی تپه ندبه، محسن قنبریان، ص ۱۴۰ و ۱۴۱
#شاه_کلید
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
آیتالله حائری شیرازی رحمةاللهعلیه:
🔸لطف فراگیر امام حسین علیهالسلام
اگر اسلام به صورت یک قلعه باشد، حسین بن علی سلاماللهعلیهما یک درختی است که از این قلعه سر بیرون کرده است. کسانی که قلعه را قبول ندارند، زیر سایۀ این درخت مینشینند! سایۀ این درخت، از قلعه بیرون زده است. دیوارهای قلعه، زیر آن است. بیرونی ها هم میتوانند زیر سایۀ آن بنشینند. چه قدر کسانی هستند که از غیر اسلام میآیند و به این آقا پناه می برند و به او اعتقاد دارند!
یک وقتی از کوچههای محلۀ کلیمیها [در شیراز] عبور میکردم. خانم کلیمیای آمد. گفت: بچۀ هجده سالهای دارم. حال او بد است. بر روی یک پولی، حمدی بخوان که من با آن پول چیزی بخرم، نباتی بگیرم، بدهم به این برای شفا! گفتم: خانم شما کلیمی هستی. حمد مربوط به قرآن است. گفت: ما به حمد عقیده داریم! ما به امام حسین عقیده داریم! ما به حضرت عباس عقیده داریم! من هرچه گشتم، پول در جیبهایم نبود. خود او گشت و یک چیزی پیدا کرد. من بر آن حمد خواندم که او با آن برای بچهاش نبات بگیرد. این اعتقاد آنهاست. ما بعضی علما داشتیم که میرفتند در مسجد (عبادتگاه) کلیمیها روضه میخواندند! کلیمیها زار زار گریه میکردند! کلیمیهای آنوقت و کلیمیهای حالا، چه تفاوتی دارند؟ نمیدانم! در اینها هم انسانهای برجستهای هستند؛ یعنی قوم پیچیدهای هستند. اگر خوب بشوند، در خوبی کم نظیر هستند. اگر هم بد بشوند، خیلی اعجوبههائی هستند!
#شاه_کلید
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
نوجوانان پایگاه مهدیه #لنجان دلشان میتپید که کاری برای حضرت رقیه سلاماللهعلیها انجام دهند.
همفکری کردند و شدند بانی برگزاری روضه؛ «یا علی» گفتند و هر چه در توان داشتند به میان آوردند و روضهای برای دختر سه ساله امام حسین علیهالسلام برپا کردند.
#اصفهان
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
همهی داراییشان برای سیاهپوش کردن دیوار کاهگلی مسجد دو_سه تا پرچم بیشتر نیست. «عیسی» یک میز چوبی پایه شکسته از حیاط خانهشان آورده، «عباس» چفیهی پدرش را که یادگار روزهای فراخوانی رزمایش است، دخترها هم یکی دو تا شمع کوچک...
امامجماعت مسجد و شورای اسلامی از ایستگاه صلواتی نونهالان پایگاه زینب کبری علیهاالسلام روستای هرایین #آوج که به یاد شهید قاسم رمضانخانی برپا شده بود بازدید کردند و با نونهالان صالحین گپ و گفتی حسینی داشتند.
#قزوین
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
بُرِش، آن هم با ارهیکمانی پر هیجان است و شدیدا نیاز به دقت دارد.
وقتی بچهها جایی را اشتباه میبرند، با وسواس خاصی تلاش میکنند آن را جبران کنند و این چالش پر فراز و نشیب ادامه دارد.
یکی از بچهها «ایران» را درآورده و با لحنی پر از ذوق به مربی میگوید:
«آقای مربی! ببین نقشه ایرانمون رو درآوردم»
بچههای پایگاه امام حسن مجتبی علیهالسلام شهرستان #دشتی کلاس تابستانهی «آموزش معرقکاری» را خیلی دوست دارند و آن را با هیجانهای مثبت ناشی از جنگ با اسرائیل خبیث پیوند زدهاند.
#بوشهر
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
🌿 روایت رنگها از عطش عاشورا
🔸️در مسجد قمربنیهاشم علیهالسلام هر قلممو قصهای از دل کربلا را حکایت میکند. تصویر حضرت علیاصغر علیهالسلام، نه صرفاً یک چهره کودکانه، بلکه نماد مظلومیتی آسمانیست که در قاب سفید نقاشی جان میگیرد.
🔸️با راهنمایی گرم و دلسوزانهی خانم میری سرگروه حلقه صالحین پایگاه بشری #نکا کودکان از دل رنگها، معنا میآفرینند؛ قرمز برای اشک، آبی برای آرامش، سبز برای امید. این برنامه، پلیست میان حس و فهم، جاییکه کودک با دست خود تاریخ را لمس میکند.
#مازندران
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
☕️ چاییِ بعدِ روضه
مسجد کمکم خالی میشد، اما محمد و جواد و بقیه بچههای صالحین، با اینکه کلی تو مراسم زحمت کشیده بودن، اصلاً دلشون نمیخواست برن خونه!
دور سرگروه و امامجماعت حلقه زده بودن که صدای آشنایِ "جیرینگ جیرینگ" استکانها بلند شد. یکی از بچهها براشون چایی آورده بود. همون چایی داغ و خوشمزه بعد از روضه که دل آدمو گرم میکنه!
امسال مسجد روستای ایور #کوهسرخ با حضور این نوجوونای پرانرژی، یه حال و هوای دیگهای پیدا کرده بود.
امام جماعت از این که بعد از کلی برنامهریزی و زحمت در طول یکسال، بالاخره تونسته بود کاری کنه که بچهها مسجد رو دوست داشته باشن و خونه دوم خودشون بدونن و در همه برنامههای مسجد پرشور حاضر باشن، خوشحال بود.
#خراسان_رضوی
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••