eitaa logo
پیک صبا
15.7هزار دنبال‌کننده
27.7هزار عکس
7.1هزار ویدیو
2.2هزار فایل
پیکِ صبا پاتوقِ: #صالحینِ #بصیرِ #ایران ارسال خبر: از طریق مدیران استانی (روابط‌عمومی تعلیم و تربیت استان)
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
میرزا اسماعیل دولابی رحمةالله‌علیه: بعضی مواقع خداوند متعال می‌خواهد کسی را در مراتب بندگی زود بالا برود. به همین خاطر درهای زندگی او را مثل دیگ زودپز محکم می‌بندد و او را در سختی قرار می‌دهد. خود ما نمی‌دانیم که آیا ما در سختی‌ها بهتر خداوند را بندگی می‌کنیم یا در خوشی‌هایمان... اکثر کسانی که به مراتب بالای بندگی رسیدند، زندگی سختی داشته‌اند. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بدرقه عسل قرار بود فرمانده پایگاه آمنه روز اول مدرسه به همراه مادر عسل اون رو تا مدرسه بدرقه کنن؛ آخه مادرش که مربی پایگاهه می‌گفت: نزدیک شروع مدارس عسل بی‌تاب بود و ناآروم. هزار حرف رو می‌شد از نگاهش خوند. وقتی برای تهیه لباس مدرسه رفتیم، می‌دیدم مدام بر می‌گرده و اطراف رو نگاه می‌کنه. رد نگاهش به دختری بود که دستش تو دست پدرش بود... عسل نباید متوجه می‌شد که منم دلتنگ هستم. دستش رو محکم‌تر می‌گرفتم و با قدم‌های استوار راه می‌رفتم. اول مهر رسید، می‌دونستم که باز هم منتظر و چشم به راهه؛ جلو اومد، دستاشو دوطرف صورتم گذاشت و گفت: مامان می‌شه اول بریم دیدن بابا! و این شد که با هم راهی گلزار شهدا شدیم تا عسل با دعای خیر پدر شهیدش راهی سنگر علم بشه. همون طور که پدرش "شهید قائم وکیلی ملاشاهی "در سنگری دیگه حافظ امنیت ایران بود. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
🔰 خنکای خبر آمدن پاییز دارد. اما همچنان شور و حرارت تابستان برای نو+جوانه‌های صالحین برجاست. در اردوهایی که بوی کار جهادی و تشکیلاتی دارند؛ فرصتی برای یادگیری مسئولیت‌پذیری و جریان‌سازی در مسیر مدرسه و زندگی ایجاد می‌شود. 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••
38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تابستون داغ امسال توی سردترین شهر کشور برای نو+جوانه‌های حوزه ام‌البنین سلام‌الله‌علیها تبدیل به خاطره‌ای طلایی شد. شهری که به سردی هوا معروفه، با شور و حرارت بچه‌ها، گرم‌ترین روزهاش رو تجربه کرد. هشت پایگاه مجری طرح نو+جوانه‌ها، پر از خنده، پر از برنامه. از کلاس‌های فرهنگی و آموزشی گرفته تا بازی و اردو و تفریح. هر روز یه رنگ تازه، یه تجربه‌ی جدید. مربی‌ها مثل دوستان مهربون همیشه کنار متربی‌ها بودن، با خنده‌هاشون و انرژی‌شون همه چی رو قشنگ‌تر می‌کردن. بعضی وقتا شعر می‌خوندن، بعضی وقتا مسابقه می‌ذاشتن، گاهی وصیت‌نامه‌ی شهدا رو می‌شنیدن و اشکاشون قاطی لبخند می‌شد. همدیگه رو پیدا کردن، دوستی‌های جدید ساخته شد و حس کردن مسجد و پایگاه، خونه‌ی دومشونه. حالا که تابستون تموم شده، انگار یه آلبوم پر از عکس‌های قشنگ دستشونه. دفتر خنده‌ها، رفاقت‌ها و خاطره‌هایی که تا همیشه ماندگاره... 🆔 ••✾@peickesaba✾•• ••✾پاتوقِ‌صالحینِ‌بصیرِ‌ایران‌✾••