eitaa logo
پلاک ۱۳
101 دنبال‌کننده
707 عکس
141 ویدیو
7 فایل
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درَم... ✨❤️ + اگر نکته‌ای هست: @ftm_omt
مشاهده در ایتا
دانلود
نذر قربانی گروه جهادی سائحات ✔️ گروه جهادی سائحات در نظر دارد با کمک های عموم شما خیرین عزیز قربانی‌ انجام و گوشت آن را بین نیازمندان حاشیه شهر تقسیم کند💚 شماره کارت واریز مومنانه شما عزیزان : 📍6219861907801293 📍به نام سیّدمحمّدسجّادی لینک گروه خیرین سائحات برای اطلاع رسانی برنامه ها و گزارش فعالیت ها در ایتا: https://eitaa.com/joinchat/2873557323Ca4263eb8b4
پلاک ۱۳
نذر قربانی گروه جهادی سائحات ✔️ گروه جهادی سائحات در نظر دارد با کمک های عموم شما خیرین عزیز قربا
قیمت گوشت رو‌ که می‌دونید... خیلی از افراد نیازمند، منتظر عید قربان هستند... حالا که مقدور نیست نفری یه گوسفند بکشیم :)) برای جاهایی که گوسفند رو‌ مشارکتی می‌کشن، هرچقدر توانشو داریم کم‌ نذاریم ❤️ لطفاً این پیام رو نشر بدید :) [بله دین ما هم آیین کمک به نیازمند داره و هم آیین زیارت و حج! :)) ]
❤️‍🔥 ابوبکر جامۀ خلافت را بر تن كرد، در حالى كه مى‌دانست جايگاه من نسبت به حكومت اسلامى، چون محور آسياب است به آسياب كه دور آن حركت مى‌كند. او مى‌دانست كه سيل علوم از دامن كوهسار من جارى است، و مرغان دورپرواز انديشه‌ها به بلنداى ارزش من نتوانند پرواز كرد. پس من رداى خلافت رها كرده و دامن جمع نموده از آن كناره‌گيرى كردم و در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براى گرفتن حق خود به پا خيزم؟ يا در اين محيط خفقان‌زا و تاريكى كه به وجود آوردند، صبر پيشه سازم؟ كه پيران را فرسوده، جوانان را پير، و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مى‌دارد! پس از ارزيابى درست، صبر و بردبارى را خردمندانه‌تر ديدم. پس صبر كردم در حالى كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوى من مانده بود. + بخشی از خطبهٔ سوم نهج‌البلاغه @pelak13
دیروز باد زد و یه چیزی رفت توی چشمم. وقتی یه بطری آب خریدیم که چشمم رو باهاش بشورم، وقتی دنبال درمانگاه و بعدشم داروخونهٔ شبانه‌روزی می‌گشتیم، به همهٔ این کارهایی که می‌کردم فکر می‌کردم اما مسأله‌ای که بیشتر از همه تو ذهنم بود همون چیزی بود که تو چشمم بود! یاد این خطبه افتادم، و خب، می‌خوام بگم خاری در چشم یعنی هر لحظه عذاب. یعنی زندگی رو می‌گذرونی به هر حال؛ ولی با اندوهی رأس همهٔ مسائل. اندوهی که اونقدر اذیت‌کننده‌ست؛ که یک لحظه هم نمی‌تونی فراموشش کنی. و ما می‌دونیم که امام علی علیه‌السلام شیفتهٔ قدرت نبودند که درد، این باشه. درد، اسلامی بود که برپا داشته نمی‌شد و تحریف می‌شد. درد، دردِ تک‌تک مسلمون‌ها بود، دردِ ما بود... حالا ماییم و غدیر و آخرین خلیفه از نسل امیرالمؤمنین علیه‌السلام... ❤️‍🩹🥲 @pelak13
یکی از خاله‌هام فوت کرد... اگر مقدوره براش فاتحه بخونید 🖤
هدایت شده از طوطی تر
‏دیوار نوشته دبستانی در ونکوور: بعضی بچه ها ازشما باهوش ترن بعضی بچه ها لباسهای باحال تری دارن بعضی بچه ها تو ورزش ازشما بهترن "اهمیتی نداره" شما هم ویژگی خاص خودتون رو دارین بچه ای باشین که میتونه بادیگران کنار بیاد،که بخشنده ست،برای دیگران خوشحاله! × مینا عباسی × 🗣 @tootiter
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تقریباً میشه گفت سال گذشته بود؛ که شخص «الف» چند دفعه، به شکل بدی، منو با شخص «ب» مقایسه کرد و عملاً اونو زد تو سر من. بعد هم رفت دنبال زندگیش. حالا تا کِی من باید تلاش کنم تا هربار با شخص «ب» روبه‌رو میشم، ناخودآگاهِ خودم اونو نکوبه تو سرم، خدا می‌دونه! گرچه این چند ماه رو هم تلاشمو کردم و نصفه‌نیمه موفق بودم. نمی‌دونم شخص «الف» اصلاً از حرف‌ها و لحن خودش در این زمینه چیزی به‌خاطر میاره یا نه؛ هرگز به نظر پشیمون نمی‌رسه، اما خب... اثر کارهایی که می‌کنیم و حرف‌هایی که می‌زنیم گاهی به‌شدت زیاده، و اون‌وقت تعجب می‌کنیم که چرا حالمون بده. @pelak13
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دلت می‌خواهد از عبور دو کبوتر در اوج آسمان، سوسو زدن دو ستارهٔ هم‌جوار در شبی بی‌مهتاب، شکوفه‌باران دو درخت اَزگیل جنگلی در کنار هم، پیوستن دو باریکه آب در کوه‌پایه‌ای به هم، حرکت دو لکه ابر از پی‌ هم، و دو خواننده که هم‌صدا و هماهنگ تصنیفی را می‌خوانند، به اوج لذتی برسی که بیانش نتوانی کرد...؟ به خودت یاد بده که از زمین خوردن یک طفل رهگذر به گریه بیفتی. با پرده‌ای از اشک در برابر دیدگان بشتابی، از جا بلندش کنی، بنوازی‌اش، بتکانی‌اش، بخندانی‌اش... شیرینش کنی، راهش بیاندازی، بی توقع هیچ سپاس؛ گرچه در چشمانش چراغانی هزار چلچراغ را خواهی دید. ✨ ☘ یک عاشقانهٔ آرام | نادر ابراهیمی @pelak13