هدایت شده از MESBAHYAZDI.IR
آموزنده ترین روز خلقت
▪️اعتقاد قلبی ام اين است که در تاريخ بشريت، از روز خلقت حضرت آدم تا پايان زندگی بشر، روی اين کره خاکی، روزی آموزنده تر از روز عاشورا وجود نداشته و نخواهد داشت.
▪️درست است که به سيدالشهدا(علیه السلام) ظلمی شد و ما با يادآوری آن گريه می کنيم و برای برآورده شدن حاجات يا آمرزيده شدن گناهانمان به حضرتش توسل ميجوييم، اما بهراستی [جا دارد بیاندیشیم که] اين چه حادثه ای بود و آثار آن تا کجا ادامه دارد؟
🔺️بیانات آیتالله مصباح یزدی(قدس سره)، ۱۳۹۰/۱۰/۰۸
#عاشورا
#امام_حسین
🏴 @mesbahyazdi_ir
هدایت شده از
🌈لحظههایی از زندگی
امام حسین علیه السلام در شب عاشورا یک جور سخن گفت و در روز عاشورا یک جور دیگر. شب عاشورا، سخن از «نمیخواهم، احتیاج ندارم، بروید، بیعتم را برداشتم» بود.
روز عاشورا میگوید: «بیائید به من کمک کنید، آیا یاور و مددکاری هست؟ هل من ناصر ینصرنی؟»
شب صحبت میکند تا مبادا خبیثی در بین طیّبها باشد، و روز سخن میگوید تا مبادا طیّبی در بین خبیثها مانده باشد.
شب غربال میکند تا فقط «صالحان» بمانند و روز غربال میکند تا فقط «اشقیاء» در مقابل او ایستاده باشند.
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹
🦋| کانال تربیتی یک جرعه تفکر⚘️
@yek_jore_tafakor
هدایت شده از سبزی مارکت بارهنگ
🆕• لیست محصولات جدید سبزی مارکت بارهنگ که به مرور عکسش به همراه قیمت توی کانال قرار میگیره:
1⃣• کرفس آبگیری🥬
2⃣• مخلوط ذرت، هویج و نخود فرنگی🌽🥕🥒
3⃣• مخلوط هویج و لوبیا سبز🥕🥒
4⃣• لوبیا سبز تف داده🥒🥃
5⃣• بادمجان کبابی🍆🔥
6⃣• بامیه خام💚
7⃣• سبزی خشک کوفته تبریزی🌿
8⃣• ادویه قرمه سبزی🍀
9⃣• چاشنی دوغ و ماست🌱
0⃣1⃣• و شارژ چند محصول پرطرفدار و معرکه🤩
.
ما رو به کسایی که دوستشون دارین معرفی کنین🥰 چون خبرهای خوب توی راهه😍
.
👩🌾سبزیمارکت بارهنگ 👨🌾
📍مشهد، عبدالمطلب ۱۵، یاس ۱۵، روبروی مسجد امام حسین (ع)
☎️ 09373315359
🆔@Sbarhang_admin @Sbarhang
___
پلاک ۱۳
🆕• لیست محصولات جدید سبزی مارکت بارهنگ که به مرور عکسش به همراه قیمت توی کانال قرار میگیره: 1⃣• کرفس
این کانال یکی از دوستام هست که کارشون واقعاً درسته! توصیه میکنم؛ و شما هم به بقیه توصیه کنید 😅❤️
🖤 امام سجاد علیهالسلام:
🖤 أمّا حَقُّ جَليسِكَ: فَأَن تُلينَ لَهُ جانِبَكَ، وتُنصِفَه في مُجازاةِ اللَّفظِ، ولا تَقومَ مِن مَجلِسِكَ إلاّ بِإِذنِهِ. ومَن يَجلِسُ إلَيكَ يَجوزُ لَهُ القِيامُ عَنكَ بِغَيرِ إذنِكَ، وتَنسى زَلاّتِهِ، وتَحفَظَ خَيراتِهِ، وَلا تُسمِعَهُ إلاَّ خَيراً.
🖤 حقّ همنشين تو این است كه: با او نرمى كنى، و در توبيخ لفظى، انصاف را رعايت كنى، و جز با اذن او از جايت برنخيزى، و اين كه اگر نزد تو نشست، بتواند بدون اجازهٔ تو برخيزد، لغزشهايش را فراموش كنى و خوبىهايش را به ياد داشته باشى و جز نيكى به گوشش نرسانى.
🖤 الخصال: ص569
@pelak13
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچهها هم حریم خصوصی دارند و کلاهبرداران به راحتی به کمک تکنولوژی آیندهشون رو تهدید میکنند. این دو دقیقه ارزش وقت گذاشتن داره.
➥ ☫@arman_news12☫
وقتی گرسنه باشی، معدهت ارور میده. یا درد میگیره یا حالت تهوع میگیری یا... و حالا اگر به هر دلیلی نخوای پاسخ اصلی، یعنی غذا خوردن رو بهش بدی، دو راه دیگه هست. یکی اینکه هیچی نخوری. یکی هم این که یه چیز بیخود، مثلاً شکلات بخوری تا برای مدتی ساکتش کنی. در هر دو حالت، معده یه مدت سکوت میکنه. دوباره آلارم میده. توی روزهداری اینو تجربه کردیم. دوباره سکوت میکنه ولی در نهایت اگر باز هم گرسنه بمونی، ضعف کل بدنت رو میگیره.
یه وقتایی یه سؤال، یه شبهه، یه دغدغه میاد تو ذهنت. مغزت داره آلارم میده. نیاز به غذا داره. اگر به هر دلیلی نخوای پاسخ اصلی، یعنی مطالعه و تحقیق در اون حیطه رو بهش بدی، دو راه داری. یا هیچ واکنشی نشون نمیدی، یا نهایتاً با دو تا جمله که همون شکلات هست، سعی میکنی ساکتش کنی. مغز به هر حال بعد از یه مدت ساکت میشه. اما دوباره ارور میده. و باز اگر پاسخ مناسب داده نشه، یهو به خودت میای و میبینی تمام روحت رو ضعف گرفته.
پس به دادش برس.
@pelak13
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چونکه حالتو خوب میکنه این کلیپ.
+ خدایا ممنونم که توی روضهها و حرم و مسجد، دیگه میتونیم چفت هم بشینیم و نه با اون همه فاصله.
@pelak13
امشب مراسم چهلم خالهٔ بزرگم بود. خالهای که در تمام زندگیم شاید ده بار هم ندیدمش. هم شهر دیگه بودن، هم ناتنی، و هم چیزای دیگه. خلاصه، خانوادهشون اومده بودن مشهد، و امشب وقتی وارد شدیم، من تقریباً نمیدونستم دارم به کیا سلام میکنم. با خودم گفتم از این سه تا خانوم جوونتر میز اول، بالأخره دوتاشون دخترخالههان، یکیشونم عروس خالهست! ولی کی کدومه نمیدونم. خب، بیشتر از ده سال بود که ندیده بودمشون. تا اینکه مامان معرفی کرد.
احساس خاصی داشتم که توضیحش یه مقدار سخته. توی هر میز تقریباً یکی دو تا حلقهٔ اتصال بود. مثلاً: «آهان، دختر دایی مامان و خانوادهش». ولی وقتی داشتم اطراف رو نگاه میکردم، به میز اول که میرسیدم، حلقهٔ اتصال نبود. نمیشد بگم «آهان، خاله بزرگه و عروسش مثلاً». نه. خاله بزرگه فقط عکسش بود.
از نبودنش غمگین شدم. از دست دادن عزیز تلخه، حتی اگر اون عزیز، عزیزِ خیلی خیلی دوری باشه. یاد بابابزرگ افتادم. عزیز دلم... یادمه وقتی غذای مراسم بابابزرگ رو میخوردم، حس میکردم دارم سنگ میخورم اینقدر که غمگین بودم، اینقدر که تلخ بود.
روحشون شاد. به هر حال، با تمام این تلخیها، تمام درسی که باید از رفتن آدمها بگیریم، این نیست که قدر آدمهایی که هستند رو بدونیم. البته، این هم خیلی مهمه، اما درس اوله. و به نظرم باید به جاهای مهمتری برسه...
باید برسه به اینجا که به رفتنِ خودمون فکر کنیم. به تکتک لحظاتش. یه بخش از دعای ابوحمزه ثمالی خیلی دقیق و دردناک اینجا رو توضیح داده؛ ببینید:
«به من رحم کن؛ در حال افتادن در بستر مرگ، كه دستهای عزیزانم، مرا اين طرف و آن طرف میكند. و در آن حال که روی تخت غسّالخانه بهصورت درازا افتادهام و همسایگان شایستهام مرا به این سو و آن سو برمیگردانند، محبت کن. و در وقت حملشدنم که بستگانم گوشههای جنازهام را به دوش میکشند، بر من تفضّل کن. و در حالت حمل شدنم، كه تنها در قبرم بر پيشگاه تو وارد میشوم، بر من کرم کن. و در اين خانهٔ جديد بر غربتم رحم كن، تا به غير تو انس نگيرم. اى مولای من! اگر مرا به خودم واگذارى هلاك شدهام...»
به نظرم یاد مرگ، اگر به شکل درست باشه، باعث افسردگی نمیشه. اما خب، روحیات آدم رو بالانس میکنه. الآن ترازوها دیجیتال شدن، ولی یادمه بچه که بودم، بعضی از میوهفروشها ترازوهایی داشتن که یه طرفش میوه میذاشتن، یه طرفش وزنه. تا به حد تعادل برسه. از این متعادلشدن ترازو خوشم میومد. یاد مرگ اون وزنهای هست که باعث میشه وقتی بیش از حد ناراحتی یا بیش از حد خوشحالی، ترمزت کشیده بشه و احساست بالانس بشه. البته نه اینکه بیاحساس بشی. اما بتونی آرومتر روزگار رو بگذرونی. کمتر گیر کنی به غمهات و شادیهات.
و در نهایت؛ شما هم مثل من، هیچ چیز امیدوارکنندهای رو برای قبر نمیبینید، بهجز دلبستگی به امام حسین علیهالسلام؟ پناه میبریم به نور وجودش؛ از تاریکی اون شب، اون شبها...
+ فاتحهای برای همهٔ رفتگان بخونیم...
@pelak13
وقتی کلاس مجازیای شرکت میکنی که به شکل حضوری هم در جریانه، ناخودآگاه مخاطب درجه ۲ قرار میگیری. حتی اگر جواب درستی به سؤالات استاد/مدرّس بدی، معمولاً دیرتر مشاهده میشه و یا بین پیامهای دیگه گم میشه. و البته این خیلی طبیعیه.
غیرطبیعی اونجاست که انتظار داشته باشی چیزی جز این باشه. چطور ممکنه استاد به سؤالات و پاسخهای مجازی همون اندازه اهمیت بده که به موارد حضوری؟! حتی اگر بخواد هم نمیتونه.
میخوام بگم جایگاه ما تو زندگی خیلی از آدما، همینه. باید پذیرفتش و باور کرد که معمولاً حالتی غیر از اون حالت به وجود نمیاد. خیلی چیزا با صِرف پذیرش و تحلیل، چند درجه قابل تحملتر میشه.
@pelak13