eitaa logo
پلاک خاکی
2.6هزار دنبال‌کننده
13.2هزار عکس
7.8هزار ویدیو
48 فایل
به محفل رهروان شهدا خوش آمدید❤️🌷 شهدا اگر به دادم نرسید از دست رفته ام... کانال های دیگر ما متفاوت و ناب حتما عضو شوید👇 @saharshahriary @ghonooteghalam
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از هوالشهید🇵🇸🇮🇷
بهش میگفتن مجید بربری، از بس برای قهوه خونه محل نون بربری میخرید و پاتوقش قهوه خونه ها بود. اهل نماز و روزه نبود. تا اینکه یک شب در روضه ی حضرت زینب دلش شکست و قول داد تا آخرین نفس از حرم اهل بیت دفاع کنه. رفت سوریه... شد مدافع حرم... چهار ماهه شد نورانی و خالص، از اون دل هایی که رفته ولی پشیمون برگشته... شب آخر داشت جوراب‌های همرزمانش رو می‌شست، همرزمش به مجید گفت: مجید حیف تو نیست با این اعتقادات و اخلاق و رفتار که خالکوبی روی دستته. مجید گفت: تا فردا این خالکوبی یا خاک می‌شه و یا پاک. و فردای آن روز داداش مجید محله یافت آباد، برای همیشه رفت... یک تیر به بازوی سمت چپش خورد، دستش مجروح شد. با همون حال سه تا از تکفیری‌ها را کشت ، سه یا چهار تیر به سینه و پهلویش ‌خورد و بعد شهید شد. محل شهادتش جنوب ، خان طومان، باغ زیتون. پیکر مطهرش بعداز چهارسال چشم انتظاری ایام ولادت علی اکبرحسین سال ۹۸ به وطن بازگشت، تا دست دل های زیادی را بگیرد که برگردند و بمانند و هوس هیچ جایی بجز خیمه ی یار را نکنند. :۱۳۶۹ : ۲۱دی ۱۳۹۴ @saharshahriary 👈👈👈
هدایت شده از هوالشهید🇵🇸🇮🇷
چه کسی می گوید با یک گل بهار نمی شود؟! تو آمده ای و بهار در تمامِ شهر ریشه کرده است =) #خوش_اومدی_آقا_مجید♥️ @saharshahriary💫 #شهید_مجید_قربانخانی
"دل من تنگ‌ همین یک لبخند... و تو در خنده مستانہ خود میگذرے! "نوش جانت اما... گاه گاهے به دل خستہ ما هم‌ نظرے!! @pelakkhakii 👈👈🌹
9.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔اشک های سوزناک 🌷 کنار ضریح (سلام الله علیه) 🖤 🌹🍃🌹🍃 @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
تا پیش از خیلی پسر شری بود، همیشه چاقو در جیبش بود، خالکوبی هم داشت. وقتی از سفر کربلا برگشت مادرش ازش پرسیده بود چه چیزی از (ع) خواستی⁉️ مجید گفته بود یه نگاه به گنبد🕌 (ع) کردم و یه نگاه به گنبد (ع) انداختم و گفتم آدمم کنید😔 سه چهار ماه قبل رفتن به سوریه به کلی متحول شد، بعد از اون همیشه در حال دعا و گریه😭 بود. نمازهایش را میخواند خودش همیشه میگفت نمیدانم چه اتفاقی برایم افتاده که دوست دارم همیشه دعا بخوانم و گریه کنم و در حال عبادت📿 باشم. 🌹 @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
🌺وقتی از سفر کربلا برگشت، مادرش پرسیده بود چه چیزی از امام حسین علیه السلام خواستی؟ مجید گفته بود: از امام حسین علیه السلام خواستم آدمم کنه ... ✨فرمانده یگان فاتحین تهران می گوید: شب قبل از آغاز عملیات متوجّه شدم مجید با یکی دیگر از دوستانش در حال کندن یک کانال است. بلند گفتم مجید چند بار گفتم خاکبازی نکن؟ لباس آستین کوتاه پوشیده بود. گفتم: چرا خالکوبی‌ ات مشخص است؟ چند بار گفتم بپوشان؟ پاسخ داد «این خالکوبی یا فردا پاک می شود، یا خاک می شود». @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
ازکربلا‌که‌برگشت . . . ازش‌پرسیدم‌ " ازامام‌حسین'ع'چۍ خواستید؟ گفت " یک‌نگاه‌به‌گنبد‌حضرت‌ابولفضل‌'ع' کردم ؛ یک‌نگاه‌به‌گنبد‌سیدالشهدا'ع' ؛ فقط بهشون‌گفتم‌آدمم‌کنید :)💔 - مادر‌شھید‌مدافع‌حرم‌مجید‌قربانخانۍ @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
2.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید مدافع حرمی که بعد از شهادتش لباسهایش بوی خاصی گرفته است... 🕊🌹 @pelakkhakii 👈👈🌷🕊
✳️ از امام حسین (ع) خواستم که آدمم کند 🔻 هشت روز مانده به اربعین سال ۹۳ ساعت یازده شب بود که مجید سراسیمه آمد خانه: «وسایلم را جمع کنید که عازم کربلا هستم.» گفتم: «زودتر می‌گفتی که به چند تا از فامیل و آشنا خبر می‌دادیم.» عجله داشت و رفقایش داخل ماشین منتظرش بودند. 🔸 چه رفقایی و چه سفر اربعینی! تا برسند مرز مهران، صدای آهنگ و بگوبخندشان بلند بود؛ گویا کارناوال شادی راه انداخته بودند. 🔹 مجید اولین بار که رفت داخل حرم حضرت علی (ع) کمی تغییر کرد و کم‌حرف شد. هر بار هم که می‌رفت حرم، دیر برمی‌گشت؛ آن هم با چشم‌های قرمز. رفقا مانده بودند که این خود مجید است یا نقش بازی جدیدش. 🔸 پیاده‌روی که شروع شد، مجید غرق در خودش بود. نه می‌گفت و نه می‌خندید. پایش که رسید بین الحرمین، از درون شکست. دیگر دست خودش نبود. ذکر لبش یا حسین یا حسین بود و مشغول اشک و ناله. 🔹 وقتی می‌خواستند برگردند، به صمیمی‌ترین دوستش گفت: «توی این چند روز از امام حسین (ع) خواستم که آدمم کند. اگر آدمم کند دیگر هیچ چیز نمی‌خواهم.» 🔺 او حُرّی دیگر شده بود. فاصلهٔ بین توبه و شهادتش ۱۳ ماه بیشتر نبود. 📚 برگرفته از کتاب | زندگی داستانی حُرّ مدافعان حرم دعوتید به پلاک خاکي👇👇🌷🕊 @pelakkhakii