هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
اینجا هیئت نیست، کنار چهارراه وصال جایی که یکم از هیئتهای در خیابانهم حتی دوره، اما مردم تو مسیرن. تقریبا همه طول خیابون زنهای چادری، مردهای مذهبی و بچههاشونن که میزن سمت هیئتهای مختلف. یادمه یه بار زهرا بهم میگفت توی پاسارژهایِ اقدسیه، تویِ تهران، پایتخت ایران اسلامی، خیلی سخته که بخوای با چادر تردد کنی. عبایی و محجبه مانتویی بودن خیلی بهتره. چون نگاهها بده، چون جو منفیه، و چون فضا برای تو، تویِ مسلمونی که دین رسمی این کشور رو داری، نا امنه.
برگردیم به چهارراه وصال، دوتا دختر با تاپِ نیمتنه، تاپِ نیمتنه سفید، شبِ عاشورا، با ماگهای تو دستشون، خنده کنان از وسط جمعیتِ مذهبی میگذرن و ته دلشون، هیچترسی ندارن چون مطمئنن این آدمها هیچ بلایی سرشون قرار نیست بیارن. چون مردم مذهبی زیادی نجیبن و چون شاید ده سال پیش باید یکی میایستاد و میگفت این وضع افتضاحیه که اومدی تو خیابون.
پـــــــِــتوس🌱
صف انتظار تا ضریح عباس (ع) چنان شور و ذوقی داره که:«بیچاره تر اونکه کربلاتو دیده»
Ziyarat-Ashura-ali-fani-232665.mp3
زمان:
حجم:
8.4M
حضرت امام صادق(ع) فرموده:
هرکس به وسیله خواندن زیارت عاشورا، جدم حسین(ع) را زیارت کند به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد...
پـــــــِــتوس🌱
حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس به وسیله خواندن زیارت عاشورا، جدم حسین(ع) را زیارت کند به خدا قسم خدا
هستید واسه چله عاشورا تا اربعین؟:)
اگر گفتند در ماجرای عاشورا عمرسعد بود و حسین، یزیدی بود و حسینی، هم درست گفته اند و هم غلط.
در عاشورا سه گروه بودند، نه دو گروه.
امام حسین علیهالسلام و یارانش در یک سو، عمرسعد و یزیدیان در دیگر سو و اصحابِ تلّ، که ما به آنها اهالی تپه ندبه میگوییم، در سوی سوم بودند.
اهالیِ تپه ندبه نیز در کربلا حضور داشتند.
این مَثَلِ بزرگی است، اما چرا این تکه از تاریخ سانسور شده است؟ هر قدر لشکر عمرسعد زیاد بوده است سه چهار برابر آن بر سر تلّ بودهاند که برای امام حسین علیهالسلام گریه و زاری میکنند اما وقتی میبینند حضرت علی اصغر را روی دست گرفته است، «الله اکبر» نگفتند و به حضرت ملحق نشدند. من با این افراد کار دارم باید برویم یقه اینها را بگیریم و محاکمه تاریخی کنیم که شما که بودید؟ چه بودید؟ از کجا آمده بودید؟ چه فکر و اندیشهای داشتید؟ چه اتفاقی در درونِ شما افتاد که این گونه عمل کردید؟ و بعد عبور کنیم به زمانِ خودمان و بیندیشیم که چه ضمانتی هست من چنین نشوم؟
+کتاب اهالی تپه ندبه،محسن قنبریان