خواب دیدیم که رویاست،ولی رویا نیست
عمر جز حسرت دیروز و غم فردا نیست
هنر عشق فراموشی عمر است، ولی
خلق را طاقت پیمودن این صحرا نیست
ای پریشانی آرام!کجایی ای مرگ؟
در پری خانهٔ ما حوصله غوغا نیست
ما پلنگیم؛مگو لکه به پیراهن ماست
مشکل از آینهٔ توست خطا از ما نیست
خلق در چشم تو دل سنگ،ولی ما دل تنگ
«لا الهی» هم اگر آمده بی «الا» نیست
موجِ شوریدهدل آشفتهٔ ماه است ولی
ماه را طاقت آشفتگی دریا نیست
بر گل فرش،به جان کندن خود فهمیدیم
مرگ هم چارهٔ دل تنگی ماهی ها نیست...
_فاضل نظری
در خاطره ها می گشتم
تصمیم گرفتم یه سری به امروزِ سال پیش بزنم؛یعنی عید فطر
کم کم در ماه مبارک جلو آمدم
به عید که رسیدم در جایم سیخ شدم،
اون روزی که همه نوه ها،پسر ها و دختر ها همه و همه
توی خونهای قشنگ و پر محبت چقدر بی اعتنا و سرخوش مشغول خنده بودیم
اون لحظه ها هرگز حدس نمیزدیم سال بعد با خاطره هایش اشک خواهیم ریخت،
اون روز هیچ یک از ما خبر نداشت ۳۶۵ روز دیگر کسی که حالا این گوشه نشسته و با لبخند نظاره گر است دیگر نخواهد بود،کسی خبر نداشت عید فطر امسال چراغ خانه اش خاموش میماند...
افسوس اگر میدانستیم اینقدر زود دیر خواهد شد شاید اون روز بیشتر به چشم های خسته اش نگاه میکردیم،
شاید به نوبت کنارش مینشستیم و دست های مهربانش را در دست گرفته و صورت گرمش را بیشتر می بوسیدیم،شاید اون روز ....
اما هیچکس خبر نداشت
کاش به او بیشتر خوش بگذرد...
قطعا بهشت عید زیباتری دارد!
دلتنگِ مادربزرگ
پـــــــِــتوس🌱
در خاطره ها می گشتم تصمیم گرفتم یه سری به امروزِ سال پیش بزنم؛یعنی عید فطر کم کم در ماه مبارک جلو آ
که جبران نمی شود ...
حتی به گریه های عمیق.
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
بِسْمِ اللّٰهِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورٌ عَلىٰ نُورٍ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى هُوَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ . الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، وَأَنْزَلَ النُّورَ عَلَى الطُّورِ، فِى كِتابٍ مَسْطُورٍ، فِى رَقٍّ مَنْشُورٍ، بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ، عَلىٰ نَبِيٍّ مَحْبُورٍ . الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ، وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ، وَعَلَى السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ مَشْكُورٌ . وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ .✨
_دعای نور
تاکی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوهگه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آیین تو جوید
تا غنچه بشکفته این باغ که بوید
هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهائی که دلش زار غم توست
هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر خیالی به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه
_سوم اردیبهشت روز بزرگداشت شیخ بهایی...
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
بِسْمِ اللّٰهِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورٌ عَلىٰ نُورٍ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى هُوَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ . الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، وَأَنْزَلَ النُّورَ عَلَى الطُّورِ، فِى كِتابٍ مَسْطُورٍ، فِى رَقٍّ مَنْشُورٍ، بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ، عَلىٰ نَبِيٍّ مَحْبُورٍ . الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ، وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ، وَعَلَى السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ مَشْكُورٌ . وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ .✨
_دعای نور