eitaa logo
پـــــــِــتوس🌱
191 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
778 ویدیو
41 فایل
اللّهُــــــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَـــــــــرَجْ✨ وقف بقیة الله«عج» کپی حلاله با لبخند قشنگ تری:) آیدی: @Hani128eh بگوشم؛بفرمایید... https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_km5u093&btn
مشاهده در ایتا
دانلود
پـــــــِــتوس🌱
روز نهم محرم متعلق به باب الحوائج عباس بن علی علمدار ابا عبدالله الحسین... روایت شهادت یک جوان رعنا
امروز روز دهم محرم متعلق به ثارالله الحسین... من کسی نیستم بیام امام حسینو توصیف کنم براتون، نه من میتونم نه هیچ منبعی:) لذا مقتل عاشورا میذارم واستون🥀👇
امام حسین(ع) در اوایل شب عاشورا، یاران خود را جمع کرد و پس از حمد و ثنای خداوند خطاب به آنان گفت: «به گمانم این، آخرین روزی است که از سوی این قوم مهلت داریم. آگاه باشید که من به شما اجازه (رفتن) دادم. پس همه با خیال آسوده بروید که بیعتی از من بر گردن شما نیست. اینک که سیاهی شب شما را پوشانده، آن را مَرکبی برگیرید و بروید». پس از اظهار وفاداری یاران حسین (ع)، او به اردوگاه برگشت و وارد خیمه زینب (س) شد. نافع بن هلال در بیرون خیمه منتظر حسین (ع) نشسته بود که شنید حضرت زینب (س) به حسین (ع) عرض کرد: «آیا شما یارانتان را آزموده‌اید؟ از این نگرانم که آنان نیز به ما پشت کنند و در هنگامه درگیری شما را تسلیم دشمن کنند.» حسین (ع) در پاسخ فرمود: «به خدا سوگند، این‌ها را امتحان کرده‌ام و آنان را مردانی یافتم که سینه سپر کرده‌اند، به گونه‌ای که مرگ را به گوشه چشمان‌شان می‌نگرند و به مرگ در راه من چنان شیرخواره به سینه مادرش انس دارند.امام حسین(ع) پس از اقامه نماز صبح، صفوف نیروهای خود (۳۲ تن سواره و ۴۰ تن پیاده) را منظم کرد. حسین(ع) برای اتمام حجت، سوار بر اسب شد و همراه با گروهی از یاران به سوی لشکر دشمن پیش رفت و آنان را موعظه نمود.[ پس از سخنان حسین(ع)، زهیر بن قین آغاز به سخن کرد و از فضایل حسین(ع) گفت و به موعظه پرداخت. یکی از وقایع صبح عاشورا کناره گیری حر بن یزید ریاحی از لشکر عمر بن سعد و پیوستن به اردوگاه حسین(ع) است.
پس از شهادت بنی‌هاشم، امام حسین(ع) عازم نبرد شد، اما از سپاه کوفه تا مدتی کسی برای رویارویی با آن حضرت پا پیش نمی‌نهاد. در میانه نبرد، علیرغم تنهایی حسین(ع) و زخم‌های سنگینی که بر سر و بدن او وارد شده بود، حسین(ع) بی‌مهابا شمشیر می‌زد. پیادگان تحت امر شمر بن ذی‌الجوشن، حسین(ع) را احاطه کردند؛ ولی همچنان پیش نمی‌آمدند و شمر آنها را به حمله تشویق می‌کرد.شمر به تیراندازان دستور داد امام را تیرباران کنند. از فراوانی تیرها، بدن شریف امام مانند خار پشت شد. حسین(ع)، عقب کشید و آنان در برابرش صف بستند. جراحات وارده و خستگی، حسین(ع) را به شدت کم توان کرده بود. ازاین‌رو ایستاد تا اندکی استراحت کند. در این هنگام، سنگی به پیشانی‌اش اصابت کرد و خون از آن جاری شد. همین که امام خواست با لبه پیراهن،(با دستمال یا پارچه ای) خون صورتش را پاک کند، تیر سه‌شعبه و مسمومی به سویش پرتاب شد و بر قلبش نشست. مالک بن نُسَیر، با شمشیر، چنان ضربتی بر سرِ حسین(ع) زد که بند کلاه‌خود امام، پاره شد. سید بن طاووس افتادن امام ازروی مرکب بر زمین را پس از تیر باران کمانداران دانسته. شمربن ذی الجوشن با گروهی از سپاهیان عمر سعد از جمله سنان بن انس و خولی بن یزید اصبحی، به سوی حسین(ع) آمدند. شمر آنان را به تمام کردن کار حسین(ع) تشویق کرد؛اما کسی نپذیرفت. او به خولی دستور داد تا سر حسین(ع) را جدا کند. وقتی خولی وارد گودال قتلگاه شد، دست و بدنش لرزید و نتوانست این کار را انجام دهد. شمر و به نقلی سنان بن انس از اسب پیاده شد و سر حسین(ع) را جدا کرد و به دست خولی داد. سپاهیان عمر سعد هر چه را که حضرت به تن داشت، غارت کردند. قیس بن اشعث و بحر بن کعب، (لباس‌)، اسود بن خالد اودی (نعلین‌)، جمیع بن خلق اودی (شمشیر)، اخنس بن مرثد (عمامه)، بجدل بن سلیم (انگشتر) و عمر بن سعد، (زره) آن حضرت را ربودند.
حروف ابجد امام حسین علیه السلام : ۱۲۸🍃
ولی هرچی ما تو ۱۰ شب شنیدیم تو چند ساعت بوده.....
هدایت شده از ذوالجــــناح
قشنگ دقت کنید، نوشته یا حسین .. ماه هم عزادارته آقا:)))
همینجوری جمعه ها دلگیر میگذره حالا امشب دیگه واقعا شام غریبانه:))💔
این شبا ام گذشت.. بریم بگردیم یه دلخوشی دیگه پیدا کنیم واسه خودمون🚶🏻‍♂:)
این شکلی گریه کردنو مگه دیگه کجا میشه پیدا کرد... گریه ای که به قول خودش می بره بلا رو:)!! اینکه میگن حسین جنس غمش فرق میکنه همینه ، در همون حال که داری از غصه دق میکنی همون موقع قلبت آروم میگیره🙂