چه غم وقتی جهان از عشق نامی تازه می گیرد
از این بی آبرویی نام ما آوازه می گیرد
من از خوش باوری در پیله ی خود فکر می کردم
خدا دارد فقط صبر مرا اندازه می گیرد
به روی ما به شرط بندگی در می گشاید عشق
عجب داروغه ای! باج سر دروازه می گیرد
چرا ای مرگ می خندی؟ نه می خوانی، نه می بندی!
کتابی را که از خون جگر شیرازه می گیرد
ملال آورتر از تکرار رنجی نیست در عالم
نخستین روز خلقت غنچه را خمیازه می گیرد
_فاضل نظری
در آغوشش کشید و خوب او را بوسه باران کرد
جفای مسلمین را یک مسیحی خوب جبران کرد
فدای راهبی که شانه بر گیسوش زد اول
سپس از ماتم او گیسوی خود را پریشان کرد
سزد اینکه مشایخ شرمسار از راهبان باشند
به پاس آن پذیرایی که انجیلی ز قرآن کرد
چه باک ار مأذنه خاموش از بانگ عزای اوست
که حکم حکمتش ناقوس ها را مرثیه خوان کرد
شاعر: مرتضی روستایی
پـــــــِــتوس🌱
در آغوشش کشید و خوب او را بوسه باران کرد جفای مسلمین را یک مسیحی خوب جبران کرد فدای راهبی که شانه ب
سالروز ورود رأس نورانی حضرت سیدالشهداء به دیر راهب نصرانی...
بسوزد آن مسجد ؛ بمیرد آن اسلام که آفتاب در آورد از کلیسا سر:)))
هدایت شده از پـــــــِــتوس🌱
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
بِسْمِ اللّٰهِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورٌ عَلىٰ نُورٍ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى هُوَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ . الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، وَأَنْزَلَ النُّورَ عَلَى الطُّورِ، فِى كِتابٍ مَسْطُورٍ، فِى رَقٍّ مَنْشُورٍ، بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ، عَلىٰ نَبِيٍّ مَحْبُورٍ . الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ، وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ، وَعَلَى السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ مَشْكُورٌ . وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ .✨
_دعای نور
همین حوالی اند ؛
شمر هایی ؛
که ستم می کنند …
حسین هایی ؛
که قربانی می شوند …
و مختارهایی ؛
که دیر می رسند … !
_نرگس صرافیان
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وصف شهادت شهید حججیِ عزیز...
حجت خدا بر همگان:)))
از زبان حاج قاسم سلیمانیِ عزیز...
سید الشهدای مدافعان حرم:)))
با احتیاط گوش کنید💔
_ به مناسبت هجدهم مرداد ماه سالروز شهادت شهیدِ سربلند آقا محسن حججی و تکریم شهدای مدافع حرم!
تو چه کردی همانند اربابت بی سر شدی؟!
چه کردی که به قول خودت علی اکبرِ بنی هاشم ایران شدی...
چگونه رفتی که همانند قاسم ارباً اربا شدی و همانند قمر بنی هاشم بی دست ..
مگر چه ها کردی که سرت را از قفا بریدند؟
تو کربلا زنده کردی برایمان؛ تو حتی مثل رقیه تشنگی و مثل زینب اسارت کشیدی...
آری که میپرسم مگر پرسیدن عیب است وقتی غیرت جوانانمان چیزی مثل خونِ تو را کم دارد...
و باز هم به قول خودت دل کندن از جوانی ات ارزش نوکری بی بی زینب را داشت!
آری داشت عزیز برادرم:)))!