📁 پرونده ترس
🔰 کارکردهای ترس در سه میدان تمدنی
2⃣ در میدان سیاسی
در دنیای سیاست، گاهی «بزرگنمایی قدرت دشمن» از خودِ آن قدرت خطرناکتر است؛ چون این تصویرِ کاذب، مستقیماً «اراده ملی» را هدف میگیرد.
وقتی یک ساختار سیاسی دچار «احساس محاصره» شود، اولین قربانی، استقلال در تصمیمگیری است. اینجاست که پدیدهای به نام «دولتهای چَشمگو» متولد میشود.
📍 بسیاری از کشورها با وجود داشتن منابع، جمعیت و حتی قدرت نظامی، در برابر فشارهای بینالمللی منفعل میشوند. این وضعیت لزوماً ناشی از ضعف واقعی نیست، بلکه حاصلِ:
۱. ترس از عواقب مقاومت: هراس از تحریم، انزوا و تهدیدهای دیپلماتیک.
۲. سیاستپذیری اجباری: پذیرشِ نقش «تابع» در نظمی که قدرتهای بزرگ دیکته میکنند.
📍برای خروج از این بنبست ساختاری، تغییر نگاه به دو مولفه ضروری است:
۱. اعتماد به توان ملت: جایگزین کردن تکیهگاههای بیرونی با ظرفیتهای بیپایان داخلی.
۲. تصویر واقعی از رقیب: شناخت حفرهها و نقاط ضعف دشمن برای شکستنِ ابهت پوشالی او.
📌 خلاصه اینکه:
نظم فعلی جهان بیش از آنکه بر پایه تفاوت واقعی در «قدرت» باشد، بر پایه تفاوت در «مدیریت ترس» بنا شده است.
استقلال، پیش از آنکه یک پدیده حقوقی باشد، یک «رهایی ذهنی» از هیمنه دشمن است. دولتی که نتواند بر ترس از انزوا غلبه کند، عملاً آیندهاش را به اتاق فکر دشمن واگذار کرده است.
#ترس
✍🏻 محمدجواد مقدسی
• @peyrang • پیرنگ •
📝 ای عزیز!
🔻در این سیوچند شب، حماسهای ساختهای که واقعاً نمیدانم از کدامش بگویم. از کفنپوشها بگویم، یا از آنهایی که با تفنگ «دایه دایه» خواندند، یا از عشایری که برنو بهدست به شکار پرندههای متخاصم رفتند، یا از آنهایی که با ایستادنِ محکمشان سدی در برابر تجزیهطلبها شدند، یا از آنهایی که زیر موشک هم خیابان را خالی نکردند...
🔻هر بار تهدید شدی و هر بار قدمهایت را محکمتر برداشتی. زخم خوردی، خون دل خوردی، داغهایی دیدی که دل سنگ را آب میکند و کوه استوار را به لرزه درمیآورد، اما تو نلرزیدی... خیلیها خواستند دلَت را خالی کنند، اما تو نشان دادی که از نسل رستمِ تهمتنی.
🔻ای عزیز!
خدای حکیم این مردم را آزمود، و باز هم آزمود، و باز هم آزمود؛ هر بار با امتحانی سختتر از قبل. این مردم در کوره حوادث دشوار آبدیده شدند تا در دهه چهارم حیات خود، آماده سروری و هدایت جهانیان باشند. و این تازه آغاز راه است...
🔻ای عزیز!
تاریکترین نقطه شب، دقیقاً پیش از طلوع آفتاب است.
و این را از من بپذیر که -به وعده آن مرد خدایی- سحر نزدیک است.
سحر نزدیک است و ما با اعتماد به شجاعت یکدیگر و با ردّ خون رهبر شهیدمان، آینده روشن را از همین امروز میسازیم...
✍🏻 محمدجواد مقدسی
• @peyrang • پیرنگ •
تمام دولتهایی که در توافق سایکس پیکو ایجاد شدند، از جنس همین «دولتهای چَشمگو» هستند.
یا همچنان مانند اردن و لبنان چَشم میگویند، یا چشم نگفتند و مانند سوریه و عراق چندین بار نظامشان تغییر پیدا کرد.
مرزهای صدسالهای که با فریب و تفرقه ایجاد شد و اکنون اسرائیل به صورت علنی به دنبال تغییر آن و ضمیمه کردن به خاک اشغالی خودش است.
داستان شکلگیری اولیه این مرزها را در قسمت دوم پینوشت تعریف کردیم.
• @peyrang • پیرنگ •
🎙 قسمت چهارم | خنجر از پشت
📍تو این قسمت چی گفتیم؟
🔸 ریشههای ایده پلید اسرائیل بزرگ
🔹 توماس ادوارد لارنس که بود؟
🔸 نقش لارنس در قیام بزرگ عربی
🔹 توافق ۱۹۱۹ پاریس و سرِ بیکلاه شریف
🔸 تلاش لارنس برای گرفتن سهم پسران شریف
🔹 لارنس قهرمان یا لارنس خائن؟
برای فهم بیشتر داستان این قسمت، ابتدا بهتر است به قسمت دوم پینوشت گوش جان بسپارید.
♾ پادکست #پینوشت | هر خبر داستانی دارد...
• @peyrang • پیرنگ •
پادکست پینوشتPeynevesht - Episode 04.mp3
زمان:
حجم:
29.5M
🎙 #پینوشت | هر خبر داستانی دارد...
📌 دنبال داستان باش!
🩸قسمت چهارم: خنجر از پشت
👈🏻 مرزهایی که با فریب کشیده شد...
🔸 محمدجواد مقدسی
🔹 محمدجواد فرهادزاده
نظرت رو برامون بنویس:
@mj_moghaddasi
• @peyrang • پیرنگ •
اگه قسمت چهارم رو شنیده باشید یه جاش گفتیم که لارنس به فکر افتاد که یه سهمی برای پسرای شریف حسین بتونه بگیره تا هم شورشها رو بخوابونن و هم شاید بتونه ادای دین کنه بهشون.
این همون نقشهای هست که لارنس تو سال ۱۹۱۸ آماده کرد و به کمیته شرقی وزارت جنگ انگلیس ارائه داد.
نقشهای که در نهایت تصویب نشد...
بسیار ممنونیم از نگاه زیباتون و از نظراتی که برامون میفرستید.
حتما حتما حتما نظراتتون در مورد کانال و خصوصا پادکست #پینوشت رو برامون بفرستین:
@mj_moghaddasi
نکتهای، حرفی، حدیثی، سخنی، انتقادی، پیشنهادی، سوالی، هرچی...
📝 این مَرد...
🔻 اولین بار سال هشتادونه دیدمش. حدودا پانزده ساله بودم. بعد از نماز مغرب و عشاء آرام از کنار جمعیت خودم را جلو کشیدم و دست روی شانهاش گذاشتم. حس میکردم تمام دنیا را بدست آوردهام! دست من تازه بسیجی روی شانههای «فرمانده کل قوا» بود! آن زمان یک تازه بسیجی کلهخراب بودم که سرم برای گشت موتوری، بستن خیابان برای بازرسی چهارشنبه سوری، میدان تیر و مانورهای سالانه درد میکرد و خلاصه عقل درست و حسابی نداشتم. تصویر زمینه نوکیا سادهام عکس او بود و یکی از تفریحاتم خریدن برچسبهای عکس او از پاساژ قدس!
🔻چندسال بعد طلبه شدم. دیگر تب و تاب نوجوانی و بسیجیگری از سرم افتاده بود. آرامتر شده بودم و مشغول درس و اجتهاد! هنوز هم عکس پروفایلهایم عکس او بود. اما احساس خوبی نسبت به نظراتش نداشتم. حس میکردم آنقدرها هم که فکر میکردم آدم خاصی نیست. طبیعی هم بود. داشتم مسیر اجتهاد را طی میکردم. نظرات فقهیاش را زیر سوال میبردم و به تصمیمات حکومتیاش خرده میگرفتم. با این حال رابطهام با او قطع نشده بود. هرچه باشد «ولی فقیه»م بود و هنوز هفتاد تومن شهریهاش را میگرفتم و البته تهِ دلم دوستش داشتم...
🔻چندسال که جلو رفتم فهمیدم آدم اجتهاد نیستم. در کنار درس به سراغ ادبیات رفتم. با جلال و گابریلگارسیامارکز شروع کردم و رسیدم به نادر. نادر برایم خدا شده بود و کتابهایش قرآن! به جلد چهارم آتش بدون دود که رسیدم دیدم که کتابش را به فردی ناشناس پیشکش میکند؛ که به گفته خودش او را «به درستی، خلوص، و بزرگی» باورش کرده است. و او را به نوشتن الباقی داستان واداشت. با کمی جستوجو متوجه شدم که آن فرد ناشناس کیست! برایم باورپذیر نبود! مگر میشود؟! او چکار دارد به نادر و آتش بدون دود؟
🔻سراغ خودش رفتم. کتابهایش را خواندم. سخنرانیهایش را گوش دادم. نظرهای دوست و دشمن دربارهاش را خواندم. نظرهایش را بررسی کردم و افکارش را تحلیل. هرچه بیشتر از او خواندم بیشتر محوِ او شدم. بیشتر تشنه صحبتهایش میشدم و هرچه از او مینوشیدم، سیرابم نمیکرد...
🔻فهمیدم که چقدر این مرد عمیق است. فهمیدم این مرد از چهلودو تا الان ذرهای تغییر نکرده. فهمیدم که رهبری نظام اسلامی دست و بالش را برای جابجا کردن مرزهای تفکر اسلامی بسته. فهمیدم که چقدر دریای معرفتش بیساحل است.
🔻فهمیدم که فقط میتوانم برای او لفظ «مَرد» را بکار ببرم و خلاصه کردن او در «فرمانده کل قوا» و «مقام معظم رهبری» ظلم به اوست.
🔻«نامش برای این خاک، مبارک باد و برای همه عاشقان وطن! و ایکاش زمانی برسد که او، همچنان باشد و دیگر درد نباشد. ایرانیِ دردمند هم...»
📌ایکاش میشد نادر، ایکاش...
کاش میشد که با معجزهای برگردد...
#آقای_شهید
#خدا_زنده_است
✍🏻 محمدجواد مقدسی
• @peyrang • پیرنگ •