[001] 8-09-1397همایش بر کرانه امامت اراک.mp3
19.66M
#پژوهشکده_فلسفه_وکلام |#محمد_تقی_سبحانی|#همایش_بر_کرانه_امامت
پايگاه اطلاع رساني پژوهشکده فلسفه و کلام
http://phil.theo.isca.ac.ir/
کانال رسمي پژوهشکده فلسفه و کلام
https://eitaa.com/philtheo
نقش علامه طباطبایی در احیاء فلسفه اسلامی و تأثیر آن در فهم قرآن و متون دینی تبیین شد|#احمد_بهشتی|#ابراهیم_علیپور|#نشست_علمی
✏️این نشست به همت معاونت پژوهش جامعهالزهرا علیهاالسلام و با همکاری مرکز تخصصی حکمت اسلامی در پژوهشگاه حضرت معصومه علیهاالسلام با حضور حضرت آیه الله دکتر احمد بهشتی و دکتر ابراهیم علی پور برگزار شد
✅ایه الله دکتر احمد بهشتی فرمودند: از نظر علامه (ره)، سه منبع برای رسیدن به معارف دینی وجود دارد: منبع اول، ظواهر قرآن است که دسترسی به آن، همگانی و عمومی است و انواع معارف، از آن قابل کسب است؛ مانند معارف فقهی، عملی، اعتقادی و غیره.
ایشان افزود: از نظر علامه(ره)، ظواهر قرآن، برای مردم حجت است و به تبع آن، سنت هم حجت است.
وی در ادامه گفت: قرآن کریم از نظر علامه طباطبایی(ره)، قابل تأویل است؛ اما نه به آن شیوهای که اهل سنت به آن قائلند.
استاد یادآور شد: روش اهل سنت، چنین است که هرگاه در برابر ظاهر قرآن، دلیلی وجود داشته باشد –مانند عقل، سنت، اجماع- ظاهر را حمل بر خلاف ظاهر میکنند؛ حال آنکه روش صحیحی نیست؛ بلکه باید با توجه به معارف بطنی قرآن و با مراجعه به سایر آیات آن را تاویل کرد، لذا شیوه تاویل و تفسیر علامه طباطبایی(ره)، قرآنی است.
آیتالله بهشتی ادامه داد: منبع دوم، راهی است که مخصوص بندگان خاص خداوند است؛ کسانی که از ما سوی الله میگذرند و تنها به خدا توجه دارند؛ این راه، همگانی و عمومی نیست و مخصوص انبیا و ائمه معصومین علیهمالسلام است که برگزیدگان خدا و مخلَصین هستند و خداوند متعال، هر چه بخواهد را به ایشان افاضه میکند.
🖊وی در بیان دیدگاه علامه طباطبایی(ره) تفکر فلسفی و کلامی را، به عنوان منبع سوم برای وصول به معارف دینی، معرفی کرد که دسترسی به این منبع، مختص عالمان ربانی و حکیمان الهی است.
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: از طریق تفکر فلسفی و کلامی، کلیاتی از معارف و دقایقی ازآنها به دست میآید. قرآن، نیز به مطالعه آیات آفاقی و انفسی و تفکر راجع به آن ها دعوت میکند، تا فرد از این طریق، به عقیده برسد؛ یعنی چنین نیست که ابتدا عقیده، پذیرفته و سپس مستدل شود. تفکر فلسفی و کلامی، جزئی از دین و تفکر مذهبی است.
آیتالله بهشتی در ادامه بیان داشت: تفکر، دو راه دارد، یکی، برهان که دارای مقدماتی عقلی، قطعی، کلی و ضروری است و راه دیگر، جدل که از مسلمات خصم در بحث، استفاده میشود.
وی درباره یکی از نقشهای علامه طباطبایی (ره) در فلسفه، چنین گفت: حکمت متعالیه صدرایی، گاهی دچار قبض و گرههایی میشود که علامه(ره) به بسط و حل این گونه موارد میپردازند
✅دکتر ابراهیم علی پور در این نشست، بزرگداشت مقام علامه طباطبایی (ره) را فرصتی برای شناخت بهتر این شخصیت ربانی و حکیم الهی و محرکی برای نیل به اهداف بلند آن دانست.
وی در ادامه به نقش حکمت در سعه وجودی و زندگی عملی پرداخت. و زندگی نظری و عملی علامه را نمونه حکیم الهی دانست که در سایه شجره طیبه فلسفه اسلامی تنومند شده بود و به بار نشسته بود وی با ذکر مستنداتی عنوان نمود که ما در معرفی این چهره های شاخص و بهره گیری از آنها به خصوص در عرصه بین الملل دچار غفلت شده ایم .و اظهار امید واری نمود فعالیت های در خور در آینده این نقیصه را جبران نماید
ایشان با برشمردن نوآوری های شهید مطهری در عرصه اندیشه آنها را وامدار تفکر روز آمد علامه دانستند.
#احمد_بهشتی|#ابراهیم_علیپور|#نشست_علمی
پايگاه اطلاع رساني پژوهشکده فلسفه و کلام
http://phil.theo.isca.ac.ir/
کانال رسمي پژوهشکده فلسفه و کلام
https://eitaa.com/philtheo
✏️جلسه شورای پژوهشی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی در تاریخ 12 آذر 97 برگزار شد:
✅در این جلسه با حضور ریاست محترم پژوهشکده جناب آقای دکتر ابراهیم علیپور ، مدیران گروه های پژوهشی آقایان دکتر اکبر اقوام کرباسی و دکتر محمد سوری و اعضای مدعو شورای پژوهشی آقایان دکتر محمد تقی سبحانی ،دکتر مهدی ذاکری،دکتر فیروزجایی و دکتر دیر باز برگزار شد.
🖊 در این جلسه مباحث زیر مطرح و اعضای شورا نظر کارشناسی خود را در این زمینه ارایه دادند.
1⃣ بررسی کتاب «سنجش تبین های صدرایی از عناصر آموزه های دینی معاد»
2⃣ بررسی چند کرسی ترویجی جهت هفته پژوهش
3⃣ بررسی طرحی در رابطه با نظریه علم دینی آیت الله جوادی آملی
و ...
🔯این جلسه به همت اداره امور پژوهشی پژوهشکده برگزار گردید.
#جلسه_شورای_پژوهشی
پايگاه اطلاع رساني پژوهشکده فلسفه و کلام
http://phil.theo.isca.ac.ir/
کانال رسمي پژوهشکده فلسفه و کلام
https://eitaa.com/philtheo
#جلسه_شورای_پژوهشی
پايگاه اطلاع رساني پژوهشکده فلسفه و کلام
http://phil.theo.isca.ac.ir/
کانال رسمي پژوهشکده فلسفه و کلام
https://eitaa.com/philtheo
#جلسه_شورای_پژوهشی
پايگاه اطلاع رساني پژوهشکده فلسفه و کلام
http://phil.theo.isca.ac.ir/
کانال رسمي پژوهشکده فلسفه و کلام
https://eitaa.com/philtheo
✅زمین از دریچه آسمان در گفتوگو با مصطفی ملکیان
✏️بیش از یک دهه است که مصطفی ملکیان، بر طرح عقلانیت و معنویت تاکید میکند و در گفتارها و نوشتارهای کثیر و پرمخاطبش از آن سخن میگوید. ماحصل آنچه را که این روشنفکر و نواندیش نامآشنای معاصر میگوید، میتوان در اندیشه اصالت فرهنگ فردی تبیین کرد، یعنی این آموزه کلی که برای نیل به رشد و توسعه و پیشرفت جامعه و فرد، بیش و پیش از ساختارهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، باید به درون انسانها بازگشت و برای اصلاح باورها و احساسات و خواستههای آنها تلاش کرد. حالا او یک گام فراتر گذاشته و میخواهد به طور مشخص و ایجابی از چیستی و چگونگی این اصلاح سخن بگوید. یعنی تا پیش از این عمده کوشش او مصروف اثبات و نشان دادن اصالت فرهنگ فردی بود و حالا میخواهد به طور مشخص نشان بدهد که چگونه و چطور میتوان باورها و احساسات و عواطف و خواستهها را دگرگون کرد. چه باورهایی صادق و چه باورهایی کاذبند، کدام یک از احساسات و عواطف بجا و کدام آنها نابجایند، خواستههای معقول کدامند و امیال نامعقول کدام. او برای پاسخ به این پرسشها به آموزههای آنها که به تعبیر خودش «معنویان» میخواند، رجوع میکند و در درسگفتارهای «زمین از دریچه آسمان» در موسسه سروش مولانا سعی کرده به تفصیل درباره این آموزهها سخن بگوید. معنویان از دید ملکیان کسانی هستند که اولا به صرف جهان محسوس و مادی اکتفا نمیکنند، ثانیا معتقدند جهان و انسان در وضعیت کنونی مطلوب نیست و باید برای رسیدن به وضع مطلوب تکاپو و تلاش کرد و ثالثا این وضعیت به دستآمدنی است. این درسگفتارها به تازگی توسط انتشارات سروش مولانا با همین عنوان یعنی «زمین از دریچه آسمان» منتشر شده است. البته همان طور که ملکیان خود اذعان میدارد، این کتاب بخشی از یک طرح کلیتر است و باید تکمیل شود. به مناسبت انتشار این کتاب، نزد این استاد و پژوهشگر فلسفه و اخلاق و روانشناسی رفتیم از او درباره اهم مدعیات آن پرسیدیم.
#مصطفی_ملکیان|#معنویت
پايگاه اطلاع رساني پژوهشکده فلسفه و کلام
http://phil.theo.isca.ac.ir/
کانال رسمي پژوهشکده فلسفه و کلام
https://eitaa.com/philtheo
✔️دوست عزیز طلبه! از ما قبیح تر است🔻
🔸حسینعلی رحمتی
🔹یکی از دوستان چند نمونه از پیام هایی که در یک گروه طلبگی منتشر شده را ارسال کرده که از بین آنها این موارد قابل تامل تر است: «کسی هست یک مقاله حداقلی با موضوع فقه و حقوق بتونه بنویسه؟ با هدیه» و دیگر این پیام که «انجام تحقیق و نوشتن مقاله در موضوعات فقهی و حقوقی. در خدمت طلاب و غیر طلاب هستیم... با قیمت بسیار مناسب».
🔹واقعیت آن است که این پیام ها حتی اگر از سوی طلاب نوشته نشده باشد ولی در گروه آنها منتشر شود، از نظر اخلاقی نشانه های خوبی نیست و زنگ خطری است که بیش از همه خود ما طلبه ها باید جدی بگیریم و برایش چاره ای بیاندیشیم؛ یا دست کم مواظب باشیم که، به سفارش کریمهء «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نارا»، (سوره تحریم، آیه 6) خود و اطرافیان مان به آتش آنها گرفتار نشویم. در این زمینه چند نکته به نظر می رسد که خطاب به دوستان طلبه ام بیان می کنم و امیدوارم آنها را، از باب سخن امام صادق(ع) که «أَحَبُّ إِخْوَانِي إِلَيَّ مَنْ أَهْدَى عُيُوبِي إِلَيَّ»(بحار، ج 71، ص282) به عنوان هدیه ای از سوی یک دوست هم لباس خود بپذیرند:
🔹1. صادقانه بگویم طی سال هایی که افتخار تدریس در حوزه و دانشگاه را داشته ام، مواردی از سرقت علمی که توسط طلاب مشاهده کرده ام نسبت به غیرطلاب بسیار اندک بوده است. ولی معتقدم به دلائلی که در ادامه خواهم گفت همین مقدار کم هم زیاد است و باید برای پیشگیری از تکثیر آنها تلاش کرد.
🔹2. ارائه «مشاوره» علمی و پژوهشی به دیگران نه تنها بی اشكال كه از نظر اخلاقی و انسانی بسیار هم خوب است؛ به ویژه اگر از سوی طلاب انجام شود. گرفتن حق الزحمه برای آن هم اشكالی ندارد. نگارش مقاله «مشترک» هم اگر واقعا مشترک و مشارکتی و همراه با ذکر نام نویسندگان باشد باز هم اشکالی ندارد، حتی اگر انسان برای آن به قول دوستان هدیه بگیرد.
🔹3. اما نوشتن مقاله، کتاب، یا پایان نامه و ارائه آن به اسم دیگران (که متاسفانه در سال های اخیر به دلائل مختلف در جامعه ما بسیار شایع شده)، توسط هر کسی که انجام شود، چه رایگان باشد چه در قبال اخذ وجه، کاری غیراخلاقی، غیرشرعی، و غیرقانونی است. چرا که مستلزم چند رذیلت اخلاقی است: یکی منتسب کردن مطلب دیگران به خود که نوعی دروغ محسوب می شود. دیگر این که موجب فریب دیگران است. سوم این که اگر نویسنده در قبالش وجهی بگیرد، یا کسی که تحقیق را به نام خود جا زده به خاطر آن درآمدی کسب کند هر دو مرتکب «اکل مال به باطل» شده اند. چهارم این که موجب ترویج و قباحت زدایی از سرقت علمی، و تشویق و تشجیع دیگران به ارتکاب آن می شود. و پنجم این که دریافت هرگونه امتیاز (از قبیل دریافت مجوز دفاع رساله، کسب نمره، ترفیع و ارتقا، و تسهیل استخدام) در ازای چنین تحقیقاتی ظلم و بی عدالتی در حق کسانی است که صادقانه تلاش علمی کرده اند و از این جهت نوعی «تعاون بر اثم» به شمار می آید.
🔹4. همان گونه که گفته شد نوشتن تحقیق به اسم دیگران (تازه اگر شخص واقعا آن را انجام دهد و خود از دیگران سرقت علمی نکند) توسط هر کسی اعم از طلبه و غیر طلبه که انجام شود کاری زشت و غیراخلاقی است، ولی انجام آن از سوی یک طلبه «زشت تر» است. چرا که:
🔸اولا) از طلبه به عنوان مُبلغ دین و اخلاق انتظار می رود خود پیشگام تبلیغ عملی این دو باشد. رهنمود امام صادق(ع) این است که: كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاةَ وَ الْخَيْرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيَة» (کلینی، کافی، ج2، ص78). (تعبیر «لیروا» و «داعیه» قابل تامل است).
🔸ثانیا) مبلغ دین بودن طلاب، انتساب آنها به مکتب پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) را پررنگ تر می کند و زشت و زیبایی کارهای شان را نیز به همچنین؛ چرا که خوب و بد رفتار آنها به مکتب نیز تسری داده می شود. امام صادق(ع) خطاب به شقرانی (از یاران خود) فرمود: کار خوب از هر کسی نیکو است ولی از تو نیکوتر، به خاطر نسبتی که با ما داری. و کار ناپسند از هرکسی زشت است و از تو زشت تر، به خاطر نسبتی که با ما داری (بحار، چاپ بیروت، ج47، ص349)
🔸ثالثا) نادیده گرفتن اخلاق_پژوهش از سوی یک طلبه، و حتی انتشار پیام های مرتبط با آنها در گروه های طلبگی، موجب نوعی مشروعیت بخشی و وجاهت بخشیدن به آن از سوی دیگران برای ارتکاب چنین رفتارهایی می شود، و در نهایت دودش به چشم همگان خواهد رفت.
🔹و نکته آخر این که اگر به هر دلیل مرتکب چنین رفتاری شدیم، گرچه درست آن است که صادقانه در صدد جبران آن برآییم، ولی اگر چنین نکردیم دست کم مرتکب خطای بزرگ تر، یعنی توجیه کار خود، نشویم.
پايگاه اطلاع رساني پژوهشکده فلسفه و کلام
http://phil.theo.isca.ac.ir/
کانال رسمي پژوهشکده فلسفه و کلام
https://eitaa.com/philthe
پروژه تقریب؛ آوردهها و آسیب ها
قسمت اول: آوردهها
هر چند موضوع همگرائی میان مذاهب اسلامی پدیده تازهای نیست ولی از پیدائی «پروژه تقریب بین مذاهب» چندان زمانی نمی گذرد. تاریخچه این ماجرا را بهتر از همه، راینر برانر در کتاب «التقریب بین المذهب الاسلامیه فی القرن العشرین»(ترجمه و نشر مرکز الحضاره بیروت) روایت کرده است و از این رو ما را از تکرار این تاریخ بی نیاز میسازد.
اما آنچه برای ما اهمیت دارد، مروری بر عملکرد تقریبگرائی در چند دهه گذشته و تجربه اندوزی برای روزهای پیش روست.
🔅آوردههای تقریب
برافراشتن شعار وحدت اسلامی و پیگیری پروژه تقریب، البته به جای خود، آثار مبارکی داشته است که بسادگی نمی توان از آن چشم پوشید. از جمله پیامدهای این حرکت را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1️⃣برداشتن بانگ وحدت و همدلی با مسلمانان از سوی ایران و تشیع، حجت را بر دیگران تمام کرد و حسن نیت پیروان اهل بیت(ع) را در همگرائی اسلامی نشان داد.
2️⃣این اقدام نشان داد که جامعه شیعه به مسائل امت اسلامی توجه ویژه دارد و حاضر است سهم خویش را در حفظ کیان امت اسلامی و مقابله با دشمنان مسلمین به خوبی ادا کند.
3️⃣شعار تقریب تا حدودی بستر تعامل ایران و تشیع را با گوشهای از جهان اسلام آرام کرد و زمینه گفت و گو با بخشی از مسلمانان را بر شیعیان گشود. برنامههای تقریب هر چند لایههای عمیق تقارب را هدف نگرفت، اما در همدلی با علاقهمندان تشیع از بین سنیان تلاش درخوری داشت.
4️⃣ همراهی گروهی اندک از علمای اهل تسنن با پروژه تقریب، سبب شد که جبهه مخالفان دچار شکاف گردید و دشمنان تشیع از یکپارچه کردن اهل تسنن و مشروعیت بخشی به اندیشه تکفیر شیعه بازماندند.
در یک کلام، تلاش تقریب را به کلی نمی توان ناکام دانست و دستاوردهای آن را ناچیز و ناپیدا انگاشت، چرا که برای ارزیابی دقیق آوردههای تقریب، باید وضعیت موجود را با شرایطی سنجید که همین تلاشها هم صورت نمیگرفت و با رخنه بیشتر دشمنان، آتش فتنه بیش از این دامن شیعیان را در برمی گرفت.
📲ادامه در قسمت دوم (آسیبها):
پروژه تقریب؛ آوردهها و آسیبها
قسمت دوم: آسیبها
🔅آسیبهای تقریب
با این همه، چنان که در یادداشت قبلی «کنفرانس وحدت اسلامی، از رویا تا واقعیت» نوشتم، رویکرد و روش پیگیری پروژه تقریب در ایران به گونه ای بود که نه تنها این هدف بلند را به تدریج به محاق برد بلکه آسیبهای بزرگ دیگری را دامن زد:
1️⃣ صاحبان پروژه تقریب، به دلیل فقدان راهبرد روشن، به خلط معانی و مفاهیم گرفتار آمدند و با در آمیختن سه گزینه متفاوت در پروژه تقریب (وحدت اسلامی، همزیستی مسلمین و اتحاد ملل اسلامی) عملا به هیچ یک از اهداف سهگانه دست نیافتند. تفاوت این سه پروژه و راهبردهای هر کدام را در یادداشت بعدی با نام «تقریب و سرگردانی در میان سه تئوری رقیب» تقدیم خواهم کرد.
2️⃣ اصحاب تقریب راه رهائی از بحران پراکندگی و پارهپارهشدن جهان اسلام را در انکار اختلافات عمیق تاریخی و معرفتی میان گروههای اسلامی میدیدند و با اصرار بر «پرده پوشی» و «کوچک انگاری» مبانی اختصاصی مذاهب، از شناخت ریشههای این درگیریها در ماندند و فرصت تفکر و تلاش برای درمان این بیماری و یا کمکردن عوارض آن را از دست دادند.
3️⃣ گفتمان تقریب بر این پایه استوار شد که اختلافات مذهبی، نه تنها «جزئی»و کمشمار است بلکه از «امور ظنی» و «اجتهادی» می باشد و بیشتر جنبه «تاریخی» دارد و امروزه چندان به کار نمی آید. این در حالی بود که شیعیان و سنیان نه تنها این دسته از مبانی خویش را بر حق می دانستند بلکه باور به مبانی رقیب را به بدعت و انحراف و حتی طرد و تکفیر مینواختند. انکار این امور در بین طرفداران تقریب از شیعه و سنی، عملا آنان را در مقابل اکثریت جامعه مذهبی خود گذاشت و رویکرد وحدت اسلامی به انزوا رفت و پروژه تقریب شیعی-سنی به پروژه اختلاف شیعی-شیعی و اختلاف سنی-سنی تبدیل گشت.
4️⃣ پروژه تقریب با انکار اختلافات عمیق تاریخی میان دو گروه شیعه و سنی- در سطح عالمان و عوام- نه تنها قدرت برنامه ریزی برای کم کردن دامنه نزاع را از دست داد، بلکه شیعه را در معرض اتهام به نفاق و دوروئی و کتمان عقاید خویش در پشت پرده اصل تقیه قرار داد.
5️⃣ انقلاب اسلامی ایران بر پایه فرهنگ تشیع شکل گرفت و به صورت طبیعی، بسیاری از مسلمانان را به سوی خویش فراخواند و مسئولان جمهوری اسلامی نیز نه تنها از این گرایشها استقبال کردند بلکه نفوذ فرهنگ تشیع را به عنوان بخشی از فرایند صدور انقلاب تلقی کردند. این پدیده، به همراه شعارهای تقلیلگرایانه تقریب، جمهوری اسلامی را به تناقض در گفتار و کردار متهم ساخت و گفتمان اصحاب تقریب از سوی اهل تسنن به یک مجامله و یا حتی به فریب و خدعه تعبیر شد.
6️⃣ اهل تقریب با وابستهکردن پروژههای «همزیستی اسلامی» و «اتحاد ملل اسلامی» به اموری همچون
اشتراک عقیدتی و فقدان اختلافات فکری و فقهی، نه تنها در پیشبرد اصل وحدت اسلامی در درون و بیرون کشور دچار چالشهای جدی شدند، بلکه عملا فرصت تبیین معارف ناب اهل بیت(ع) را نادیده انگاشته و با پردهانداختن بر اختلافات، باب گفتوگوهای علمی میان علمای مسلمین و تلاش برای تقارب معرفتی را به انسداد کشاندند.
7️⃣ پروژه تقریب پس از انقلاب اسلامی، در متن دستگاه دیپلماسی سیاسی زاده شد و همگام و همرو با سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی به پیش رفت. پیشبرد این پروژه در بیرون از محیطهای علمی و به دور از دسترس عالمان شیعه و سنی ، رنگ سیاستورزی را بر فضای گفتمانی تقریب حاکم کرد و ابعاد فرهنگی و اجتماعی وحدت اسلامی در زیر هنجارهای سیاسی کمرنگ شد. به این ترتیب، با شدتگرفتن منازعات سیاسی دولتها با ایران، پروژه تقریب نیز دستخوش فراز و فرود گشت و امروزه برنامههای تقریب در جهان اسلام به عنوان چرخهای از زنجیره دیپلماسی سیاسی ایران تعبیر و تلقی می شود و با ناکارآمدی برنامههای آن، از سوی دوستان نیز جدی گرفته نمی شود.
فهرست بالا که بر آن باز هم می توان افزود، نشان می دهد که مدیریت تقریب در ایران از فقدان یک قوه تفکر راهبردی رنج می برد و تجربه اندوزی و بازاندیشی در این مجموعه چندان جایگاهی ندارد.
این آسیبها را در یادداشتهای بعدی، ریشهیابی کرده و سپستر به تبیین اصول راهبردی برای وحدت راستین امت اسلامی خواهیم پرداخت.
📱کانال اطلاع رسانی دکتر محمد تقی سبحانی: t.me/mtsobhani
پژوهشکده فلسفه و کلام
نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی (سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی در همایش «جایگاه عقل در کلام و فلسفه») ق
💐🎗بسم الله الرحمن الرحیم🎗💐
⭐️ نقدی بر سخنان دکتر #محمدتقی_سبحانی در همایش «جایگاه #عقل در کلام و #فلسفه»
(قسمت اول)
جناب حجت الاسلام دکتر محمدتقی سبحانی عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ فلسفه و کلام پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در همایش «جایگاه عقل در کلام و فلسفه» به تاریخ 30 آبان 1397 طی سخنانی به «نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی» پرداختهاند. خلاصه این سخنرانی در سایت پژوهشکده (http://yon.ir/o5wZQ) و کانال تلگرامی ایشان انتشار یافته است. نوشتار حاضر نقدی بر برخی مواضع این متن مکتوب است. ابتدا عین گفتههای سخنران محترم را نقل کرده، سپس آن را بررسی خواهیم کرد.
1⃣ «دستگاه معرفتشناسی در فلسفه اسلامی از اساس، یک دستگاه ارسطوئی است که بر خلاف سایر بخشهای دیگر فلسفه، از کمترین تحول و تکامل برخوردار بوده است.»
🔆 نقد: بر اهل فلسفه پوشیده نیست که ارسطو (ر.ک.به: متافیزیک) و هیچ یک از فیلسوفان یونان باستان و قرون وسطی در فلسفه خود بخشی با عنوان معرفتشناسی نداشتهاند. در این دو دوره از تاریخ فلسفه غرب تنها برخی از مسائل معرفتشناسی محل بحث بودهاند، اما معرفتشناسی به مثابه یکی از دانشهای فلسفی در دوره جدید با آثار لاک و دکارت پای به عرصه نهاد. اما در فلسفه اسلامی با توجّه به تزلزل¬ناپذيري موضع عقل در فلسفه اسلامي، ضرورتي براي بررسي تفصيلي مسائل شناخت به¬صورت منظّم و بهعنوان شاخه مستقلي از فلسفه پيش نيامده بود (محمدتقی مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ج1، ص150) مباحث معرفتشناختی فلسفه اسلامی تا دوران اخیر در ضمن سایر مباحث فلسفه (در بحث وجود ذهنی و علم و عالم و معلوم) و منطق (در بحث تصور و تصدیق و مبادی برهان) طرح میشد، اما حضور و رواج اندیشههای غربی در دامان فرهنگ اسلامی در قرن معاصر سبب شد که فیلسوفان اسلامی به¬نحو خاص به این حوزه معرفتی عطف توجه کرده، آثار درخوری در این زمینه از خویش به¬جای نهادند. در این میان، باید علامه طباطبایی فیلسوف سترگ قرن حاضر را به¬حق طلیعه¬دار این قافله و بنیان¬گذار معرفت¬شناسی اسلامی دانست، چرا که با نگارش کتاب اصول فلسفه رئالیسم آغازگر طرح مستقل مسائل معرفت¬شناختی گردیده، سبب شد اندیشمندان متأخر، اهتمام بیشتری به این مسائل از خود نشان دهند.
نگاهی گذرا به آثار فیلسوفان نوصدرایی در حوزه معرفتشناسی به روشنی نشان میدهد که ادعای «کمترین تحول و تکامل» فلسفه در این قلمرو تا چه اندازه دور از حقیقت است.
2⃣ «هیچ دلیل روشنی برای وجود «صورت» به عنوان واسطه معرفت، در دست نیست و ادلهای که برای این موضوع آوردهاند، محل تامل و اشکال است.»
🔆 نقد: بنا بر معرفت شناسی اسلامی، معرفت همان مطلق علم و آگاهی است که در اولین و مهم¬ترین انقسام، به حضوری و حصولی تقسیم میشود. این تقسیم یک تقسیم عقلی و دایر بین نفی و اثبات است: هر شناختی از یک معلوم، یا به واسطه حاکی است یا بی واسطه حاکی. به بیان دیگر، گاه خود واقعیت معلوم نزد شخص عالم حاضر است، مانند احساس گرسنگی یا احساس شادی و درد که به آن شناخت حضوری می¬گویند. گاه نیز آگاهی ما از یک معلوم، با واسطه صورت ذهنی آن است و ما از طریق این صورت و به جهت حکایت-گری¬اش از آن معلوم، بدان شیء علم داریم که به آن شناخت حصولی می¬گویند. پس علم به هر معلومی یا باید حضوری باشد یا حصولی. در نتیجه اگر به چیزی علم حضوری نداشتیم و خود واقعیت آن نزد ما حاضر نبود، تنها راه علم به آن، معرفت با وساطت صورت ذهنی است. و دست بر قضا اغلب معرفتهای ما به ویژه معرفت به امور بیرون از خود فاعل معرفت از این نوع میباشند.
کجای این دلیل روشن نیست و چه اشکالی بر آن وارد است؟!
3⃣ «بر فرض که فی الجمله وجود صورت را در فرایند علم بپذیریم، اما کلیت و عمومیت آن، محل تردید است. برای مثال، شیخ اشراق در علم به محسوسات یا مشاهدات، به وجود صورت باور ندارد.»
🔆 نقد: پاسخ این اشکال از همان بیان پیشین روشن است. علم به هر معلومی یا حضوری است یا حصولی. شیخ اشراق برخلاف فلاسفه پیش از خود معتقد است علم به دیدنیها (نه همه محسوسات) از سنخ علم حضوری است، نه حصولی.
🖊 کانال مهدی عبدالهی
👉 🆔 @MAbdullahi
پايگاه اطلاع رساني پژوهشکده فلسفه و کلام
http://phil.theo.isca.ac.ir/
کانال رسمي پژوهشکده فلسفه و کلام
https://eitaa.com/philtheo
پژوهشکده فلسفه و کلام
نقد عقل نظری در فلسفه اسلامی (سخنرانی استاد محمد تقی سبحانی در همایش «جایگاه عقل در کلام و فلسفه») ق
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌷
💐🎗بسم الله الرحمن الرحیم🎗💐
⭐️ نقدی بر سخنان دکتر #محمدتقی_سبحانی در همایش «جایگاه #عقل در کلام و #فلسفه»
(قسمت دوم)
4⃣ «پذیرش صورت در فرایند معرفت، دشواری «مطابقت» میان صورت و مصداق(یا تطابق ذهن و عین) را به شدیدترین وجه آن پیش می آورد، این مشکل، نه تنها در معرفت شناسی فیلسوفان معضلاتی را به بار آورده که تاکنون ناگشوده باقی مانده است، بلکه دستگاه جهانشناسی و نفسشناسی فلسفه اسلامی را نیز به بحران دچار ساخته است.»
🔆 نقد: چنان که گفتیم در علم حصولی خود واقعیت معلوم نزد ما حاضر نیست، بلکه امری به نام صورت یا مفهوم ذهنی در نفس ما تحقق دارد که خاصیت آینگی دارد و محکی خود را نشان میدهد. بله در مرحله بعد مسئله دشوار مطابقت مطرح است. اما اگر کسی وجود صورت در معرفت بشری را انکار کند، باید اصل علم حصولی را که اکثریت قریب به اتفاق علوم ما به عالم خارج را تشکیل میدهد، نفی نماید! و در این صورت، یا باید همه معرفتها را حضوری بداند! شما که منکر جود صورت در فرآیند معرفت هستید، آیا به این نتیجه ملتزم هستید یا راه حل دیگری دارید؟
5⃣«گزارههای اولی که گفته می شود که تصور موضوع ومحمول برای تصدیق آنها کفایت می کند، غالبا یا قضایای همانگوی( tautological) و یا قضایای تحلیلی(analytic) هستند و این گزارهها هیچ گزارشی از جهان واقع نمیدهند.»
🔆 نقد: این اشکال بر قضایای بدیهی اولی به مثابه بنیادهای نخستینِ برهان فلسفی، مبتنی بر تفسیر کانتی از حقیقت قضایای تحلیلی است که بر اساس آن این قضایا هیچ گزارشی از واقع نمیدهند، اما فیلسوفان اسلامی و برخی از فیلسوفان و معرفتشناسان غربی این مدعا را قبول ندارند و تفاسیر دیگری از قضایای تحلیلی ارائه میکنند که مستلزم گزارشگری این دسته قضایا از جهان واقع نیز میباشد. (جهت اطلاع ر.ک.به: احمد ابوترابی، چیستی و نقش قضایای تحلیلی و ترکیبی در منطق و معرفتشناسی، به ویژه ف11)
6⃣ «با بررسی استدلالهای فیلسوفان در طول تاریخ معلوم می شود که آنها خود به این منطق برهانی التزام نداشته و از مبادی غیر یقینیِ فراوانی در ادله خود استفاده کردهاند که خود تایید می کند که منطق برهان به معنای معهود، در فلسفه چندان مصداقی ندارد.»
🔆 نقد: صرف طرح یک مدعا آن هم با این گستره وسیع بدون ارائه شواهد روشن گرهی از کار معرفت نمیگشاید.
7⃣ «حقائق جهان از تنوع فراوان برخوردار است و بخش بزرگی از واقعیت هستی، پدیدههائی است که از طریق احساس، تجربه، استقراء، تاریخ و وحی به ما می رسد و تفسیر هستی بدون در نظر گرفتن این حقائق، نارسا و ناراست است. گزارههای اولی غالبا به حقائق عام و انتزاعی بازمی گردد و به تنهائی کاروان فلسفه را به مقصد نمی رساند.»
«دستگاه معرفت شناسی فلسفه، با هدفگیری برای دستیابی به یقین خاص، عملا نه تنها معرفت فلسفی را از روشها و مبادی گوناگون معرفت انسانی و الهی محروممی کند، بلکه قلمرو فلسفه را به حوزهها و موضوعات خاص کلی و انتزاعی محدود می کند و در عمل هم نمی تواند به وعده خود برای التزام به یقین خاص وفا کند.»
🔆 نقد: فلسفه اولی/متافیزیک تنها عهدهدار تفسیر و توضیح اصل واقعیتمندی واقعیات است. اما بررسی وجوه دیگر واقعیات برعهده سایر علوم است و هر یک از آنها نیز روش مختص به خود را دارند. مگر قرار است فلسفه همه جزئیات هستی را تفسیر کند؟! چرا از فلسفه انتظار دارید باری را بر دوش بکشد که خود از ابتدا اعلام کرده است که این بار بر دوش او نیست. از فلسفه نخواهید بار سایر علوم را نیز بر دوش کشد.
با آرزوی توفیق الهی برای سخنران محترم، این نقد تنها بر برخی مواضع روشن متن خلاصه سخنرانی ایشان است. روشن است که اگر متن کامل این سخنرانی در اختیار پژوهشگران قرار گیرد، مجال گستردهتری برای مباحثه گشوده خواهد شد.
🖊 کانال مهدی عبدالهی
👉 🆔 @MAbdullahi
پايگاه اطلاع رساني پژوهشکده فلسفه و کلام
http://phil.theo.isca.ac.ir/
کانال رسمي پژوهشکده فلسفه و کلام
https://eitaa.com/philtheo