سامان صمیمی، نوازندهی ویولن و کمانچه و یک آهنگساز بینظیره. ایشون هم از اون زندگی های جالب داره. پس از اول شروع میکنیم.
پدر استاد صمیمی نوازندهی ویولن بود و ایشون از بچگی همینطوری ویولن رو یاد گرفت از پدرش ولی نه به عنوان نوازنده. اونطور که خودش میگه حتی این شکلی نبود که تمرین کنه با پدرش یا درس بگیره از ایشون، فقط با دیدن و شنیدن سازش خود به خود یاد گرفته بود.
وقتی در ارتش خدمت سربازی رو میگذروند برای اولین بار از اینکه توانایی ساز زدن داشت برای گروه موسیقی اونجا استفاده کرد. این توانایی ساز زدن باعث شده بود در پایان اون دورهی خدمت ۱۱۷ روز مرخصی تشویقی داشته باشه! ولی هنوز هدفی برای ادامهی موسیقی نداشت. قرار بود توی همون ارتش ادامه بده، تا با ژانر ویولن کلاسیک آشنا شد و رشتهی دانشگاهی اون آشنا شد و در همین رشته ادامه تحصیل داد.
میگفت برای یکی از مبحث های امتحاناتش باید ساز کمانچه رو بلد میبود. و میگفت هیچ وقت تمرین واقعی نداشت برای کمانچه و فقط چون میتونست ویولن بزنه کمانچه هم میتونست خیلی کم ساز بزنه. ولی به توصیهی اسحاق چگینی که اون زمان توی دانشگاه استادش بود بیشتر کمانچه زد. سال ۷۷ هم نوازندهی گروه فاخته شد. و اونجا اولین بار با آقای قربانی و اسحاق چگینی روی صحنه رفت و وارد گروهشون شد. بعد ها با گروه ایرانی و پژمان طاهری در آلبوم های شاهکاری مثل سوگواران خموش ساز زد و کلی اجرای خوب داشت.
ققنوس
و سال ۹۰ برای آلبوم و کنسرت حریق خزان دوباره با استاد قربانی همکاری کرد. توی همون سال بود که گروه معرکهی اشتیاق رو ساختن به همراه زکریا یوسفی و میلاد محمدی. بقیهی همکاری این چهار نفر رو بخوام خلاصه کنم فقط یک جمله میشه: اونا گروه کوچیک خودشون رو گسترش دادن و تا همین امروز دارن کنار هم ساز میزنن.
این همکاری ولی برای آقای قربانی و آقای صمیمی خیلی جالب تره. نزدیک به ۳۰ سال ضبط استودیویی، کنسرت، گشتن کل دنیا برای فستیوال و به قول آقای قربانی، یک برادری بزرگ که فقط به موسیقی ختم نمیشه.
Alireza GhorbaniAlireza Ghorbani - Prostration of Wisdom [320].mp3
زمان:
حجم:
8.8M
2:38
شرم ندارد از تو من چهرهی من بیان کند
صورت من چو شعلهای رنگ هوس عیان کند
خرقهی من به خواب او گم شد و من به سوی او
راه سفر گزیدهام تا برسم به کوی او
چند وقت پیش یه ویدئو دیده بودم از کنسرت استاد، آقای قربانی برای اینکه کتش رو در بیاره داشت با آقای صمیمی مشورت میکرد:)
یک روزی از خانهی خود در سنندج آمدم تهران. ساعت هفت صبح بود. لطفی را دیدم همراه با شجریان، در حال ساز زدن بودند. کمی خوابیدم. بیدار شدم و آنها هنوز در حال ساز زدن بودند. پرسیدم صبحانه میخورید؟ گفتند بله. خوردیم و رفتم. ساعت چهار عصر آمدم و آنها هنوز مشغول ساز زدن بودند. پرسیدم ناهار میخورید؟ گفتند بله. خوردیم و مجددا رفتم. ساعت ده شب برگشتم و دیدم آنها هنوز در حال ساز زدن هستند! پرسیدم چرا استراحت نمیکنید؟ لطفی گفت: جامعه از جهت فرهنگ به ما خیانت کرده و ما عقب افتادیم. باید این عقب افتادگی را با تصاعد هندسی جبران کنیم.
-بیژن کامکار
MohammadReza Shajarian [BiaMusic.ir] 08. MohammadReza Shajarian - Sarkhoshan.mp3
زمان:
حجم:
8.9M
1:50
چون لاله، می مبین و قدح در میان کار
این داغ بین که بر دل خونین نهادهایم
2:39
این داغ بین که بر دل خونین نهادهایم...
ققنوس
1:50 چون لاله، می مبین و قدح در میان کار این داغ بین که بر دل خونین نهادهایم 2:39 این داغ بین که
با یه تحریر ساده از آواز اصفهان به راستپنجگاه میره. برای فهمیدن فرقشون کافیه به اون دو تا قسمت که مشخص کردم گوش بدید. ناممکن به نظر میرسه که فقط با یک تحریر اون دو تا رو به هم ربط داد.