eitaa logo
دانلود
اسمش را همایون گذاشتند، چون مادرش شیفته‌ی دستگاه همایون بود. می‌گویند در کودکی با چند تکه چوب و سیم برای خودش تار ساخته بود. مادر که اشتیاق پسرش را دید، او را به راسته‌‌ی ساز فروشان بازار برد تا از میان ساز ها چیزی را انتخاب کند که به صدایش عشق بورزد. همایون ویولن را انتخاب کرد. پنج ساله بود که نزد ابوالحسن صبا رفت برای آموزش. با اضطراب زیاد منتظر استاد نشسته بود. شنیده بود انگشتانش برای نواختن ویولن زیادی کوچکند [برای نواختن ویولن انگشت باید برای جا گیری روی دسته به اندازه‌ی کافی بلند باشه] چون می‌دانست صبا از همان ابتدا از تمام شاگردانش می‌پرسد "دست هایت را ببینم؟" صبا پرسید و همایون دستانش را جلو آورد. صبا اول به انگشتان کوچکش نگاه کرد، و بعد به چهره‌‌ای که از آن اضطراب و شوق یادگیری می‌بارید. سپس به صندلی‌اش تکیه داد و گفت: خوبه باباجان، بیا شروع کنیم. عجب کاری کرد ابوالحسن خان! موسیقی ایران را بار دیگر مدیون خود کرد چون اگر حقیقت را به همایون خرم می‌گفت، موسیقی ایران امروز خیلی چیز ها را نداشت! -علیرضا میرعلی‌نقی
Alireza Ghorbani - Rosvaye Zamaneh04. Az Man Bogzar.mp3
زمان: حجم: 5.8M
3:30 بگذر تا در شرار من نسوزی بی‌پروا در کنار من نسوزی همچون شمعی به تیره شب ها می‌دانی عشق ما ثمر ندارد غیر از غم حاصلی دگر ندارد بگذر زین قصه‌ی غم افزا