حکایت من حکایت اون خانم پیره که میگفتن از پسر شهیدت بگو، بگو، بگو....
آخرش فقط یه کلمه گفت:
"دوستش داشتم..."
من رهبرمون رو دوست داشتم...
به عنوان یه پسر یه صحبتی با شما دخترخانوما دارم...
تاحالا شده ببینید کسی طلاهای خودش رو وسط خیابون بزاره و بره؟ حالا به هر دلیلی
معمولا این چیزا رو اصلا از خودشون جدا نمیکنن
یا زیر لباسن یا اصلا بیرون نمیارن
چرا؟ چون که میدونن طلا یک چیز با ارزشه و نباید بدون محافظ باشه وگرنه میدزدنش. حتی ممکنه این کار باعث بشه آدمای حیلهگر برای بدست آوردن اون طلا نزدیک شما بشن
میدونید از طلا با ارزش تر چیه؟
شما!
شما که مادر آینده این جامعه هستید، همسر آینده یک مرد خواهید بود و نسل آینده در دامن شما پرورش پیدا میکنه...
همه اینارو گفتم که به اینجا برسم:
شمایی که از طلا و زمرد با ارزش تر هستید، قطعا نباید خودتون رو راحت در اختیار دیگران بزارید...
بیخود نیست که میگن بهشت زیر پای مادرانه و بیخود نیست که زن، انقدر محترم و لطیف توصیف شده در دین اسلام
-ققنوس کده-
به عنوان یه پسر یه صحبتی با شما دخترخانوما دارم... تاحالا شده ببینید کسی طلاهای خودش رو وسط خیابون
اون پسری که به بهونهی "آزادی" دوست داره شما هرکاری خواستید بکنید و هر چیزی که خواستید بپوشید، خیرخواه شما نیست
بلکه کسیه که دوست داره به شما دسترسی راحت تری داشته باشه!!
جنبش me too در غرب ثابت میکنه که حرفم اشتباه نیست. وقتی هیچ حد و مرزی در جامعه نباشه و تعریف غلطی از "آزادی" ارائه بشه، همچین اتفافاتی میوفته...
مگه غیر از اینه که در جامعه فعلی پسرهایی که نمیتونن ازدواج کنن و مردونگی لازم رو ندارن میرن سمت پیدا کردن دوست دختر یا چیزایی مثل ازدواج سفید؟! تا راحت زندگی کنن، تا "آزاد" باشن!! میبینید چطوری از مفهوم آزادی سوء استفاده میکنن؟
صحبت من با شمایی هست که مثل خواهرم هستی و شاید پوششت اونطور که باید کامل نیست یا فکرمیکنی آزادی مطلق بهترین نوع زندگی رو برای انسان خلق میکنه...
رعایت پوشش مناسب شما میتونه صدفی باشه که مرواریدش شمایید
شما با ارزش هستید
نزارید نگاه های مریض مردم این دنیا از شما استفاده کنن و بعد که کارشون تموم شد پرتتون کنن یه گوشه و برن سراغ بعدی!!
زن، زندگی، آزادی واقعی در اسلام نهفتهست
قبل از اینکه قضاوت کنید، بخونید و بعد تصمیم بگیرین
کتاب های شهید مطهری رو بخونید
کتاب های تفسیر قرآن رو بخونید
بعد از اون، تصمیم با شماست...