#بفرمایید_گاو_آمده!😳
در یک مدرسه راهنمایی دخترانه چند سالی مدیر بودم. روزی چند دقیقه مانده به زنگ تفریح، مردی باظاهری آراسته وارد دفتر مدرسه شد.
گفت: «با خانم ناصری دبیر کلاس دوم کار دارم. میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم.»
از او خواستم خودش رامعرفی کند.
گفت: «من گاو هستم! خانم دبیر بنده را میشناسند! بفرمایید گاو آمده! ایشان متوجه میشوند چه کسی آمده!»
تعجب کردم و موضوع را به خانم ناصری، دبیر کلاس دوم گفتم. او هم تعجب کرد و گفت: «ممکن است این آقا اختلال روانی داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمیفهمم!»
ناچار از او خواستم پیش آن مرد برود. با اکراه پذیرفت و رفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد:
«من گاو هستم!»
معلم جواب سلام داد و گفت:
«خواهش میکنم، ولی ...»
مرد ادامه داد:
«شما بنده را بخوبی میشناسید. من گاو هستم، پدر گوساله! همان دختر ۱۳ سالهای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید ...»
دبیر ما به لکنت افتاد و گفت:
«آخه، میدونید ...»
مرد گفت:
«بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان میگذاشتید. قطعاً من هم میتوانستم اندکی به شما کمک کنم.»
خانم دبیر و پدر دانشآموز مدتی با هم گفتگو کردند ...
آن آقا در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم. روی آن نوشته شده بود: دکتر فلانی، عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه.....
چند روز بعد از ایشان خواستم یک جلسه برای معلمان صحبت کنند. در کمال تواضع خواستهام را قبول کردند، سخنرانی دلپذیری داشتند ...
ایشان میگفت:
«خشونت آن گونه كه ما فکر می کنیم فقط محدود به خشونت فيزيكی بدنی نيست. عموماً ما درگيریهای فيزيكی یا تعرض جنسی را خشونت میدانیم. ولی واقعیت آنست که دامنه خشونت، حوزههای گستردهتری دارد از جمله خشونت زبانی.
وقتی توهین میکنیم،
قومی را مسخره میکنیم،
صاحبان یک عقیده را تحقیر میکنیم. وقتی تهمت یا برچسب میزنیم یا تهدید میکنیم،
همه اینها خشونت است؛
منتها خشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است.
خشونت زبانی #از_درون میکُشد.
تا حالا هیچ کس را دیدهاید به دلیل اینکه مسخره شده و یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه کند؟
یا به پلیس شکایت کند؟
قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند.
خشونت ابتدا در ذهن شكل میگيرد،
بعد خود را در زبان نشان میدهد
و سپس زمینهساز خشونت فیزیکی میشود.
وقتی رهبر یک گروه سیاسی در جامعه، افراد طرف مقابل ر ااحمق، مغرض و فاسد معرفی میکند، ما به عنوان طرفداران او آمادگی لازم را پیدا میکنیم که در زمان مناسب با ماشین از روی آنها رد شویم.
چرا؟
چون دیگر آنها را شایسته زندگی نمیدانیم!
وقتی در یک ورزشگاه صد هزار نفری، طرفداران تیم مقابل را با دهها فحش آبدار و ناموسی مینوازیم، زمینه را برای زد و خورد بعد از بازی فراهم میکنیم.
وقتی دختر همسایه را قرتی خطاب میکنیم،
راننده کناری را یابو،
مشتری را گاو،
دانشآموز را خنگ
و فرد قانونمدار را اُسکُل،
و قانون را در کلام زیر پا میگذاریم، همه اینها خشونتهای زبانی است. یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده؛ از تعرض جنسی بگیرید تا صدمه فیزیکی.»
اما چه باید کرد؟
اولین کار این است که #مهارت_گفتگو را بیاموزیم. فقدان مهارتهای گفتوگو باعث میشود افراد نتوانند آنچه که مدنظر دارند را به زبان روشن بیان کنند و ایده و احساس خود را در یک کلام خشن و تند تخلیه میکنند. تمرین گفتگو، تمرین تخلیه ذهن و قلب، به شیوهای غیرخشونتآمیز است.
دومین کار این است که به خودمان بارها و بارها یادآوری کنیم کشتن آدمها فقط به فرو کردن چاقو در سینه آنان نیست. دختر یا پسر، زن یا مردی که شخصیتش تخریب شده، شرافتش لکهدار شده، عزت نفسش لگدمال شده، دیگر زندگی نرمال نخواهد داشت.
👈آنگاه یاد خواهم گرفت کلمه #گاو را فقط و فقط برای خود #گاو بکار ببرم ...
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ادامه
احساس خودبسایی کامل، در انسانهای صاحب ارزش و غنای درونی مانع از آن میشود که در همنشینی با دیگران، آنطور که جمع از آنان انتظار دارد، ارزش و غنای خود را فدا کنند، چه رسد به اینکه با انکار کردن خود، در پی معاشرت با دیگران باشند. عکس این خصوصیات مردم عادی را بسیار معاشرتی و قابل انطباق میکند، زیرا دیگران را بهتر از خود میتوانند تحمل کنند. علاوه بر این، در جهان به ارزشهای واقعی اعتنایی نمیکنند و به آنچه اعتنا میکنند، ارزشی ندارد. انزوای انسانهای شایسته و ممتاز، هم علت این امر است و هم نتیجه آن.
آنچه انسانها را به سوی جمع سوق میدهد این است که نمیتوانند تنهایی را و در تنهایی، خود را تحمل کنند. خلاء درونی و دلزدگی، موجب میشوند که انسانها به سوی جمع رانده شوند، یا به سفر روند. به همین علت دائم به محرکهای بیرونی دیگر هم نیازمندند که شدیدترین نوع آن عبارت است از همنشینی با کسانی که از حیثیت ماهیت با آنها قرابت دارند.
بدون این اعمال روحشان زیر سنگینی بار خود رو میریزد و به خمودی عذاب آوری مبتلا میگردند.
میتوان گفت که هر یک از آنان فقط جزء کوچکی از انسان است و از این رو به کامل شدن توسط دیگران نیاز دارد تا از مجموع آنها حدوداً شعور کاملِ انسان حاصل شود.
برعکس، آن کس که انسانی کامل است، یعنی انسان به تمام معنا، وحدت اجزا است نه جزء و بنابراین آنچه دارد برایش کافی است.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
466.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️آنجایی که هیچ امیدی باقی نمانده باید ابداعش کرد. عادت به نومیدی از خود نومیدی بدتر است.
«آلبر کامو»
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چندلحظه #آرامش
صبح شد ...
گنجشک ها آواز می خوانند و من ؛
در سرِ دیوانه ام ، سودایِ خوابی دیگر است ...
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
چیزی که مردم جهان سوم باید نجات دهند ؛
وطنشان نیسـت ...
بلکه ابتدا باید خود را نجات دهند !
زیرا بیشترِ آنها در اعماق نـاآگـاهی ،
توهمِ دانایی دارند !
#وینستون
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
معلم یکی از شاگردان را محکم سیلی زد و گفت:
«چرا کار خانگی ننوشتی؟»
شاگرد با آرامش پاسخ داد:
«استاد! من به آنچه خواندم قانع نشدم تا دربارهاش بنویسم.»
معلم پرسید: «چرا قانع نشدی؟»
شاگرد گفت: «چون در آنچه نوشته شده بود، حقیقتی نیافتم.»
معلم پرسید: «چطور؟»
شاگرد پاسخ داد:
«استاد، در کتاب نوشته بود: “کشور من کشوری ثروتمند است.”
اما خانهی ما از گل ساخته شده، لباسهایم، کیف و تمام لوازم درسیام — حتی کتابهایم — از کمکهای خیریه است.
در کتاب آمده بود: “کشور من سرزمین نفت و گاز است.”
اما ما نه گاز برای پخت و پز داریم و نه نفت؛ مادرم هنوز با هیزم غذا میپزد.
در کتاب نوشته بود: “کشور من سرشار از نعمت است.”
اما من هرگز این نعمتها را ندیدهام؛ برعکس، میبینم که آنها به جیب دیگران میروند.
در کتاب آمده بود: “کشور من گهوارهی تاریخ، قهرمانی و تمدن است.”
اما سؤالی در ذهنم مانده است — چرا کشور من هنوز در گهواره مانده و همیشه از گذشته سخن میگوید، در حالی که دیگران رشد کرده و پیشرفت میکنند؟
کشور من فقیر است اما هنوز از شکوه گذشتهاش آواز میخواند.
و در کتاب نوشته بود: “مردم سرزمین من در حقوق و وظایف برابرند.”
اما من نه حق خود را به عنوان یک انسان یافتهام، و نه به عنوان شهروند این کشور.
استاد! من نمیخواهم به خودم دروغ بگویم، برای همین کار خانگی را ننوشتم.
من کشورم را دوست دارم، اما کشورم دزدیده شده — عدالتش، حقوق مردمش غارت شده است.
حق من از بین رفته، آینده ام نامعلوم است.
کشور من پر از ثروت است، اما پدرم هنوز در کوچهها و خیابانها دنبال نان روزانه مان میگردد!»
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔰توصیه غذایی بوعلیسینا
در کتاب اول قانون
⚜️ أضرُّ شيءٍ بِالبدنِ إدخالُ غِذاءٍ عَلی غِذاءٍ لم یَنضُج ولم یَنهَضِم ...
ص۵۸۵| کتاب اول قانون
⚜️زیانبخشترین چیز برای بدن آن است که روی غذایی که هنوز هضم نشده است،
غذا بخوریم.
به انتخاب و ترجمه؛ دکتر نجفقلی حبیبی؛ مصحح کتابالقانون
🪷بنیاد علمیوفرهنگی
بوعلیسینا
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔍کتابها ما را می سازند
🎙️ : ژاله آموزگار
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چندلحظه #آرامش
بزرگترین تراژدی زندگی مرگ نیس؛
بیهدف زندگی کردنه....
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا