eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
343 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
ادامه ....وقتی به راه رفته زندگی بازپس مینگریم و این "مسیرپرپیچ و خم" را از نظر میگذرانیم و ناگزیر بعضی فرصتهای از دست رفته و بداقبالی ها را می بینیم، ممکن است به آسانی در سرزنش خویش افراط کنیم. اما مسیر زندگی ما به هیچ روی حاصل کار خود مانیست، بلکه نتیجه دو عامل است، یکی سلسله اتفاقات ودیگر، سلسله تصمیمات ما، که بر یکدیگر تاثیر می گذارند و یکدیگر را متقابلاً تغییر میدهند. به علاوه افق دید ما برای دیدن این هر دو، بسیار محدود است،. زیرا تصمیمات خود را از راه دور نمی توان پیش بینی کرد و وقوع اتفاقات را از این هم کمتر می توان دانست. ما فقط به تصمیمات و اتفاقات زمان حال آگاهیم. بنابراين تا وقتی که هدف ما دور است، حتی نمی توانیم به درستی جهت یابی کنیم، بلکه ناچاریم به طور تقریبی و با حدسیات به سوی هدف برانیم، یعنی غالبا راه را با حرکت به چپ و راست، در جهت مقصود بپیماییم. آنچه میتوان کرد، فقط این است که در هر زمان،. مطابق با شرایط موجود تصمیم بگیریم و امید داشته باشیم که تصمیم ما چنان باشد که ما را به هدف نزدیکتر کند. غالباً وضع چنین است که شرایط و مقاصد اصلی ما به دو نیروی مخالف می مانند که ما را به دو جهت متفاوت میکشانند و برآیند حاصل از آن دو نیرو، مسیر زندگی ماست. ترنس میگوید: "زندگی آدمی مانند یکی از بازی هاست. اگر تاس چنان که مایلیم ننشیند، ناچاریم با عددی که بر حسب تصادف آمده است چنان هنرمندانه بازی کنیم تا نتیجه بهتر شود" او احتمالا تخته نرد را در نظر داشته است. 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla
زمستان سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید نتواند که ره تاریک و لغزان است وگر دست محبت سوی کس یازی، به اکراه آورد دست از بغل بیرون که سرما سخت سوزان است نفس کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت نفس کاینست، پس دیگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟ مسیحای جوانمرد من ای پیر پیرهن چرکین هوا بس ناجوانمردانه سرد است….آی….. دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای منم من میهمان هر شبت، لولی وش مغموم منم من سنگ تیپا خورده ی رنجور منم دشنام پست آفرینش، نغمه ناجور نه از رومم، نه از زنگم، همان بی رنگ بی رنگم بیا بگشای در، بگشای دلتنگم حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد تگرگی نیست، مرگی نیست صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است من امشب آمدستم وام بگزارم حسابت را کنار جام بگذارم چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد! فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندوه، پنهان است حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان نفسها ابر، دلها خسته و غمگین درختان اسکلتهای بلور آجین زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان است. مهدی اخوان ثالث https://eitaa.com/phwsla
سلام صبح بخیر خدایا🙏 ❄️در اولین روز ماه بهمن 🤍درهای رحمتت را ❄️بروی همه بگشا 🤍خیر و برکت ، سلامتی ❄️آرامش و خوشبختی را 🤍در زندگیشون جاری کن بارالها 🙏 ❄️شروع  بهمن ماه 🤍را برای همه ❄️شروع بهترینها مقدرفرما چهارشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۱ https://eitaa.com/phwsla
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ادامه ....مغز انسان، عاقل ترین عضو او نیست. در لحظات خطیر زندگی، هنگامی که درباره گامی مهم تصمیم میگیریم، عمل ما را نه شناختی روشن و درست از آنچه باید کرد، بلکه تکانه ای درونی که میتوان آن را غریزه نامید و از عمق وجود ما سرچشمه میگیرد، هدایت میکند. شاید این تکانه تحت تاثیر رویاهای ناخودآگاه و پیامبرانه ای باشد که به هنگام بیداری فراموششان میکنیم و درست به همین علت به زندگی ما یکپارچگی و وحدتی شگرف میدهند، که هرگز ممکن نیست نتیجه تفکر آگاهانه یاشد، تفکری که غالباً متغیر و آمیخته به خطاست و به آسانی نوسان میکند و فقط تحت تاثیر همین رویاها ممکن است مثلا کسی از جوانی رسالت انجام کارهای معینی را عمیقاً و در نهان احساس کند و چون زنبوری در ساختن کندو در دستیابی به اهدافش بکوشد. این تکانه را که بالتازار گراسیان La gran sinderesis مینامد : صیانت غریزی نفس، که بدون آن نابود میشویم. عمل کردن طبق اصول انتزاعی کاری دشوار است و برای موفق شدن به تمرین فراوان نیاز دارد، و حتی در این صورت هم همیشه موفقيت آمیز نیست. از این گذشته، تمرین فراوان هم کافی نیست. اما هر کس در وجود خود، اصولی ملموس و مادرزاد دارد، که مانند خون در رگهایش جاری است و نتیجه همه افکار، احساسات و خواست های اوست. آدمی این اصول را به طور انتزاعی نمی شناسد، بلکه وقتی به گذشته خود مینگرد به آن آگاه میشود و میفهمد که همواره از آن پیروی کرده وآن اصول مانند ریسمانی نامرئی او را به دنبال خود کشانده است. سعادت یا شوربختی هر کس وابسته به این است که آن اصول چه بوده اند.👌👌 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla
خورشید روزی ‌برای همه به یک اندازه طلوع خواهد کرد ‌شاید ما آن روز را نبینیم ‌اما زندگی ‌چیزی جز امیدواری‌ نیست .. ‌https://eitaa.com/phwsla
وقتی انسانها از تنهایی می‌نالند، منظورشان این نیست که اطرافشان خلوت است. تنهایی آنها این است که هیچ‌کس نمی‌فهمد چه می‌گویند! ‌https://eitaa.com/phwsla
کاش می‌توانستم دردتان را دوا کنم؛ همین دردِ دور بودن‌ها، دیر دیدن‌ها، دیگر ندیدن‌ها، همین که جِسممان بهاران است و جانمان پاییز... ‌https://eitaa.com/phwsla
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صبح که شد، لبخندت را جا نگذار… همان لبخندی که به همه می‌گوید هنوز امیدی هست❤️ https://eitaa.com/phwsla
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ادامه واکنش ما در قبال مسیر زندگی و سرنوشت ۴٩-باید پیوسته تاثیر زمان و متغیر بودن چیزها را در نظر داشت و از این رو در هر موقعیتی بلافاصله عکس آن را به تصور آورد :یعنی در سعادت، شوربختی را، در دوستی، دشمنی را، در روزهای آفتابی، روزهای ابری را، در عشق، نفرت را، در اعتماد به دیگران، خیانت و پشیمانی را و برعکس. این رفتار سرچشمه ماندگار فرزانگی واقعی در زندگی خواهد بود که موجب میشود، همواره سنجیده عمل کنیم و به آسانی گمراه نشویم. با این شیوه نگرش غالباً می توان تاثیر زمان را پیش بینی کرد و بر آن سبقت گرفت. شاید برای هیچ گونه شناختی، تجربه آنقدر الزامی نباشد که ارزیابی درست از عدم ثبات و تغییر امور الزامی است. زیرا هر وضعیت، در آن زمان که واقع می‌شود و تا زمانی که تداوم می یابد محصول ضرورتی است و بنابراین، وجودش کاملا موجه است، از این رو در نظر ما هر سال، هر ماه یا هر روز حقانیت جاوید دارد، اما این حقانیت در هیچ مورد باقی نمی ماند و تنها چیزی که ماندگار است، تغییر است. عاقل کسی است که فریب ثبات ظاهری را نخورد و در عین حال بتواند راستای دگرگونی را پیش بینی کند. اما آدمیان معمولا تصور می کنند که وضعیت فعلی امور یا جهت حرکتشان ماندگار است. این تصور از اینجا سرچشمه می گیرد که معلول را می بینند و علت آن را نمی فهمند، اما علت ها نطفه حامل تغییرات آتی اند، حال آنکه معلول نشانی از علت ندارد. مردم بر این معلول ها تکیه می کنند و می پندارند، علت های ناشناخته ای که نتایج خاصی را به بار آورده اند، می توانند این نتایج را ثابت نگاه دارند. 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla