eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
343 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 سِر کارل رایموند پوپر (Karl Popper (زاده ۲۸ ژوئیه ۱۹۰۲ - درگذشته ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۴) فیلسوف علم، منطق دان، ریاضی‌دان و اندیشمند اتریشی-انگلیسی و استاد مدرسه اقتصاد لندن بود. او یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان علم سده بیستم به حساب می‌آید و آثار زیادی در فلسفه سیاسی و اجتماعی از خود باقی گذاشته‌است. پاپر به دلیل کوشش‌هایش در رد روش علمی طرفداران کلاسیک مشاهده/استنباط (اثبات‌گرایان) از طریق پیشبرد روش ابطال‌پذیری تجربی، مخالفت‌اش با دانش برآمده از قیاس و استدلال کلاسیک (ارسطویی-افلاطونی) و دفاع از خردگرایی انتقادی، بنیادگذاری نخستین فلسفه انتقادی غیر توجیه‌گرانه در تاریخ فلسفه و دفاع نیرومندش از لیبرال دموکراسی و اصول انتقادگرایی اجتماعی که به نظر او امکان ظهور جامعه باز را فراهم کردند، شهرت دارد. جامعه باز و دشمنان آن" اثر "کارل پوپر" یکی از مهم ترین کتاب های نوشته شده در قرن بیستم است که یک دفاع بدون سازش از دموکراسی لیبرال و حمله ای قدرتمند به ریشه های فکری توتالیتاریسم می باشد. "کارل پوپر" که خود در یک خانواده ی وینی با اصل و نصب یهودی به دنیا آمده بود، تا سال 1937 به تدریس در اتریش مشغول بود؛ اما در سالی که در انتظار الحاق نازی ها به اتریش بود، به نیوزیلند مهاجرت نموده و پس از آن در سال 1949 در انگلستان اقامت گزید. تا قبل از الحاقیه، "کارل پوپر" عمدتا درباره ی فلسفه ی علم می نوشت اما از سال 1938 تا انتهای جنگ جهانی دوم، او انرژی خود را بر فلسفه ی سیاست متمرکز ساخت تا بتواند ریشه ی افکار توتالیتر در آلمان و شوروی را تشخیص دهد. نتیجه ی این بررسی ها، نگارش کتاب "جامعه باز و دشمنان آن" بود. زمانی که کتاب "جامعه باز و دشمنان آن" نخستین بار در دو جلد در سال 1945 انتشار یافت، توجهی فوری را برانگیخت و این دستاورد مهم "کارل پوپر" به جایگاهی باورنکردنی در هر دو جناح راست و چپ رسید؛ به طوری که این کتاب را الهام بخش مخالفان ضد کمونیست در طول جنگ سرد می دانند. کارل پوپر" با این استدلال که روح پرسشگر آزاد و انتقادی حاکم بر تحقیقات علمی، باید در مورد سیاست نیز اعمال شود، ردپای گرایشی مخالف و متمایل به استبداد را که توسط افلاطون، مارکس و هگل ارائه شده، دنبال می کند. این اثر حتی تحسین برتراند راسل را بر انگیخت و راسل آن را دفاعی عمیق و نیرومند از دموکراسی خواند. https://eitaa.com/phwsla
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید اکثر ماها اگر بشینیم با هم حرف بزنیم چیزای مهم زندگی مون شبیه به هم باشه... ولی تفاوت‌مون تو ترجیحاتمون هست... اینکه مشخصی کنیم کدوم اولویت داره.. برای همینم با اینکه اکثرا خواسته های مشترکی داریم یکی به همه چی میرسه یکی به هیچی نمیرسه... https://eitaa.com/phwsla
ادامه اگر انسان جوان زودتر از موقع، امور دنیوی را درک کند، در این امور اهلیت داشته و آماده وارد شدن به روابط دنیوی باشد، هم از لحاظ اخلاقی، هم از حیث فکری، نشانه بدی است، زیرا از فرومایگی حکایت می‌کند. برعکس، رفتار غریبه، ناشیانه و اشتباه، نشانگر ذاتی شریف است. بخشی از نشاط و تهور ما در جوانی مبتنی بر این واقعیت است که به سوی بلندی‌های کوهسار زندگی رهسپاریم و مرگ را نمی‌بینیم، زیرا مرگ در کوهپایهء آن سوی دیگر قرار دارد. اما وقتی قله را پشت سر نهادیم، مرگ را که تا آن زمان فقط از راه شنیدن می‌شناختیم، مشاهده می‌کنیم. به این سبب و نیز به علت اینکه در عین حال، نیروی زندگی رو به کاهش می‌نهد، تهور آدمی نیز کمتر می‌شود، به طوری که اکنون، جدیتی غم آلود، بی‌پروایی جوانی را واپس می‌راند و مُهر خود را بر چهره آدمی می‌کوبد. تا زمانی که جوانیم زندگی در نظرمان بی پایان است و اگر دیگران خلاف این را بگویند، باز هم بر این مبنا از وقتمان استفاده می‌کنیم. هرچه سالمندتر می‌شویم، در وقت صرف جویی بیشتری می‌کنیم، زیرا در سالمندی هر روز که بر ما می‌گذرد احساسی را در ما ایجاد می‌کند که شبیه احساس مجرمی است که گام به گام به دادگاه نزدیک‌تر می‌شود. زیرا از منظر جوانی، زندگی، آینده‌ای بی‌انتهاست، اما در مقام پیری گذشته‌ای بسیار کوتاه است. باید پیر شد، یعنی عمری طولانی کرد، تا فهمید که زندگی چه زود گذر است. انسان هرچه سالمندتر می‌شود همه امور بشری در نظرش کم اهمیت‌تر می‌شوند. زندگی که در جوانی ثابت و مستحکم جلوه می‌کرد اکنون چون مجموعه‌ای از پدیده‌های زودگذر به نظر می‌رسد که به سرعت ناپدید می‌گردند...
.... در سالمندی پوچی همه چیز نمایان می‌شود. زمان در دوران جوانی، گام‌هایی بسیار آهسته‌تر دارد، از این رو ربع اول زندگی انسان، نه تنها سعادتمندترین، بلکه طولانی‌ترین ربع آن نیز هست. چنانکه خاطرات بسیار بیشتری را به جای می‌گذارد و هر کس، اگر بنا باشد، می‌تواند از این دوران مطالب بیشتری را بازگو کند تا از دو ربع بعدی. همانطور که روزهای پایانی بهار به علت طولانی بود ملال آورند، در بهارِ زندگی نیز چنین است، اما هم در پاییزِ سال، هم در پاییزِ زندگی، روزها کوتاه‌تر و در عین حال معتدل‌تر و یکنواخت‌ترند. 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla
اریک فروم فیلسوف انسانگرا قسمت دوم "آزادی برای" یا "آزادی مثبت" فروم این آزادی را به مثابه توانایی فرد برای "خود بودن" و تحقق آن با استفاده از فعال کردن نیروهای عقلانی و عاطفی و شناسایی و شکوفایی استعدادش میداند. او میگوید در این نوع آزادی انسان صرفا در یک وضعیت خاص حقوقی و یا سیاسی نیست ، بلکه در یک حالت روانی و وجودی است. فروم این آزادی را در وجوه مختلف میبیند.  انسان برای اینکه در" آزادی برای" یا" آزادی مثبت" بتواند بر انزوای خود چیره شود بدون اینکه فردیتش را در برابر یک قدرت بزرگتر مثل کلیسا،پادشاه، دولت، یک حزب یا گروه از دست بدهد ، باید بافعالیت های خود بخودی و کار خلاقانه و عشق مثمر ثمر  به امور بپردازد. این نوع کارنه تنها برای اطاعت از دستورات و حتی ابزاری برای کسب درآمد نیست ، بلکه حالتی است که انسان با استفاده از عقل و مهارت خود مواد خام و یا حتی ایده ها را متحول میکند. فروم معتقد است برای رسیدن  به "آزادی مثبت"که باعث رشد و شکوفایی و خود باوری انسان _ بر مبنای مهمترین سرمایه اش یعنی خود او _ می شود ، انسان باید از دو طریق با جهان ارتباط بر قرار کند ، بدون اینکه  شخصیتش را فدا نماید. این مهم از طریق ؛فعالیت "خودانگیخته "و "عشق مثمر ثمر "صورت میگیرد . انسان باید فراتر از انجام وظیفه عمل کند(مثلا وظیفه من بعنوان سر پرست خانوار فقط تهیه مایحتاج خانواده است یا من فقط برای تفریح به طبیعت میروم) انسان باید خلاقانه بر محیط اثر بگذارد . از دید فروم "آزادی مثبت " یعنی تحقق کامل خویشتن و پیوند دوباره فرد با جهان ، اما نه از طریق تسلیم شدن ، بلکه از طریق فعالیتی برآمده از "خود". منظور او از فعالیت بر آمده از خود به این معناست که منبع و منشا عمل نه بر اساس دستورات جامعه باشد و نه انتظارات دیگران ، و نه حتی وسواس های فکری خود فرد، بلکه عملی باشد که مستقیما از درون فرد یا به عبارتی از هسته ی مرکزی شخصیت فرد نمایان شود ، او این فعالیت آزادانه را در سه عنصر : اصالت عمل ، یکپارچگی عمل و پویایی عمل میداند و توضیح میدهد : اصالت عمل یعنی آن عمل واقعا مال خودتان است.او معتقد است اکثر مردم فکر میکنند آزادند ، اما در واقع  افکار و احساسات القاءشده توسط رادیو تلویزیون و روزنامه و رسانه ها ی جمعی و تربیت تعریف  شده را تکرار میکنند(امروزه در این خصوص میتوان به تاثیر شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام واتس اپ ،تلگرام  و...بر افکار و رفتار افراداشاره کرد). فعالیت بر آمده از خود یعنی عبور از این نقابها و رسیدن به فکر و احساس اصیل که متعلق به خود آدم باشد. یکپارچگی عمل از نظر فروم شکافی بین عقل و احساس نیست. او عنوان میکند در جامعه مدرن انسانها دچار شکاف هستند ، یعنی یا طبق دستورات خشک عمل میکنند یا تحت تاثیر عوامل تکاندهنده و سائق های ناخودآگاه قرار میگیرند ، امایکپارچگی زمانی رخ میدهد که تمام شخصیت فرد(فکر، عاطفه و جسم) بصورت یک واحد در یک عمل حضور داشته باشد. وی مثال میزند یک کودک یا یک هنر مند در لحظه انجام کار با تمام وجود(جسم و روح) در آن فعالیت حضور پیدا میکند و بخاطر وظیفه یا اجبار کاری را انجام‌ نمیدهد ، بلکه چون آن کار بیانگر وجود اوست آنرا انجام میدهد. فروم حتی فراتر رفته و کار خودانگیخته و خلاق را صرفا موسیقی و نقاشی و انواع هنر نمیداند ، بلکه این را به مثابه نوعی نگرش به فعالیت میداند.  وی این نگرش را او اینطور تو ضیح میدهد که در کارخود بخودی یا برانگیخته ، خودانسان با آنچه انجام میدهد یکی شده و صرفا یک ابزار در خدمت کارفرما یا شخصی که  از "نتیجه" کارش منتفع میشود نیست ، او در واقع با موضوع یکی شده و ایده های ذهنی را به واقعیت تبدیل میکند و بدین ترتیب به جهان اطرافش شکل میدهد. او در حین انجام کار رشد کرده و احساس قدرت و زنده بودن میکند. فروم عنصر دیگر این فعالیت برآمده از خود یا فعالیت خود بخودی را پویایی آن فعالیت میداند. او این پویایی را نقطه مقابل ایستایی تعریف کرده و از نظرش این پویایی و شور و نشاط بر خلاف واکنش نسبت به یک محرک بیرونی از درون شکل میگیرد ، و در واقع  فرد در جهان یا قدرت بیرونی ذوب نمیشود ، بلکه بصورت پویا و در جریان  فعالیت با آن در گیر میشود و بر آن اثر گذاشته و از آن اثر میپذیرد بدون اینکه استقلال خود را از دست بدهد. در واقع فعالیت غیربرآمده از خود مثل کار اجباری در کارخانه یا تقلید مد یا تقلید از یک عقیده که تحت تاثیر یک گروه یا گروه فشار است ، فرد را تبدیل به یک موجود ایستا  مانند پیچ و مهره های یک ماشین میکند. اما در فعالیت بر آمده از خود ، پویایی و شور و نشاط دارد و همواره در جریان است  و در هر لحظه انسان در حال ابراز جنبه های جدیدی از شخصیت خویش است. https://eitaa.com/phwsla
🔍در باب سودمندی شاهنامه اگر فردوسی شاهنامه را نظم نکرده بود این روایات بحالت تاریخ بلعمی (ترجمه و تلخیص تاریخ محمدبن جریرطبری) و نظایر آن در می آمد که از صدهزار نفر یک نفر آنها را نخوانده بلکه ندیده است، و شکی نیست در اینکه اگر سخن دلنشین فردوسی نبود، وسیله ی ابقای تاریخ ایران همانا منحصر بکتب امثال مسعودی و حمزه بن حسن و ابوریحان میبود که همه بزبان عرب نوشته شده و اکثریت عظیم ایرانی ها از فهم آن عاجزند. شاهنامه فردوسی از بدو امر نزد فارسی زبانان چنان دلچسب واقع شده که عموما فریفته آن گردیده اند. هرکس خواندن می توانست، شاهنامه را می خواند و کسی که خواندن نمی دانست در مجالس شاهنامه خوانی برای شنیدن و تمتع یافتن از آن حاضر می شد. کمتر ایرانی بود که آن داستان ها را نداند و اشعار شاهنامه را از بر نخواند و رجال احیا شده ی فردوسی را نشناسد. اگر این اوقات ازین قبیل مجالس نمی بینی و روایت آن اشعار را کمتر می شنوی، از آن است که شداید و بدبختی های عصر اخیر محور زندگانی ما را بکلی منحرف ساخته و بقول معروف چرخ ما را چنبر کرده بود . ✍️محمد علی فروغی https://eitaa.com/phwsla
محتاط باشیم در سرزنش و قضاوت کردن دیگران، وقتی نه از دیروز او خبر داریم، نه از فردای خودمان... https://eitaa.com/phwsla
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حس‌خوب فصل ها برای درختان هر سال تکرار می‌شوند اما فصل های زندگی انسان تکرار شدنی نیست تولد، کودکی، جوانی، پیری امروزت را دریاب...... https://eitaa.com/phwsla
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ادامه چرا در سالمندی، زندگی گذشته را چنین کوتاه می‌بینیم؟ زیرا خاطره آن کوتاه شده است از این رو کوتاه به نظر می‌رسد. همه امور بی‌اهمیت و ناخوشایند از خاطره محو شده‌اند و در نتیجه چندان چیزی باقی نمانده است. زیرا حافظه انسان نیز مانند شعورش به طور کلی بسیار ناکامل است و آدمی اگر نخواهد که خاطراتش به قعر فراموشی سپرده شوند، باید آنچه را که می‌آموزد تکرار کند و آنچه را که گذشته است به یاد آورد، تا در حافظه‌اش باقی بماند. اما از روی عادت، مور بی‌اهمیت، همچنین خاطرات ناخوشایند را غالباً به یاد نمی آوریم. امور بی‌اهمیت پیوسته بیشتر می‌شوند، زیرا در اثر تکرار مکرر و بی‌پایان، بسیاری از چیزها که در آغاز به نظر مهمی می‌رسیدند به تدریج اهمیت خود را از دست می‌دهند. از این رو سال‌های نخستین عمر را بهتر از سالهای بعد به خاطر می آوریم. به علاوه نمی‌خواهیم وقایع ناخوشایند را به یاد بیاوریم. به ویژه وقایعی که خودپسندی ما را جریحه‌دار کرده‌اند. معمولاً هم چنین است، زیرا رنج‌هایی که خود مسبب آن نبوده‌ایم، کم شمارند. بنابراین بسیاری از حوادث ناگوار نیز به دست فراموشی سپرده می‌شوند. این دو علت، موجب کوتاه شدن حافظه ما می‌گردند. هر قدر موضوعی که به حافظه سپرده می‌شود طویل‌تر باشد، خاطره آن به همان اندازه کوتاه‌تر است. همانطور که اشیاء روی ساحل با دور شدن کشتی دائم کوچکتر، محوتر و نامتمایزتر می‌شوند، سال‌های گذشته نیز در نظر ما به همراه وقایع و اعمالی که در آنها حادث شده است به تدریج از نظر ناپدید می‌گردند. 📚در باب حکمت زندگی ✍️ https://eitaa.com/phwsla