ایمان داشتن اصلا چیز بدی نیست؛ مثبت بودن هیچ اشکالی ندارد؛ اما بسیاری اوقات لازم است که قدم بعدی را خودتان بردارید. با خودتان عهد ببندید که به آنچه دوست دارید برسید و برای آن برنامهریزی کنید. هرگاه خواستید خودتان را محک بزنید که چقدر در تغییر زندگیتان جدی هستید، نگاهی بر برنامهریزیهایتان بکنید.
اگر برنامهریزیای برای کارهایتان نکردهاید، کمی به عقب برگردید و ببینید آیا واقعا با خودتان پیمان بستهاید یا خیر.
اگر هرچه هست فقط در ذهنتان است، پس باید آن را رویا پردازی نامید، نه برنامهریزی!
برنامههایی که فقط در ذهنمان جای داشته باشند به مرور زمان به فراموشی سپرده میشوند.
اگر برنامههایتان را بنویسید و در دسترستان نگه دارید احتمال دستیابی به اهدافتان بیشتر خواهد بود.
#گاندی میگوید: " من کاملا اطمینان دارم که هر زن و مردی در این دنیا میتواند به جایی برسد که من اکنون رسیدهام؛ فقط کافی است همانند من #تلاش کند و به اندازه من #امید و #ایمان داشته باشد. ایمانی که به عمل منتهی نشود چه ارزشی دارد؟"
#دبی_فورد
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
غلامِ دریاندیده
🔹پادشاهی با غلامی در کشتی نشسته بود. این غلام تا آن زمان هرگز دریا را ندیده بود و با کشتی سفر نکرده بود. همین که کشتی به حرکت درآمد و امواج تلاطم کردند، غلام از ترس جان، لرزه بر اندامش افتاد و شروع کرد به گریه و زاری و فریاد.
🔹هرچه او را دلداری دادند، آرام نمیگرفت. گریههای او آسایش پادشاه را به هم زده بود و هیچکس نمیدانست چطور او را ساکت کند.
🔹در آن کشتی حکیمی حضور داشت. حکیم به پادشاه گفت: «اگر فرمان دهی، من او را خاموش کنم.» پادشاه گفت: «این کار را بکن».
🔹حکیم دستور داد غلام را به دریا انداختند! غلام بیچاره چند بار در آب غوطه خورد و دست و پا زد. وقتی کاملاً خیس شد و طعم غرقشدن را چشید، حکیم گفت او را از موهایش گرفتند و به کشتی بازگرداندند.
🔹غلام همین که پایش به کشتی رسید، رفت در گوشهای ساکت و آرام نشست و دیگر هیچ نگفت!
🔹پادشاه تعجب کرد و از حکیم پرسید: «در این چه حکمتی بود که تا پیش از این آرام نمیگرفت و اکنون چنین ساکت شد؟»
🔹حکیم پاسخ داد: «اول، رنجِ غرقشدن را نچشیده بود و قدرِ سلامتِ کشتی را نمیدانست. قدرِ عافیت، کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.»
#حکایت
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
هرگز در طول تاریخ بشر یک آدم معمولی به اندازۀ امروز ، برای تسکین روحش به شوخ طبعی احتیاج نداشته است. ذهن و روح او را درد و غمِ جنگها، تروریسم بین المللی، کینه و نفرت، بیماریهای مُهلک، و فقر محاصره کرده است.
برای اینکه نگذارد مغزش از اینهمه فشار داغان بشود، باید گاهگاه دست به دامن خنده بشود ...
#جودسون_کرنلیوس
کتاب: جشن خنده
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
وقتی تحصیل کرده هستید که بتوانید تقریبا هر حرفی را بشنوید بدون آنکه عصبانی شوید یا اعتماد به نفستان را از دست بدهید!
#رابرت_فراست
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
علل بدبینی فیلسوف بزرگ عصر روشنگری ( ژان ژاک روسو) نسبت به علم و هنر مدرن و ارائه نظریه بازگشت به طبیعت؛
در میان متفکران قرن هجدهم دو دیدگاه عام و البته متضاد نسبت به طبیعت وجود داشت. گروهی از متفکران که قریب به اتفاق شان به جنبش روشنگری تعلق داشتند و عقل و تجربه را مایهٔ خوشبختی و سعادت بشر میپنداشتند، طبیعت را وحدتی زمانی-مکانی و بیجان میدانستند که از قوانین جبری فیزیک نیوتونی تبعیت میکند. در مقابل روسو و بخشی از متفکران رومانتیک همعصر واکنش شدیدی نسبت به چنین دیدگاهی دارند. روسو در رسالهٔ «گفتاری در باب علوم و هنرها» به سختی و با شدت به علوم جدید و هنرهای مدرن میتازد، چرا که دستاوردهای آنها را از دو منظر عامل ایجاد نابرابری در میان ابنای بشر میداند ...
یکی آنکه پیشرفت علوم طبیعی و رونق هنرهای زیبا، از طرفی نیازهای جدیدی به وجود میآورد که هر فرد برای به دست آوردن آنها نیاز به رقابت و استثمار سایر انسانها دارد. این نیازهای به زعم روسو «کاذب» موجب ایجاد طبقات اجتماعی و بندگی و بردگی بخشی از جامعهٔ انسانی میشود.
دوم آنکه پیشرفت علوم و هنرها موجب نمایش تفاوتهای میان انسانها از حیث استعدادشان در زمینههای علمی و هنری میشود. آنها که پایهگذار این علوم و هنرها هستند یا استعداد بیشتری در آنها دارند بر دیگران چیره میشوند. در واقع به گمان روسو تقسیم کار که با پیشرفت علوم و صنعت اجتنابناپذیر است یکی از مهمترین عوامل ایجادکنندهٔ نابرابریست.
روسو در مقابل هنرهای مدرن و علوم که آنها را جلوههایی از تمدن و منشأ مالکیت میداند، نظریهٔ بازگشت به طبیعت را مطرح میکند. بر طبق این نظریه، بشر به عنوان موجودی پاک و یگانه با طبیعت به دنیا آمده است، اما قوانین جامعه و اصول تمدن و در رأس آنها مالکیت خصوصی موجب فساد بشر و دوری او از معصومیت اولیهاش شده است. از این جهت پیشنهاد روسو برای اصلاح جوامع بشری، نظریهای واپسگراست که بازگشت به حالت اولیه را توصیه میکند. به قول آیزایا برلین در کتاب ریشههای رومانتیسم، روسو هم مانند تمام متفکران رمانتیک دچار پارانویا (بدبینی نسبت به جامعه، عصر خویش و متفکران معاصر) و نوستالژی (ناکجاآبادی که با بازگشت به آن بشر دوباره طعم سعادت را میچشد) است. هرچند بسیاری از متفکران معاصر عقاید رادیکال روسو و بینش او از ناملایمات تمدن مدرن آنهم در زمان اوج و شکوفایی آن را نشانهٔ نبوغ و تیزبینی او قلمداد میکنند و تاریخ اندیشهٔ بشری را از این جهت مدیون او میدانند.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
.
"وفادارماندن به زندگی
فیلسوفان یک قاعدهی ساده و در عین حال عمیق دارند:
«تعطیلی در آفرینش محال است.»
یعنی زندگی، حتی وقتی فرو میریزد، حتی وقتی زخمی است، حتی وقتی در #سوگ است، باز هم در حال #ساختن است.
مسئله این نیست که آیا چیزی خلق میشود یا نه؛ مسئله این است که ما آگاهانه در این خلق شریک هستیم یا منفعلانه زیر #آوارش میمانیم!؟
در نگاه فلسفی، بودن یعنی «در حالِ شدن»؛ هیچ لحظهای خنثی نیست، هیچ روزی صفر نیست؛ یا داریم چیزی میسازیم، یا داریم اجازه میدهیم چیزی بدون ما ساخته شود.
تعطیلیِ کامل، فقط یک توهم است. در روزهایى که شرایط آرام است، خلق کردن آسانتر دیده میشود: کلاسها برگزار میشود، پروژهها جلو میروند، برنامهها روشناند، آینده قابل تصور است.
اما در این زمانه: #ناامیدیجمعی، #سوگ، #جنگ، بیثباتی #اقتصادی و ترسِ مزمن، اینجاست که این قاعده معنای واقعیاش را نشان میدهد.
در چنین زمانهایی، خلقکردن دیگر به معنای «شاهکارساختن» نیست؛ گاهی خلقکردن یعنی:
– صبح از تخت بیرون آمدن، وقتی هیچ انگیزهای نداری؛
– ادامهدادنِ یک کار کوچک، وقتی افق مبهم است؛
– تربیتکردنِ یک کودک، وقتی خودت پر از ترسی؛
– نوشتن، تدریس، درمان، یاددادن، گوشدادن؛
– ساختن یک رابطهی سالم، وسط دنیای ناسالم؛
– کاشتن یک بذر، وقتی معلوم نیست فردا چه میشود.
اینها «کارهای معمولی» نیستند؛ در این روزها اینها شکلهایى از آفرینشگرى هستند.
آلبر#کامو جایی میگوید: «در میانه زمستان، فهمیدم در درونم تابستانی شکستناپذیر وجود دارد.»👌
این تابستان، همان نیروی آفرینش است، همان چیزی که حتی زیر برفِ اندوه و ترس، خاموش نمیشود.
قاعدهی فیلسوف را میشود اینطور کاملتر کرد:
تعطیلى در آفرینش محال است؛ اما تعطیلى در مسئولیتِ آفرینش، ممکن و خطرناک است.
یعنی ما میتوانیم از خلقکردن شانه خالی کنیم، اما #زندگی همچنان خلق میکند! آنوقت، بهجای معنا، پوچی میسازد؛ بهجای پیوند، نفرت؛ بهجای عشق، بیحسی.
در روزهای سوگ جمعی، خیلیها میپرسند:
«آیا الان وقت زندگیکردن است؟ وقت شادی است؟ وقت ساختن است؟»
پاسخ فلسفی این است:
"بله! دقیقاً همین الان وقت این چيزهاست؛ نه به معنای انکار درد، بلکه به معنای وفادارماندن به زندگی، در دلِ درد."
خلق کردن، احترام گذاشتن به رنج است؛ یعنی اجازه نمیدهیم "رنج" آخرین کلمه داستان باشد.
یک جمله مکمل برای این قاعده میتواند این باشد: "زندگی همیشه ادامه دارد؛ سؤال این است که با ما، یا بدون ما؟"
و شاید عمیقترش:
"در تاریکترین زمانها، خلقکردن یک انتخاب نیست؛ یک مسئولیتِ انسانی است."
وقتی #جهان آشفته است، کسی که هنوز کتاب مینویسد، کلاس برگزار میکند، کسبوکار سالم میسازد، فرزند پرورش میدهد، هنر میآفریند، گفتوگوی صادقانه راه میاندازد، دارد بیسر و صدا میگوید:
«من تسلیم رنج و ناامیدی نمیشوم.»
و این، ساده نیست؛ شجاعانه است.
و این بزرگترین احترام به زندگى است.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
In 1989, the US Government Began Using Video Games to Teach Soldiers Warfare. They Admit It Ten Years Later.
By: Letta Neely ...
this concrete here
is where my brother’s
last breath left
his body began
to circulate
elsewhere; some people
will tell you there’s nothing
poetic
about
black boys murdered
but i have to think
of it this way,
to understand
در سال 1989. دولت آمریکا شروع به آموزش جنگی سربازان از طریق بازی های ویدئو نمود. به این امر ده سال بعد اعتراف کرد.
شاعر خانم لتا نیدی
ترجمه شعر
این بتون
این جا
جایی است که برادرم
آخرین نفس تنش را ترک کرد
تا در جایی دیگر
به گردش در آید
بعضی ها به شما خواهند گفت
هیچ چیز شاعرانه ای
در قتل پسر بچه های
سیاهوست
نیست
من اما باید به آن
از این سو فکر کنم،
تا بفهمم.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
چند لحظه تفکر دربارهی کشته شدن نظامیها و غیر نظامیها در جنگ
از کتاب #خانواده_تیبو، جلد چهارم
اثر #روژه_مارتین_دوگار
ترجمهی #ابوالحسن_نجفی
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ترجمه خطبه 216 نهج البلاغه؛ بخش دوم: حقوق متقابل مردم و حکومت
پس، خداوند سبحان، بعضى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب فرمود. و هر حقى را برابر پاداش حقى ديگر قرار داد. بعضى از آن حقوق زمانى واجب مى آيند كه آن ديگر نيز حقى را كه بر گردن دارد ادا نمايد.
بزرگترين حقى كه خداوند تعالى از آن حقوق واجب گردانيده، حق والى است بر رعيت و حق رعيت است بر والى. اين فريضه اى است كه خدا اداى آن را بر هر يك از دو طرف مقرر داشته و آن را سبب الفت ميان ايشان و عزت و ارجمندى دين ايشان قرار داده است. پس رعيت صلاح نپذيرد مگر آنكه واليان صلاح پذيرند و واليان به صلاح نيايند، مگر به راستى و درستى رعيت.
زمانى كه رعيت حق خود را نسبت به والى بگزارد و والى نيز حق خود را نسبت به رعيت ادا نمايد، حق در ميان آنها عزت يابد و پايه هاى دينشان استوارى گيرد و نشانه هاى عدالت برپا گردد و سنتهاى پيامبر (ص) در مسير خود افتد و اجرا گردد و در پى آن روزگار به صلاح آيد و اميد به بقاى دولت قوت گيرد و دشمنان مأيوس گردند.
و اگر رعيت بر والى خود چيره گردد يا والى بر رعيت ستم روا دارد، در اين هنگام، ميان آنها اختلاف كلمه پديد آيد و نشانه هاى جور پديدار آيد و تباهكارى در دين بسيار شود و عمل به سنتها متروك ماند و به هوا و هوس كار كنند و احكام اجرا نگردد و دردها و بيماريهاى مردم افزون شود.
و كسی از پايمال شدن حق بزرگ و رواج امور باطل بيمى به دل راه ندهد. در اين هنگام نيكان به خوارى افتند و بدان عزت يابند و بازخواستهاى خداوند از بندگان بسيار گردد.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▀▄▀▄▀▄ علے بـہ گلشن هستے است باغباט رئو؋ـ ▄▀▄▀▄▀
صدای آسمانی و با صلابت استاد سلیم موذن زاده اردبیلی در دستگاه سه گاه
---------------------------------
سفیر عرش در این تیره خاکدان نالد
همای عشق بسودای آشیان نالد
زمین که مسکن سیمرغ قاف قرآن شد
ز تنگی قفس آن٬ مرغ آسمان نالد
ببین عطوفت خلاق را که مظهر او
برای مغفرت جرم انس و جان نالد
زبان پوزش امت شده لسان الله
به پیشگاه خداوند مستعان نالد
علی به خلق بود مهربانتر از مادر
به حال امت خود شاه مهربان نالد
گناه٬ اهل زمین را چو میکند تهدید
ابو تراب بر احوال خاکیان نالد
قسیم نار چو بیند لهیب نیران را.
به غفلت بشر از قهر جاودان نالد
علی به گلشن هستی ست باغبان رئوف
به باغ چون رسد آسیب باغبان نالد
پی رهایی امت ٬نهاد چهره به خاک
چناچه حق بپسندد٬ علی چنان نالد
ز انعکاس صدایش به سینه های بشر
به وقت عرض دعا٬ اهل هر زمان نالد
همین امید حسانا بس است امت را
که از برای نجاتش علی زجان نالد
✍ حسان
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
خنیاگر