هميشه فرصتی برای شروع كردن می توان يافت، درحالیکه ما اکثر اوقات به تمام کردن فکر می کنیم ...
#یاستین_گوردر
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ترسیدنِ ما چون که هم از بیمِ بلا بود
اکنون ز چه ترسیم که در عینِ بلاییم؟
-مولانا
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔍 هیچ دو انسانی هیچ موضوعی را در جهان دقیقاً یکسان نمیبینند.
✍️محمدعظیمی
چرا آدمها با هم مقابله میکنند؟
چرا اختلاف نظر دارند؟
چرا نیازها و دیدگاههایشان متفاوت است؟
چرا این تفاوتها گاهی به خصومت، حذف، مبارزه و حتی جنگ ختم میشود؟
این پرسشها فقط سیاسی یا تاریخی نیستند؛ از درون خانواده آغاز میشوند و تا مرزهای کشورها امتداد مییابند.
در خانه، دو نفر بر سر تصمیمی ساده اختلاف پیدا میکنند. در جامعه، گروهها بر سر ارزشها و منافع روبهروی هم میایستند. در سطح جهانی، دولتها به تعارض میرسند.
ریشه این اختلافها کجاست؟
نخستین پاسخ ساده و بنیادین این است که انسانها جهان را یکسان نمیفهمند.
ذهن انسان واقعیت را همانگونه که هست ثبت نمیکند؛ آن را تفسیر میکند. دادههای بیرونی بهصورت خام وارد ذهن نمیشوند، بلکه پس از عبور از صافی تجربههای شخصی، تربیت، فرهنگ، خاطرات، ترسها، امیدها و منافع معنا پیدا میکنند.
دنیل کانمن (Daniel Kahneman) نشان داده است که ذهن ما گرفتار «سوگیریهای شناختی» است؛ ما اطلاعات را بیطرفانه ارزیابی نمیکنیم، بلکه ناخودآگاه آنها را در جهت چارچوب فکری خود تفسیر میکنیم. بنابراین حتی وقتی «واقعیت» مشترک است، برداشتها مشترک نیست.
از منظر فلسفی نیز، ادموند هوسرل (Edmund Husserl) توضیح میدهد که هر انسان در «افق تجربه» خاص خود زندگی میکند.
هانس گئورگ گادامر (Hans-Georg Gadamer) فهم را نتیجه «امتزاج افقها» میداند؛ یعنی ما همواره از جایگاهی تاریخی و فرهنگی سخن میگوییم.
لودویگ ویتگنشتاین (Ludwig Wittgenstein) نیز نشان میدهد که حتی زبان مشترک تضمینکننده فهم یکسان نیست؛ ممکن است یک واژه را به کار ببریم، اما افقهای ذهنی متفاوتی پشت آن باشد.
پس اختلاف، امری طبیعی است.
اما چرا گاهی به خشونت و حذف میانجامد؟
آنجا که برخی افراد باور خود را معادل «هویت» خود میدانند، مخالفت با نظرشان به معنای حمله به وجودشان تلقی میشود. در این وضعیت، دفاع از عقیده به دفاع از خود تبدیل میشود.
ذهنی که به قطعیت عادت کرده، تفاوت را تهدید میبیند؛ و حذف دیگری را راهی برای بازگرداندن امنیت.
در سطح سیاسی و اجتماعی نیز اختلاف فقط نظری نیست؛ با منافع اقتصادی و قدرت گره میخورد. هنگامی که قدرت وارد میدان شود، مدارا دشوارتر میشود.
اگر نپذیریم که فهم انسانها ذاتاً متکثر است، هر تفاوتی را خطا یا دشمنی میپنداریم.
بهجای آنکه بپرسیم «چرا اینگونه میبینی؟» میگوییم «تو اشتباه میکنی یا باید حذف شوی.»
بسیاری از نابهسامانیهای امروز در خانوادهها، گروههای اجتماعی، جبهههای سیاسی و حتی در تاریخ از همین نقطه آغاز میشود: ناتوانی در پذیرش اینکه ادراک و تفسیر انسانها الزاماً یکسان نیست.
هر انسان از پنجره تجربه خود به جهان مینگرد.
پنجرهها متفاوتاند؛ پس منظرهها نیز کاملاً همپوشان نیستند.
اختلاف، پیش از آنکه نشانه دشمنی باشد، نشانه یک واقعیت و تفاوت در افق دید است.
مشکل از جایی آغاز میشود که این تفاوت طبیعی را به تهدید تبدیل کنیم.
وقتی تکثر فهم را نپذیریم، گفتوگو جای خود را به حذف میدهد؛ و حذف، آغاز خصومت است.
اما اگر بپذیریم که نگاه ما تنها نگاه ممکن نیست، اختلاف میتواند بهجای جدال، به فهم عمیقتر و رشد جمعی بینجامد.
درک این اصل شاید ساده به نظر برسد، اما بنیادیترین شرط همزیستی انسانی است.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
همیشه امیدتان به خدا باشد ،نه بندگانش
چون امید بستن به غیر خدا
همچون خانه عنکبوت است
سست ،شکننده ،بیاعتبار
خدا به تنهایے برایتان کافیست
در همه حال به او اعتماد کنید...🌸👌
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ایران یکی از کهنترین تمدنهای جهان را دارد و تأثیر آن بر فرهنگ بشر عمیقتر از آن است که معمولاً تصور میشود.
ویل دورانت
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
فرد عاقل و خردمند، چه زن چه مرد، زندگی خود را صرف تعقیب محبوبیت نمی کند. این سراب و امیدی واهی است. محبوبیت تعیین نمی کند چه چیزی درست یا پسندیده است بلکه کاملا برعکس، محبوبیت نقش یکسان سازی و سقوط دهندگی بی صدا را دارد. خیلی بهتر است که در جستجوی ارزشها و اهداف خود باشیم.
#اروین_یالوم
کتاب: درمان شوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔊فایل صوتی
🔍باور به جهان عادل
آدمها برای اینکه احساس امنیت کنند، دوست دارند باور داشته باشند که دنیا منصف و قابل پیشبینی است.
یعنی فکر میکنند هرکس نتیجهٔ کارهای خودش را میگیرد: خوبها پاداش میگیرند، بدها تنبیه میشوند و هیچ اتفاق بدی بیدلیل رخ نمیدهد.
این باور به انسان آرامش میدهد؛ امید و انگیزه میسازد، احساس کنترل ایجاد میکند و کمک میکند با سختیها کنار بیاییم.
اما مشکل زمانی آغاز میشود که این باور بیش از حد تقویت شود. وقتی کسی رنج میکشد یا قربانی حادثهای میشود، افرادی که بیش از اندازه به «جهان عادل» اعتقاد دارند، بهجای همدلی، او را سرزنش میکنند. در ذهنشان میگویند: «حتماً تقصیر خودش بوده؛ آدم بیدلیل آسیب نمیبیند.»
به همین دلیل، چنین باوری میتواند همدلی را کم کند، نابرابریهای اجتماعی را نادیده بگیرد و به برخوردهای ناعادلانه با قربانیان منجر شود.
در روانشناسی گفته میشود این باور دو شکل دارد: یکی «باور به جهان عادل برای خود» که میتواند امید و تلاش را افزایش دهد.
و دیگری «باور به جهان عادل برای دیگران» که گاهی به قضاوتهای سختگیرانه و نادرست میانجامد.
در نهایت، پیام این نگاه آن است که دنیا همیشه منصف نیست؛ اما نیاز انسان به احساس امنیت است که او را وادار میکند چنین باوری را بسازد.
دانستن این نکته کمک میکند مهربانتر، همدلتر و آگاهتر به واقعیتها و شرایط دیگران نگاه کنیم.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
مرگ را دوست بدارید،تا زندگی کنید ❤️
شیخ الرئیس ابن سینا
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
به دشمنات ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ بشن
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ دوستات ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﻢ ﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻨﺖ بشن،
چون ﺩﻭﺳﺘﺎت جای ﻋﻤﯿﻖ ﺯﺧﻤﻬﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺩﻗﯿﻖ میدﺍﻧد 👌👌
#آل پاچينو
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
«هر چه در فهم تو آید، آن بُود مفهومِ تو
کی بُود مفهومِ تو او، کو از آن عالیتر است
عطار
این بیت عطار، به زبانی شاعرانه، نیز به یکی از بنیادیترین یافتههای روانشناسی شناختی اشاره میکند:
ما جهان را آنگونه که هست نمیبینیم، بلکه آنگونه که میتوانیم و میخواهیم میفهمیم.
در حکاکی معروف «جغد با عینک و کتابها» (1625) اثر Cornelis Bloemaert II، جغدی را میبینیم که بر کتابی بسته نشسته، کنار او کتابی گشوده و شمعی روشن است و بر چشمانش عینک دارد. جغد، در سنت اروپایی، نماد خرد است؛ و اینجا تمام ابزارهای دانستن فراهم است: نور، متن، و وسیلهی دیدن. با این حال، ضربالمثل هلندیِ زیر تصویر میگوید:
«وقتی جغد نخواهد ببیند، شمع و عینک و کتاب چه سودی دارد؟»
این تصویر، تمثیلی عمیق از وضعیتی انسان سنتی است.
در علوم شناختی میدانیم که ادراک، فرآیندی صرفاً دریافتکننده نیست؛ فعال و انتخابگر است. مغز ما اطلاعات را فیلتر میکند، تفسیر میکند و گاه نادیده میگیرد. پدیدهای که در روانشناسی به آن «سوگیری تأییدی» میگویند، نشان میدهد انسانها تمایل دارند فقط آنچه را ببینند که با باورهای قبلیشان سازگار است.
به بیان سادهتر:
اگر نخواهیم بفهمیم، هیچ کتابی ما را دانا نمیکند.
اگر نخواهیم ببینیم، هیچ نوری تاریکی درون را نمیشکند.
مسئله، کمبود اطلاعات نیست؛
مسئله، آمادگی درونی برای کسب آگاهی و پذیرش واقعیت و حقیقت است.
در روزگار ما، ابزار آگاهی بیش از هر زمان دیگری در دسترس است: کتابها، دانشگاهها، رسانهها، فناوری و شبکههای ارتباطی. اما دسترسی به اطلاعات، الزاماً به معنای رشد فهم نیست. رشد زمانی رخ میدهد که انسان، با شجاعت، از حریم امن باورهای خود بیرون بیاید و امکان خطا را در خود بپذیرد.
پیام بیدارکنندهی این تصویر و آن بیت عطار، توصیهای ساده اما عمیق است:
پیش از آنکه ابزار دانستن را افزایش دهیم، با آگاهی از سیر وجودی خود ارادهی فهمیدن را در خود تقویت کنیم.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا