eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
343 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
قفس بشکن چو طاووسان یکی بر پر بر این بالا گویی در جهان مدرن این توصیه سنایی غزنوی،مفاد و معنای خود را از دست داده است.اگر در جهان سنتی کسانی تن آسایی می کردند و به چنین توصیه ای گوش نمی دادند،اینک اساسا چنین توصیه ای،توصیه به محال است؛چرا که بالایی در کار نیست. باری جهان علم مدرن،جهانی عاری از رمز و راز ،جهانی افسون زدایی شده،جهانی قداست زدایی شده است. ✍ https://eitaa.com/phwsla
زندگی شما تغییر نخواهد کرد مگر آن که کاری را که هر روز آن را انجام می دهید تغییر دهید... ✍ ‌https://eitaa.com/phwsla
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
برخی از نقاشان خورشید را به لکه‌ای زرد تبدیل می‌کنند. و برخی دیگر، لکه‌ای زرد را به خورشید. 🕊️✍ پابلو https://eitaa.com/phwsla
یالوم 🌱 تنهایی، جایی که خود را می‌یابیم "ما از تنهایی می‌گریزیم، اما تنهایی همان جایی‌ست که خود را می‌یابیم." یالوم می‌گوید: تنهاییِ وجودی – آن احساس پوچی که در سکوت سراغ‌مان می‌آید – یکی از عمیق‌ترین ترس‌های ماست. اما شاید تنهایی، نه آن تاریکیِ ترسناک، بلکه آنچه باید بیاموزیم، باشد. جایی که دیگر صدای بیرون نیست تا ما را نجات دهد و ناچار به شنیدن صدای درون می‌شویم. "در سکوتِ تنهایی است که: انسان یا خود را می‌سازد یا ویران می‌کند." https://eitaa.com/phwsla
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بزرگداشت سعدی شیرازی «بسامد بالای مفهومِ تشنگی در شعرِ سعدی» (با یادی از استاد مظاهرِ مصفا) استاد شفیعیِ کدکنی، مقاله‌ای بسیار خواندنی دارند با عنوانِ «سعدی در سلاسلِ جوانمردان». ایشان برپایهٔ اسنادی تاریخی و هم‌چنین نشانه‌هایی در شعرِ سعدی (بسامدِ بالای واژه‌های جوانمردی و فتوت) نتیجه‌گرفتند که شیخ در زمرهٔ جوانمردان و سقّایان بوده‌است. استناداتِ ایشان به شدّالإزار جنیدِ شیرازی، نفخات‌الأُنسِ جامی، فتوت‌نامهٔ سلطانیِ («بخشِ سقّایان») واعظِ کاشفی و نیز چندین فتوت‌نامهٔ آهنگران است. استاد تأکید دارند که سقاگریِ سعدی نه از سرِ نیاز و ضرورتی مادی که برپایهٔ پایبندی به مرام و مسلکی بوده‌است. در این مقاله هم‌چنین اشاره‌شده درست در مقطعی که سعدی در بغداد به‌سرمی‌برده، خلیفه ناصرالدّین خود از پشتیبانانِ اهلِ فتوّت بوده و «سروال» جوانمردان می‌پوشیده؛ و حتی سروال پوشیدن «مُد»ِ آن روزگار بوده‌است. نکتهٔ دیگرِ مقالهٔ ایشان آن‌ است که برپایهٔ کتاب‌الفتوهٔ ابنِ معمار، می‌دانیم که سعدِ زنگی سخت به سقایه‌سازی همت‌گماشته‌بوده‌است. استاد شفیعی با‌اشاره‌ به بسامدِ بالای واژه‌های «تشنه» و «تشنگی» در آثارِ سعدی (۵۲ بار در غزل‌ها) و مقایسهٔ آن با بسامدِ اشاراتِ حافظ به این واژه‌ها (۱۰ بار) این تفاوت را معنادار می‌دانند. در بخشی از نوشتهٔ استاد آمده: «غرض‌از تمامِ این حرف‌ها آن است که روشن شود که سعدی نه‌تنها وارد در سلکِ اصحابِ فتوت و جوانمردی بوده، و در فرقهٔ سقّایانِ این طریق عضویّت‌داشته‌است، بلکه غرض تعیینِ جایگاهِ او بود در سلسلهٔ پیران و مشایخِ این طریق». یادآورمی‌شویم استاد شفیعی، سفرهای طولانی سعدی و نقشِ احتمالیِ آن‌ها را در گرایش اوِ به ثبتِ آن تشنه‌کامی‌ها در شعرش ازیادنبرده‌اند. (مجلهٔ «مطالعاتِ عرفانی»، ش دوم، زمستان ۱۳۸۴، صص ۱۶_۵). استادِ زنده‌یاد مظاهرِ مصفّا سالِ ۱۳۳۹ کلیاتِ سعدی را با تنظیمِ فهرست‌هایی چندگانه و نیز فرهنگِ واژگان منتشرکردند . این اثر در سال‌های اخیر (۱۳۸۵) با بازنگری‌ها و تغییراتی تجدیدِ چاپ‌شده‌است. تاریخِ مقدمهٔ جدیدِ استاد ۱۳۸۲ قیدشده‌است. در مقدمهٔ این چاپ، جز اشاراتی به زندگیِ سعدی، عقائد، و هم‌چنین نکاتِ زبانیِ شعرش، به «چند موضوع و مضمون رایج» در شعرِ او نیز اشاره‌شده‌است؛ ازجمله: جمال‌پرستی، بی‌خوابی، سوگند و ... . یکی از این موضوعات، «تشنگی» است. ازآن‌جاکه میانِ بحثِ استاد مصفّا و مقالهٔ استاد شفیعی می‌توان ارتباطی یافت، اشاره به آن ضروری است. استاد آورده‌اند در کلیاتِ سعدی، به‌کرّات و به‌گونه‌ای موثّر از مفهومِ تشنگی سخن رفته؛ این بسامدِ بالا را یا باید متأثر از مرگِ ممدوحِ زیبا و جوانِ او، اتابک مظفرالدین سعد پسرِ ابوبکر پسرِ سعدِ زنگی دانست که می‌دانیم به مرضِ استسقا درگذشت و یا محصولِ مسافرت‌های شبان‌روزیِ شیخ با کامی خشک و لب‌هایی تشنه در بادیه‌های گدازان. و در ابیاتِ فراوانی که از «تشنه» و «دریا» و «سراب» و «سقا» نمونه‌آوردند، شواهدی از «استسقا» و «مستسقی» نیز دیده‌می‌شود؛ ازجمله: _ نگویم که بر آب قادر نی‌ اند که بر شاطیِ نیل مستسقی اند _ من از تو سیر نگردم، که صاحب‌استسقا، نه ممکن است که هرگز رسد به سیرابی در این نمونه‌ها، دو بیت نیز شاهدآمده که برپایهٔ جستجویی‌که شد، در رثای سعدِ بوبکر سروده‌شده و در آن‌ها نیز از استسقا یادشده: _ گفتم مگر به وصل رهایی بُوَد به عشق بی‌حاصل است خوردنِ مستسقی آب را _ شربت از دستِ دلارام چه شیرین و چه تلخ بده ای دوست که مستسقی از آن تشنه‌تر است ( متنِ کاملِ دیوانِ شیخ اجل سعدی شیرازی، انتشاراتِ روزنه، ۱۳۸۵، صص۸۸_۸۴) نتیجه آن‌که توجه سعدی به مفهومِ تشنگی و آب، دلایلی گوناگون دارد که برپایهٔ اشارات استادان مصفا و شفیعیِ کدکنی، این موارد از مهم‌ترین‌ِ آن‌هاست: سقّا‌گریِ شیخ، سفرهای درازآهنگ و پیاپیِ او و نیز دچارِ بیماریِ استسقا بودنِ ممدوحِ محبوبش. ‌ https://eitaa.com/phwsla
📝 چرخش آنتونی فلو از الحاد به خداباوری طبیعت‌گرا آنتونی فلو، فیلسوف برجسته بریتانیایی، برای بیش از پنج دهه یکی از مشهورترین و بانفوذترین مدافعان فلسفی الحاد در قرن بیستم محسوب می‌شد. کتاب معروف او «خدا و فلسفه» مرجعی برای نقد استدلال‌های خداباورانه بود. با این حال، در اوایل دهه ۲۰۰۰، اعلام کرد که بر اساس ارزیابی مجدد شواهد، به وجود نوعی خدا یا خالق باور پیدا کرده است. این تغییر موضع، رویدادی مهم در فضای فلسفه دین معاصر به شمار می‌رود. ✍️ احمد منصوری https://eitaa.com/phwsla
سعدی در جنگ و صلح سعدی از نظر بسیاری از کارشناسان، پند و اندرزها و آرزوهای سعدی در بوستان بیش از آثار دیگر خودنمایی می‌کند، چراکه سعدی توانست مدینه فاضله یا آرمان‌شهری را که همیشه به‌ دنبال آن بود، به خوبی در این کتاب به همگان گوشزد کند. به واقع کتاب بوستان سعدی دنیای حقیقت و راستی است و در آن عدالت، انصاف و حق‌پذیری، ویژگی‌هایی هستند که باید تقدیر شوند. شاید به‌همین‌ دلیل است که حق‌گویی و حق‌شنوی مقامی والا در این کتاب دارند. اگر به دنبال شنیدن صدای بشردوستانه و حقوق بشر در این دنیای جنگ و تبعیض هستید، پیشنهاد می‌کنیم به سراغ سروده‌های کتاب بوستان سعدی بروید. https://eitaa.com/phwsla
🔍آموزه‌های بینش‌افزای «فریدریش نیچه» فریدریش نیچه بر لزوم پرهیز از پشیمانی تأکید ویژه‌ای داشت. منظور ایشان از عدم پشیمانی، ناظر بر تصمیمات اخلاقی است و نه توجیه اشتباهات یا آسیب‌رسانی به دیگران. نیچه بیان می‌کرد که هرگز خود را به خاطر تصمیماتش سرزنش نخواهد کرد و در نتیجه، مسئولیت تمام انتخاب‌های خویش را می‌پذیرد و هرگز به خاطر این انتخاب‌ها احساس شرم نمی‌کند. به بیان دیگر، نیچه مخالف رویکردی است که در آن فرد برای شکست‌ها و اشتباهاتش مقصر دیگری را جستجو می‌کند. این نوع نگرش به معنای فرار از پذیرش عواقب تصمیمات و تلاش برای نسبت دادن مسئولیت به دیگران است. این رویکرد نشان‌دهنده ترس از مواجهه با خطاها و عدم موفقیت است که در نهایت منجر به انزوا و ضعف می‌گردد. آیا می‌دانید این وضعیت به چه معناست؟ این بدان معناست که فرد هویت خود را از نگاه و دیدگاه‌های دیگران می‌گیرد و این امر منجر به خودبیگانگی می‌شود. این خودبیگانگی یکی از شدیدترین انواع احساس حقارت و بندگی محسوب می‌گردد. در مقابل، فردی که دارای تفکر مستقل است و به گفته نیچه در برابر سختی‌ها ایستادگی می‌کند، باید آزاد و مستقل از نظرات دیگران باشد. وی باید در برابر هرگونه قید و بند و محدودیت مقاومت ورزد و به آزادی حقیقی دست یابد. نیچه بیان می‌کند که زندگی، جایی برای نازپروردگی و تنعم‌گرایی ندارد. اگر قصد داریم به زندگی «آری» بگوییم، این تأیید باید در اوج بلوغ و استحکام صورت پذیرد. این بدان معناست که فرد باید با تمام وجود در تجربه‌های زندگی، از جمله سختی‌ها، شکست‌ها و دردهای پیش‌رو، وارد شود، اما همچنان از اصول و ارزش‌های خویش پیروی کند. زندگی برای فردی که خواهان آن است، نیازمند استقامت است. وی باید مسیری را در پیش گیرد که در آن آزادانه تصمیم‌گیری کند و هرگز از عواقب آن هراسی نداشته باشد. این فرد باید همزمان از زندگی سخت و تجربه‌های واقعی و نیز از اندیشه‌های مستقل و نقادانه برخوردار باشد. در نهایت، نیچه به این حقیقت اشاره دارد که بزرگ‌ترین شجاعت در این است که فرد بتواند در مسیر خود ثابت‌قدم بماند، حتی زمانی که هیچ حمایت یا راهنمایی از سوی اطرافیان وجود ندارد. تنها در چنین شرایطی است که فرد می‌تواند به حقیقتی بزرگ‌تر دست یابد. پی‌نوشت: نیچه تأکید دارد که سختی زندگی به معنای خستگی و فشار بیش از حد بر بدن نیست، بلکه منظور ایشان از «سختی»، دوری از ضعف، سستی و فساد است. او از ما می‌خواهد که در مسیر پیشرفت و تکامل، از سرعت و حرکتی مدون پیروی کنیم، نه از رقابتی بی‌پایان. ص 168 https://eitaa.com/phwsla
🔍آیا شناخت ما از جهان، بازتابی از واقعیت آن‌گونه که هست، می‌باشد؟ ایمانوئل کانت، از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین متفکران تاریخ فلسفه غرب، اندیشه‌های گسترده‌ای را در حوزه‌های فلسفه، دین، اخلاق و به‌ویژه در زمینه‌های آزادی و صلح به میراث گذاشته است. کانت با دقتی موشکافانه به مسئله «شناخت» پرداخت و پرسش بنیادینی را مطرح نمود: آیا ما به عنوان موجودات انسانی، قادر به درک مستقیم واقعیت همان‌گونه که هست، می‌باشیم؟ یا آنکه همواره آن را از «فیلتر» ذهن خود عبور می‌دهیم؟ کانت در اثر خود به نام «نقد عقل محض» (Critique of Pure Reason) به این نتیجه رسید که شناخت ما از جهان، نه درکی بی‌واسطه و مستقیم از حقیقت بیرونی، بلکه محدود به ساختارهای ذهنی ماست. او در این راستا دو نظریه مهم را ارائه می‌دهد: الف) تمایز میان «پدیدار» (فنومن) و «شیء فی‌نفسه» (نومن): کانت معتقد بود که دستیابی به «شیء فی‌نفسه یا نومن»، به معنای واقعیت و حقیقت بیرونی در شکل خالص و بدون پردازش ذهنی، امکان‌پذیر نیست. آنچه ما می‌شناسیم، پدیدارها (phenomena) هستند که توسط ساختارهای ذهنی نظیر فضا، زمان، حواس و مفاهیم دسته‌بندی می‌شوند. به عبارت دیگر، ذهن به‌صورت فعال، واقعیت را در تعامل با تجربه «می‌سازد» و آن را به امری قابل فهم تبدیل می‌کند. ب) قوانین عقل و ساختارهای شناختی: کانت بر این باور بود که ذهن انسان، برخلاف تصور فلاسفه مدرسی و کلاسیک، فعال و دارای خودانگیختگی است (در اینجا کانت از رئالیسم خام و تمامی مکاتب دیگر از امپریسیسم تا راسیونالیسم و ایده‌آلیسم مرسوم فراتر می‌رود و این دقیقاً همان ایده‌آلیسم استعلایی کانت است که با ایده‌آلیسم سنتی کاملاً متفاوت است) و به همین دلیل برای درک جهان از مفاهیم و قواعدی بهره می‌برد. او از اصطلاحاتی چون «صور شهود حسی» یا «عناصر محض فاهمه» برای اشاره به ساختارهای ذهنی استفاده کرد که پیش از تجربه، فهم ما از دنیای بیرون را شکل می‌دهند. این مفاهیم همچون «علت» یا «وجود» به ما این امکان را می‌دهند که فهم و معرفت خود را نسبت به دنیا سامان دهیم، اما از سوی دیگر، آنچه می‌شناسیم، به شدت تحت تأثیر همین ساختارهای ذهنی (صور شهود حسی: مکان و زمان) قرار دارد. از میان میلیون‌ها بیت اطلاعاتی که با آن مواجه می‌شویم و وارد مغز می‌گردند، تنها بخش بسیار کوچکی از آن وارد آگاهی می‌شود. مثال: فرض کنید وارد یک کافه شلوغ می‌شوید. آنچه واقعاً وارد مغز می‌شود: • صدای چندین نفر که همزمان سخن می‌گویند • موسیقی پس‌زمینه • نور، رنگ‌ها و حرکت افراد • بویای مختلف • حس صندلی و دمای هوا این همان «حجم عظیم ورودی» است (در حد میلیون‌ها بیت). اما آگاهی شما چه می‌کند؟ شما تنها بر یک چیز تمرکز می‌کنید: • مثلاً سخنان دوستتان و همزمان: • صدای بقیه را تقریباً نادیده می‌گیرید • اصلاً متوجه بوی خاصی نمی‌شوید مگر اینکه قوی باشد • بسیاری از جزئیات بصری را نمی‌بینید برخی از حیوانات در گیرنده‌های حسی خود بسیار قوی‌تر از انسان هستند. برای مثال: تعداد گیرنده‌های بویایی در سگ حدود ۳۰۰ میلیون و در انسان ۶ میلیون می‌باشد. • توانایی تشخیص بوهای بسیار رقیق (حتی رد بو در زمان) همچنین سگ در «بویایی» و شنوایی، خفاش در پژواک «دیدن با صدا» و عقاب در بینایی، با اختلاف بسیار زیادی از انسان قوی‌ترند. نتیجه (نکته مهم): مغز مانند یک «فیلتر هوشمند» عمل می‌کند: • همه چیز را دریافت می‌کند • اما فقط بخش بسیار کوچکی را وارد آگاهی می‌سازد. حال با توجه به ورودی حسی (Sensory Input) خاصی که داریم، آیا ممکن است همیشه از «نومن یا ذات» (واقعیت مستقل از ذهن) بی‌خبر و محروم بمانیم؟ و اگر چنین باشد و شناخت ما محدود به پدیدارها شود، آیا این بدان معنا نیست که انسان هرگز جهان را درک نخواهد کرد؟ https://eitaa.com/phwsla