محمدامین صعودی
تشیعِ بیگفتوگو؛ فاصلهای تلخ با راه امام رضا (ع)
گفتوگو یعنی روبهرو شدن دو ذهن با قصد فهمیدن، نه صرفاً غلبه کردن. در گفتوگو، هر طرف میکوشد هم سخن خود را بیان کند و هم سخن دیگری را واقعاً بشنود. تفاوت گفتوگو با جدل در همینجاست: جدل برای پیروزی است، اما گفتوگو برای روشنتر شدن حقیقت. گفتوگو فضایی میسازد که در آن اندیشهها فرصت پیدا میکنند آشکار شوند، نقد شوند و رشد کنند.
در تاریخ اسلام، یکی از نمونههای برجسته فرهنگ گفتوگو را میتوان در سیره امام رضا علیهالسلام دید. در دوره ایشان، مناظرههای متعددی میان امام و دانشمندان ادیان و مکاتب مختلف برگزار شد. نکته مهم در این مناظرهها فقط محتوای استدلالها نبود، بلکه شیوه مواجهه امام بود: آرام، محترمانه و استدلالی. امام رضا با مخالفان خود گفتوگو میکرد، به سخن آنان گوش میداد و با استدلال پاسخ میداد؛ نه با تحقیر و نه با حذف.
این تجربه تاریخی یک پیام روشن برای امروز دارد. جامعهای که بتواند سنت گفتوگو را زنده نگه دارد، بهتر میتواند با اختلافها و پیچیدگیهای زمانه روبهرو شود. برای ایران امروز نیز گسترش فرهنگ گفتوگو ـ در دانشگاه، رسانه، سیاست و حتی در زندگی روزمره ـ میتواند راهی برای کاهش شکافها و تقویت فهم متقابل باشد. گفتوگو نه نشانه ضعف، بلکه نشانه اعتماد به عقل و حقیقت است؛ همان چیزی که در سیره امام رضا علیهالسلام بهخوبی دیده میشود
اهمیت گفتوگو از همینجا روشن میشود. جامعهای که در آن گفتوگو جریان دارد، از تکصدایی و تنگنظری فاصله میگیرد. در چنین فضایی، اختلاف نظر به بحران تبدیل نمیشود، بلکه به فرصتی برای فهم عمیقتر بدل میگردد. گفتوگو به افراد کمک میکند پیچیدگی جهان را بپذیرند، از قطعیتهای سادهانگارانه فاصله بگیرند و به تدریج فرهنگ مدارا، تفکر انتقادی و خلاقیت در جامعه تقویت شود.
در گزارشهای کتاب عیون أخبار الرضا، چند مناظره مهم از امام رضا(ع) نقل شده است؛ از جمله گفتوگو با عِمران صابی، جاثَلیق مسیحی، رأسالجالوت یهودی و دانشمند زرتشتی در مجلس مأمون. در این مناظرهها، امام با آرامش و تسلط علمی به پرسشها پاسخ میدادند و بحث را با استدلال عقلی پیش میبردند. مثلاً در گفتوگو با عمران صابی درباره توحید، امام با طرح پرسشهای دقیق او را قدمبهقدم به اندیشه درباره خالق جهان هدایت کردند. در مناظره با جاثلیق و رأسالجالوت نیز از متون مورد قبول خودِ آنان ــ مانند انجیل و تورات ــ برای استدلال استفاده کردند تا نشان دهند گفتوگو باید بر پایه فهم مشترک و دلیل باشد، نه صرفاً ادعا.
در این مناظرات، روش امام رضا(ع) نمونهای روشن از ادب در گفتوگو و شجاعت فکری است. ایشان با وجود حضور دانشمندان ادیان مختلف و فضای رسمی دربار مأمون، از بحث و مناظره هراسی نداشتند و با احترام کامل به سخنان طرف مقابل گوش میدادند. امام نه با تندی و تحقیر، بلکه با منطق و آرامش پاسخ میدادند و همین رفتار باعث میشد فضای گفتوگو به سمت فهم حقیقت پیش برود. این شیوه نشان میدهد که در نگاه امام، گفتوگو فرصتی برای روشن شدن حقیقت و نزدیک شدن دلها به فهم درست است، نه میدان رقابت و غلبه بر دیگران.
اگر سیره امام رضا(ع) را معیار بگیریم، بسیاری از کسانی که امروز خود را مدافع اسلام و تشیع میدانند، فاصلهای آشکار با آن روش دارند. امام در برابر اندیشمندان ادیان گوناگون با آرامش، استدلال و ادب میایستاد و از گفتوگو نهراسید؛ اما امروز گاهی به جای منطق و گفتوگو، خشم، برچسبزنی و بستن راه بحث دیده میشود. کسی که از پرسش میترسد یا به جای دلیل، به تخریب و تکفیر پناه میبرد، در حقیقت از همان راهی فاصله گرفته که امام رضا(ع) با شجاعت و گشادهدلی پیمود.
سیره آن امام نشان میدهد که حق از گفتوگو نمیترسد؛ بلکه در میدان پرسش و استدلال روشنتر میشود. بنابراین اگر کسی نام امام رضا را بر زبان دارد اما تاب شنیدن اندیشه دیگران را ندارد، باید بداند که تنها نامی از آن میراث بزرگ را حفظ کرده است، نه روح آن را. وفاداری به امامان تنها در شعار نیست؛ در آزادگی در اندیشه، ادب در گفتوگو و شجاعت در رویارویی با پرسشها آشکار میشود.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔍زندگی از نگاه شوپنهاور
شوپنهاور فیلسوفی صریح است. پاسخ او به پرسش «زندگی چیست؟» صریح میباشد : زندگی رنج است؛ نوسانی میان فشار خواستن و درد ملالت.
با این حال، در پشت این پاسخ ساده، اندیشهای نهفته است که همچون عمارتی عظیم، ظرافتها و جزئیات فراوانی دارد تا بر این حکم بدبینانه به صورت محکمتر تأکید ورزد. البته به باور شوپنهاور، مسئله تنها به اینجا ختم نمیشود؛ بر عهده فلسفه است که در میان حضور طاقتفرسای رنج و شر، تسلیبخشی فراهم آورد.
او در هنر، هرچند باریک، پناهگاهی از جهان رنج مییابد و سپس در عشق و سرانجام در آموزه رستگاری، گریزی ابدی از اراده و رنج میبیند.
رستگاری چیزی جز وقوف رازآلود به این واقعیت نیست که کل جهان شناختنی، ناگوارترین رویا است؛ رستگاری نوعی بیداری از کابوس وجود زمانی محسوب میشود.
شوپنهاور
جولیان یانگ
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🐦 دکتر ایرج آذرفزا:
مقایسهٔ دانشجویان فلسفه در ایران و غرب (برحسب تجربه و شهود شخصی)
- اول، میزان علاقهمندی، پشتکار، و دانش فلسفی در میان دانشجویان ایرانی از متوسط دانشجویان اروپایی و آمریکایی بالاتر است، بیتردید.
- دوم، بهرغم مشکلات اقتصادی و اجتماعی که متاسفانه در دههٔ اخیر زیادتر شده است، جامعهٔ ایرانی بهمراتب فلسفهدوستتر از جوامع امروز غربی است!
- سوم، دانشجوی ایرانی، برخلاف دانشجوی غربی، اغلب فلسفه را بینسبت با تاریخ، ادبیات، و سیاست میآموزد. این نقیصهٔ بزرگی است که باید برطرف شود. (دوری از علوم پایه علیالخصوص ریاضی، فیزیک و زیستشناسی در هر دو مورد دیده میشود.)
- چهارم، دانشجویان فلسفه در ایران، برخلاف همتایان غربی خود، اغلب به مطالعات و پژوهشهای فلسفی هموطنان خود مشکوکند، یا مشکوک میشوند. دلیل آن هم روشن است: کیفیت نازل ترجمهها، مقالات و تالیفات به زبان فارسی. اما گمان میکنم این وضعیت دیر یا زود تغییر میکند—رشد کیفی پژوهشهای فلسفی در ایران در سه دههٔ گذشته چشمگیر بوده است. و نزول کیفی پژوهشهای فلسفی در غرب را هم نمیتوان نادیده گرفت. البته فاصله میان این دو همچنان بسیار زیاد است.
- پنجم، نظام آکادمیک در ایرانِ مدرن نوپاست و با مشکلات بوروکراتیک و ایدئولوژیک دستبهگریبان است. افزون بر این ارتباط ارگانیکی با پژوهشهای بینالمللی ندارد. درمقابل نظام آکادمیک در غرب بهدلیل قدمت و سابقهٔ طولانی و ارتباط ارگانیک همچنان کارآمدتر است—البته ایدئولوژیهای چپ و راست با سرعت خیرهکنندهای در حال تخریب نظام آکادمیک بهویژه علوم انسانی در غرب هستند.
- ششم، که نتیجهٔ منطقی نکته پنجم است، صلاحیت علمی اساتید ایرانی از متوسط صلاحیت علمی اساتید غربی (دستکم آلمان، فرانسه و آمریکا) پایینتر است. اگر مشکلات سیاسی و اقتصادی مانع نشوند، در آیندهٔ نزدیک این فاصله کمتر خواهد شد.
- هفتم دانشجویانی که دارای تربیت دینی هستند—برحسب تجربه در مورد ایران: مسلمان شیعه، و در مورد غرب: مسیحی کاتولیک، اغلب از نظم و دیسیپلین بیشتری در مطالعات فلسفی برخوردارند، جدیت و دغدغه بیشتری نیز در آنها دیده میشود.
(این البته نافی نظم و جدیت استثناها نیست—کسانی که از استعداد طبیعی برای یادگیری فلسفه برخوردارند.)
- و آخر اینکه سرعت رشد دانشجویان مستعد و خودساخته در نظام دانشگاهی غربی بسیار بیشتر است. منظورم این است که نظام دانشگاهی غربی شامهٔ تیزی در پیدا کردن و پرورش نخبگان دارد، بنابراین نخبهگراتر و نخبهپرورتر از نظام دانشگاهی ما است.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔍عصیانگر
📌عصیانگر کیست؟
عصیانگری است که «نه» میگوید، اما به رغم این رد، از مسیر کناری دور نمیشود؛ او کسی است که از آغاز نخستین حرکت خود، «آری» را نیز بر زبان میآورد.
بردهای که تمام عمرش در اطاعت سپری شده است، ناگهان میفهمد که نمیتواند فرمانی جدید را بپذیرد. معنای این «نه» چیست؟
معنای آن این است که «این وضعیت بیش از حد طول کشیده است»، «تاکنون آری، اما از این پس نه»، «شما زیادهروی میکنید»، و «حد و مرزی وجود دارد که نباید از آن فراتر رفت». این «نه» ثابت میکند که مرزی وجود دارد. [...]
بنابراین، عصیان هم بر نفی قاطعانه تجاوزی غیرقابل تحمل استوار است و هم بر اطمینانی مبهم از حقیقتی مسلم؛ یا به بیان دقیقتر، بر این احساس که عصیانگر «حق دارد که...».
📕عصیانگر
✍️آلبر کامو
♻️ترجمه مهستی بحرینی.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
در سال ۱۵۰۷ میلادی «استعمارگران پرتغالی» با اشغال جزیره هرمز و ساخت قلعه ای مستحکم، بیش از یک قرن این شاهراه حیاتی را تصرف کردند.
نخستین تلاش برای مقاومت را «الله وردی خان» با آزادسازی بحرین روشن کرد و فرزندش «امام قلی خان» بندر گمبرون را آزاد کرد و به افتخار شاه عباس صفوی آن را «بندر عباس» نامید.
فتح هرمز اما نیاز به تدبیری مقتدرانه داشت؛ امام قلی خان، کمپانی هند شرقی انگلیس را وادار کرد ناوگان خود را در اختیارش قرار دهد.
او ابتدا قلعه قشم را تصرف کرد و پس از ده هفته محاصره در دهم اردیبهشت دژ نفوذ ناپذیر پرتغالی ها را در هم کوبید و پرچم آن ها را پس از ۱۱۵ سال استعمار، پایین آورد.
۱۰ اردیبهشت فتح هرمز و حاکمیت بر کل خلیجفارس
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔍مرگ، پایانی ناگزیر
▪️در اوایل سال هزارونهصدوهشتاد میلادی، کمی پس از آنکه ماندلا از جزیره روبن منتقل شود، یکی از زندانیان نسخهای از آثار جمعآوری شده شکسپیر را برای تمامی زندانیان سیاسی بند «سی» زندان آورد و از آنها خواست تا عبارات مورد علاقه خود را در آن مشخص کنند. ماندلا تردیدی به خود راه نداد و به صفحه مربوط به صحنه دوم از پرده سوم نمایشنامه «ژولیوس سزار» رفت و دور این بند خط کشید.
ترسوها قبل از مرگ چندین بار میمیرند
شجاع فقط یکبار طمع مرگ را میچشد
از تمامی عجایبی که تا کنون نظارهگر بودهام
گویی غریبترینشان آن است که مردان میترسند
درحالیکه میبینند که مرگ، پایانی ناگزیر است
و زمانی که وقتش فرا رسد، خواهد آمد
یک فرد ترسو ممکن است این بند را برای القای حس شجاعت به خود انتخاب کند اما از نظر ماندلا بند فوق نه یک لاف پهلوانی که بیانی ساده از واقعیت است. تظاهر به شجاعت، نه تنها شما را شجاع نشان میدهد بلکه شما به راستی تبدیل به یک فرد شجاع میشوید.
🔖 نلسون ماندلا
✍️ ریچارد استنگل
https://eitaa.com/phwsla
▪️آکادمیهایی که به خرج دولت تاسیس میگردند برای تربیت استعدادهای مردم نیست بلکه برای جلوگیری از آن است؛ ولی در دولتهای آزاد که تعلیم برای هرکس به مسؤولیت و خرج خودش آزاد است، علم و هنر تا آخرین درجه پیشرفت میکند.
📑 رساله سیاست
✍️ اسپینوزا
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔍نفرت
"نفرت، مانندِ عشق، انسجامِ اصیل و حالتِ بادوامی را برایِ ذاتِ ما به ارمغان میآورد، حال آن که خشم، چنانکه بر ما عارض میشود، میتواند دوباره در یک لحظه، کاستی گیرد یا همانطور که میگوییم آرام گیرد. نفرت بر اثرِ حمله آرام نمیگیرد، بلکه شدت میگیرد و سختتر میشود، هستیِ ما را میخورد و میکاهد. اما این انسجامِ مداوم، انسجامی که بر اثرِ آن نفرت عارضِ دازاینِ انسانی میشود آن نفرت را خاتمه نمیبخشد و نابینا نمیکند، بلکه بینا و حسابشده میکند. آن که دچارِ خشم است عقل و هوشیاری از دست میدهد. آنکه مبتلا به نفرت است قدرتِ تفکر و تأملش تا حدِّ غرضورزی «حیلهگرانه» افزون میشود. نفرت هرگز نه کور که تیزبین است، آنچه کور است فقط خشم است."
👤 #مارتین_هایدگر،
#نیچه، جلد اول، #اراده_معطوف_به_قدرت به مثابه هنر
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا