eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
342 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
کاهش سرعت پیری با رفتن به سینما و تئاتر پژوهش محققان مؤسسه علوم توکیو بر روی ۱۸۹۹ نفر نشان داد که میانگین سن فیزیولوژیک افرادی که به طور منظم در برنامه‌های فرهنگی شرکت می‌کنند، ۶۶.۹ سال است. این عدد تقریباً سه سال کمتر از سن فیزیولوژیک گروهی است که مشارکت کمتری در این رویدادها داشتند و سن آن‌ها ۶۹.۹ سال بود. بررسی‌ها نشان می‌دهد که علاقه‌مندان جدی به فعالیت‌های فرهنگی معمولاً زنان، افراد با وضعیت اجتماعی-اقتصادی بهتر، افراد شاغل و کسانی هستند که از سلامت عمومی مطلوب‌تری برخوردارند. پژوهشگران معتقدند که فعالیت‌های فرهنگی می‌توانند به تقویت روابط اجتماعی، ترویج سبک زندگی سالم‌تر و بهبود سلامت روان کمک کنند که همه این موارد به کاهش سرعت پیری جسمانی منجر می‌شود. https://eitaa.com/phwsla
«علل جامعه‌شناختی گرایش به آسترولوژی» بهروز مرادی آسترولوژی (astrology) به مطالعه‌ی نفوذ و تاثیر ستارگان و اشیاء کیهانی بر زندگی انسان‌ها می‌پردازد. از چندهزار سال پیش، انسان باستانی بویژه در هند، ایران، مصر، بابل و... بر این باور بود که موقعیت اجرام آسمانی در هنگام تولد فرد، شخصیت او را شکل می‌دهد و موجب بروز اتفاقاتی خاص در زندگی انسان‌ها می‌شود. معتقدان به آسترولوژی بر این باورند که از آن می‌توان برای بررسی و پیش‌بینی رویدادهای زمینی و سرنوشت افراد بر اساس موقعیت سیّارات استفاده کرد. ادیان الهی نیز نمی‌توانند با آسترولوژی کنار بیایند چراکه در نگاه آن‌ها، آسترولوژی جهان را کاملاً مکانیکی و کلیشه‌ای در نظر می‌گیرد و امکان مداخله در آن را از خدا و امکان اختیار و انتخاب را برای ساختن و تغییر شخصیت خود و رقم‌زدن سرنوشت فردی و جمعی خویش از انسان سلب می‌کند. آسترولوژی یا اختربینی با آسترونومی یا اخترشناسی (علم نجوم) تفاوت دارد. آسترونومی یکی از علوم فیزیکی و علم شناخت فضا است و مفاهیم کلیدی آن بر انجام تحقیقات علمی میدانی تکیه دارد و برای مطالعه‌ی فضا از تلسکوپ‌ها، کاوشگر‌های فضایی و سایر روش‌های آزمون‌پذیر علمی استفاده می‌کند. اما محصول و روش کار آسترولوژی، علی‌رغم استفاده از مفاهیم علمی نجوم، غیرعلمی‌ست و برمبنای روایات، باورها و پیش‌گویی‌های غیرآزمون‌پذیر استوار است. به نقل از موزه‌ی دیرین‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا، گنجاندن مواردی به‌ظاهر علمی در آسترولوژی آن را رویکردی علمی نمی‌سازد، چراکه اتکای شدید آسترولوژی به روایات، باورها، گمان‌ها، پیش‌بینی‌ها و پیش‌گویی‌ها باعث می‌شود تا آن را رویکردی غیرعلمی بدانند. همچنین ادعاهای آسترولوژها آزمون‌پذیر نمی‌باشند و یعنی اینکه فاقد مهم‌ترین جنبه‌ی صحت‌سنجی رشته‌های علمی‌ست. از این رو، در نهایت آسترولوژی با دیگر باورهای رایج در شبه‌علم، مانند نهان‌جاندارشناسی، جمجمه‌خوانی و عددشناسی، در یک طبقه قرار می‌گیرد زیرا در حقیقت، هیچ مدرک علمی از صحت پیش‌گویی‌های آسترولوژی پشتیبانی نمی‌کند. 👈در سال‌های اخیر گرایشی بی‌سابقه به آسترولوژی رصد شده است. ✅ از نویسنده‌ی این مکتوب، از منظر جامعه‌شناسی، این عوامل می‌توانند در گرایش به آسترولوژی نقش داشته باشند: ١. کنجکاوی: انسان‌ها نسبت به نوع سرنوشت خود و جامعه و اطلاع از آینده کنجکاوند. این کنجکاوی ممکن است آن‌ها را به سوی کسانی بکشاند که مدعی پیش‌گویی آینده‌اند. ٢. عدم علاقه به شناخت روش‌های تغییر اجتماعی-سیاسی و علم حرکت جوامع: هنگامی که انسان از قوانینی که جامعه بر اساس آن‌ها حرکت می‌کند و تغییر می‌یابد بی‌اطلاع و بی‌علاقه باشد و فاقد شخصیتی باشد که آگاهی خود را از راه مطالعه، پژوهش علمی و حصول شناخت اجتماعی روندها به‌دست آورد، به مرجعی مراجعه می‌کند که بار پژوهش و کسب شناخت و آگاهی تبیینی نسبت به مسائل را از روی دوش او بردارد. ٣. زندگی بیگانه با تحلیل عقل‌بنیانِ واقعیت: هرگاه نظرات انسان، متأثر از دیدن غیرسوگیرانه‌ی واقعیت و تحلیل واقع‌بینانه‌ی مسائل اجتماعی و سیاسی نباشد و برای حصول آگاهی، اتخاذ راه‌های خرافی به عادتی تکرارشونده تبدیل شده باشد و ذهن به‌جای خِرَد با خرافه کار کند و ساختار اعتقادی فرد از خرافه تغذیه کند، در این‌صورت مراجعه به پیش‌گویان با ساختار ذهنی فرد و بافتار چنین عادتی سازگارتر است تا حصول آگاهی از طریق شناخت علمی و مطالعاتی. ضعف تحلیل عقل‌بنیان و فقدان رویکرد خردورزانه به سازماندهی زندگی، آدمی را مستعد گرایش به شنیدن پیش‌گویی می‌سازد. ۴. نومیدی از تأثیرگزاری انسانی در تغییر واقعیت اجتماعی و استیصال نسبت به رقم‌زدن سرنوشت جمعی: احساس استیصال نسبت به تغییر وضع موجود می‌تواند باعث بشود که آدمی امید خود را در پیش‌گویی‌های نویدبخش سرمایه‌گذاری کند. ۵. ضعف اراده و توان جمعی برای تغییر اجتماعی: گرایش به پیش‌گویی‌های آسترولوژیک می‌تواند ناشی از ضعف ارادی مردمی باشد که قدرت ارادی خود را برای تغییر اجتماعی کشف نکرده‌اند و چشم تغییر به آسمان دوخته‌اند. ۶. جستجوی راه‌های میان‌بر تغییر اجتماعی متأثر از فقدان شکیبایی و صبر جمعی: اگر انسان به ارزش صبر و نقش زمان در تحقق تقدیر فردی و جمعی پی نبرده باشد، برای دریافت سرنوشت خود بی‌تابی می‌کند و تعجیل برای وقوف به آن، ممکن است او را به سوی شنیدن پیش‌گویی‌ها بکشاند. ٧. عدم باور به نقش کنشگری انسان‌ها در تغییر سرنوشت خود: کسانی که به نقش انسان در تغییر وضع موجود و رقم‌زدن سرنوشت فردی و جمعی خود ایمان ندارند و خود و جامعه را اسیر دست نیروهای پنهانِ موهوم یا نظام مسلط معلوم می‌دانند، استعداد گرایش به سمت مکاتب پیش‌گویی را دارند. https://eitaa.com/phwsla
ادبیات همانند فلسفه و علوم انسانی در اندیشه ساخت جهان روانی و اجتماعی است که در آن زندگی می ‌کنیم. یعنی دانته، سروانتس، شکسپیر و داستایفسکی آن اندازه از زندگی به ما می ‌آموزند که جامعه‌ شناسان؛ با این تفاوت که نویسنده با تصویر کردن یک رویداد یا یک شخصیت ، نظریه ‌ای را به ما تحمیل و تبلیغ نمی ‌کند و بیشتر کارش پیشنهاد است.  (مورخ، فیلسوف، منتقد، نشانه‌ شناس) برگرفته از کتاب "ادبیات در خطر است" https://eitaa.com/phwsla
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کیارستمی  و روح زمانه هنرمندان و فیلمسازان برجسته ای هستند که آثارشان بیانگر روح  زمانه و حقایقی فراتر از تاریخ نگاری های رسمی است.‌شاید به همین دلیل ارسطو هنر را فلسفی تر از تاریخ میدانست، چون تاریخ به شرح جزییات  وقایع و رویدادها میپردازد و هنر به حقیقت نهفته در پس رویدادها. کیارستمی یکی از هنرمندانی بود که آثارش انعکاس روح حاکم بر دوران بود.  فیلمهایی که بویژه در دهه شصت درباره کودکان و نوجوانان ساخت همچون سندی ورای روایت های رسمی نشان میدهد برنسل نوجوانان دهه شصت و نسل های بعدی در سیستم آموزشی و تربیتی این مملکت چه  گذشته است. سیستمی  متاثرازاعتقادات و فرهنگ مسلط بر خانواده ها و کل جامعه. کیارستمی مستند " قضیه شکل اول ،قضیه شکل دوم " را سال ۱۳۵۸ ساخت.فیلم معضلی را مطرح  میکرد که سایه اش بر فضای آموزشی و سیاسی دوران قبل و پس از انقلاب سنگینی میکرد. دانش آموزی از ته کلاس صدا در می آورد. معلم که نمی تواند فرد خاطی را پیدا کند.تصمیم میگیرد دانش آموزان دو ردیف آخر کلاس را یک هفته تنبیه کند، مگر اینکه فرد خاطی را لو دهند. در شکل اول قضیه یکی از دانش آموزان دوست خود را لو میدهد و در شکل دوم،آنها مقاومت میکنند و حاضر به  معرفی فرد خاطی نمیشوند. والدین و شماری از چهره های مشهور فرهنگی و رجال سیاسی آن دوران درباره رفتار معلم و واکنش دانش آموزان نظر میدهند.جالب اینجاست که برخی از والدین مثل برخی از چهره  های سیاسی با لو دادن فرد خاطی موافق اند. فیلمساز غیر مستقیم به ما میگوید چگونه شیوه های رایج در تعلیم و تربیت  تبدیل به  روشی سیاسی در برخورد با مخالفان میشود _برای همین فیلم سالها به محاق توقیف رفت_ شبیه همان روش ها و باورهای سختگیرانه ای که در فیلم "خانه دوست کجاست" (۱۳۶۵)از زبان پدر بزرگ شنیده میشود و برای کودک فیلم در تلاش اودیسه وارش  چالشی جدی ایجاد میکند. احمد باید  دفتر مشق دوستش را که سهوا در کیفش جا مانده به دست او در روستایی دیگر برساند، چون معلم دوستش را تهدید کرده اگر یکبار دیگر تکلیفش را انجام ندهد از مدرسه اخراج خواهد شد.تهدید معلم به تنبیه ، مادری که به احمد اجازه خروج از خانه نمیدهد، پدربزرگی که در قهوه خانه سر راه نشسته و او را مورد بازخواست قرار میدهد، همه موانعی هستند ناشی از باورهای سختگیرانه در تعلیم و تربیت که پی آمد آن چیزی نیست جز عدم ارتباط بین نسل ها. کودک فیلم که به ناچاربدون اجازه از خانه خارج شده، خانه دوست را پیدا نمیکند و در بازگشت خود تنبیه  میشود، اما تکالیف دوستش را در دفتر جا مانده مینویسد تا او تنبیه نشود. پیام کیارستمی ساده اما تاثیر گذار بود. درسخت ترین شرایط" دوستی" میتواند راهگشا باشد.گویی در تقابل با روش های سنتی و خشنی که از خانواده ها ومدارس آغاز و به عرصه سیاست ختم میشد، این نسل چاره ای جز این نداشت که خودش هوای خودش را داشته باشد. نسلی که یکسال بعد از اکران "خانه دوست" در جشنواره فیلم فجر برای تماشای یک فیلم مستند صف طویل و بی سابقه ای را جلوی سینماهای شهر قصه و آزادی تشکیل داد، برای تماشای وضعیت دانش آموزانی که مشق شب برایشان همچون کابوسی هولناک است. فیلم "مشق شب" دردی مشترک را به نمایش گذاشت. کیارستمی با عینک تیره اش پشت میز نشسته بود و از بچه های مضطربی که تکلیف سنگین شان را انجام نداده بودند، علت را جویا میشد. مشق شب نقدی تمام عیار بود بر نظام آموزشی حاکم و واکنش های بسیاری را برانگیخت.گفتند فیلم به لحاظ روش تحقیق و پژوهش ایراد دارد و با نشان وضعیت یک مدرسه نمیشود کل سیستم اًموزش را زیر سئوال برد.اما برای نسلی که در آن شب سرد زمستانی بخاطر دیدن فیلم کیارستمی از ماموران  انتظامی و کارکنان سینما به علت ازدحام بیش از حد رفتار خشونت آمیز دیده بود، خشونت و سخت گیری بخاطر انجام ندادن تکالیف واقعیتی غیر قابل انکار بشمار میرفت.آن شب بغض خیلی ها هنگام تماشای فیلم ترکید، چون فیلمساز از حقیقتی پرده برداشته بود که در مورد همگان صدق میکرد. حقیقتی که  در هنر بازنمایی میشود ، نه در آمارهای رسمی و گزارش های دولتی. تماشاگران با کودک مضطرب فیلم که بدون حضور دوستش قادر نبود از حفظ  شعر بخواند، همذات پنداری کردند. سرانجام یار دبستانی او کنارش ایستاد تا  ترسش بریزد و شعر یادش بیاید. همین نسل بود که  سالها بعد در مجادلات سیاسی دهه هفتاد و هشتاد سرود یاردبستانی را _که اتفاقا ساخته دهه شصت بود_ دوشادوش هم خواندند . کیارستمی نشان داد بر خلاف نظر مخالفان ازپشت عینک تیره اش به روشنی معضلات عمیق جامعه خویش را رصد کرده  است و روح زمانه اش را میشناسد. او در سخت ترین لحظات دوران، امید را در دوستی و پشت هم ایستادن جستجو کرد.این چنین است  که فیلمسازی جهانی میشود و بدین سان است که بقول فروغ یکی میمیرد و یکی میماند https://eitaa.com/phwsla
افسردگی لزوما مشکلی پاتولوژیک نیست بلکه عموما خبر از نو شدن شخصیت یا فوران خلاقیت می دهد. لحظه هایی در زندگی انسان هست که فصل جدیدی آغاز می شود. ‌ ‌https://eitaa.com/phwsla
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هربرت مارکوزه: «فلسفه اگر انتقادی نباشد فلسفه نیست.» ۲۹ ژوئیه سالروز درگذشت مارکوزه بود؛ هربرت مارکوزه (۱۹ ژوئیهٔ ۱۸۹۸ – ۲۹ ژوئیهٔ ۱۹۷۹) فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی و از اعضای اصلی مکتب فرانکفورت بود. https://eitaa.com/phwsla
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر بدن انسان امروزی برای زندگی تو ایران طراحی نشده. با این سطح از استرس تو ایران همه مردم مشکل مغزی پیدا میکنن. https://eitaa.com/phwsla
🌹 به نام نورالانوار 🌹 روز بزرگداشت شیخ شهاب‌الدین یحیی سهروردی، حکیم شهید و شیخ اشراق، گرامی باد انجمن حکمت و فلسفه بوعلی‌سینا، فرارسیدن روز بزرگداشت شیخ شهاب‌الدین سهروردی، احیاگر حکمت اشراق و یکی از بزرگ‌ترین حکیمان ایران و جهان اسلام را به همه استادان، پژوهشگران، دانشجویان و دوستداران فلسفه، عرفان، ادبیات فارسی و حکمت اسلامی تبریک و تهنیت عرض می‌نماید. شیخ اشراق در رساله رمزی «عقل سرخ»، با زبانی سرشار از رمز و تمثیل، انسان را به سفری از عالم سایه‌ها به سرزمین نور دعوت می‌کند. او در این رساله می‌آموزد که حقیقت، تنها با چشم ظاهر دیده نمی‌شود؛ بلکه با چشم دل و نور حکمت آشکار می‌گردد. سهروردی می‌گوید: «هر که پرِ خویش بشناسد، آشیانِ خویش بشناسد.» تأویل این سخن آن است که انسان، اگر حقیقت وجود و گوهر نورانی خویش را بازشناسد، راه بازگشت به سرچشمه هستی را نیز خواهد یافت. «پر» نماد استعداد پرواز روح به سوی عالم نور و «آشیان» رمز موطن حقیقی انسان، یعنی عالم قرب الهی است. در جهان رمزی سهروردی، سیمرغ تنها پرنده‌ای افسانه‌ای نیست؛ بلکه نماد حقیقت واحد، عقل قدسی و انسان کامل است. سیمرغ، سالک را از وادی غفلت به قله معرفت فرا می‌خواند و یادآور می‌شود که راه رسیدن به حقیقت، از خودشناسی، تزکیه نفس و اشراق درونی می‌گذرد. هر کس ندای سیمرغ را در جان خویش بشنود، از پراکندگی به وحدت و از تاریکی به نور راه می‌یابد. از نگاه سهروردی، حکمت، سفری از دانستن به دیدن، از دیدن به شدن و از شدن به پرواز در افق نور است؛ پروازی که مقصد آن، دیدار حقیقت و بازگشت به اصل الهی انسان است. امروز، بیش از هر زمان دیگر، جهان ما به نور حکمت، گفت‌وگو، معنویت و معرفت نیازمند است؛ همان نوری که سهروردی آن را جوهر هستی و سرچشمه همه شناخت‌ها می‌دانست. باشد که در پرتو حکمت اشراق، با بال‌های اندیشه و اخلاق، راه سیمرغ حقیقت را در زندگی فردی و اجتماعی خود بجوییم و میراث گران‌سنگ فلسفه و عرفان ایرانی ـ اسلامی را زنده و پویا نگاه داریم. حکمت و فلسفه بوعلی‌سینا سده اصفهان
هان تا سر رشته خِرَد گم نکنی / خود را ز برای نیک و بد گم نکنی رهرو تویی و راه تویی، منزل تو / هشدار که راه خود، به‌ خود، گم نکنی منتسب به + بمناسبت هشتم مرداد ماه: بزرگداشت شهاب الدین سهروردی فیلسوف، شاعر و عارف شهیر ایرانی و بنیان‌گذار مکتب "حکمت اشراق" 📸عکس: تندیس سهروردی در آرامگاه او. حلب، سوریه https://eitaa.com/phwsla
🔍 «نفرین دانش» (Curse of Knowledge) تا حالا برایتان پیش آمده که چیزی را با حوصله برای کسی توضیح بدهید، اما او آخرش بگوید: «اصلاً نفهمیدم»؟ در آن لحظه معمولاً فکر می‌کنیم طرف مقابل دقت نکرده یا اطلاعات کافی ندارد. اما گاهی مشکل از جای دیگری است؛ چیزی که روان‌شناسان و اقتصاددانان آن را «نفرین دانش» می‌نامند. نفرین دانش یعنی وقتی خودمان موضوعی را خوب یاد گرفته‌ایم، کم‌کم فراموش می‌کنیم که روزی آن را نمی‌دانستیم. در نتیجه، هنگام توضیح دادن، ناخودآگاه از روی مراحل مهم عبور می‌کنیم، اصطلاحات تخصصی به کار می‌بریم یا چیزهایی را بدیهی فرض می‌کنیم که برای مخاطب اصلاً بدیهی نیست. فرض کنید رانندگی را سال‌هاست یاد گرفته‌اید. اگر بخواهید به یک نوجوان آموزش بدهید، شاید بگویید: «کلاچ را بگیر، دنده را عوض کن و آرام گاز بده.» برای شما این جمله کاملاً روشن است، اما برای کسی که اولین بار پشت فرمان نشسته، هر کدام از این عبارت‌ها خودش ده‌ها سؤال ایجاد می‌کند: کلاچ را تا کجا بگیرم؟ چه زمانی رها کنم؟ چقدر گاز بدهم؟ شما پاسخ این سؤال‌ها را نمی‌گویید، چون دیگر به آن‌ها فکر هم نمی‌کنید. این اتفاق فقط در آموزش رخ نمی‌دهد. در محیط کار، مدیر تصور می‌کند دستورش کاملاً واضح بوده، اما کارمند برداشت دیگری می‌کند. پزشک با واژه‌های تخصصی صحبت می‌کند و بیمار چیزی متوجه نمی‌شود. برنامه‌نویس، استاد دانشگاه، مهندس یا حتی والدین، همه ممکن است گرفتار این دام شوند. https://eitaa.com/phwsla