ادبیات همانند فلسفه و علوم انسانی در اندیشه ساخت جهان روانی و اجتماعی است که در آن زندگی می کنیم. یعنی دانته، سروانتس، شکسپیر و داستایفسکی آن اندازه از زندگی به ما می آموزند که جامعه شناسان؛ با این تفاوت که نویسنده با تصویر کردن یک رویداد یا یک شخصیت ، نظریه ای را به ما تحمیل و تبلیغ نمی کند و بیشتر کارش پیشنهاد است.
#تزوتان_تودوروف (مورخ، فیلسوف، منتقد، نشانه شناس) برگرفته از کتاب "ادبیات در خطر است"
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
کیارستمی و روح زمانه
هنرمندان و فیلمسازان برجسته ای هستند که آثارشان بیانگر روح زمانه و حقایقی فراتر از تاریخ نگاری های رسمی است.شاید به همین دلیل ارسطو هنر را فلسفی تر از تاریخ میدانست، چون تاریخ به شرح جزییات وقایع و رویدادها میپردازد و هنر به حقیقت نهفته در پس رویدادها.
کیارستمی یکی از هنرمندانی بود که آثارش انعکاس روح حاکم بر دوران بود. فیلمهایی که بویژه در دهه شصت درباره کودکان و نوجوانان ساخت همچون سندی ورای روایت های رسمی نشان میدهد برنسل نوجوانان دهه شصت و نسل های بعدی در سیستم آموزشی و تربیتی این مملکت چه گذشته است. سیستمی متاثرازاعتقادات و فرهنگ مسلط بر خانواده ها و کل جامعه.
کیارستمی مستند " قضیه شکل اول ،قضیه شکل دوم " را سال ۱۳۵۸ ساخت.فیلم معضلی را مطرح میکرد که سایه اش بر فضای آموزشی و سیاسی دوران قبل و پس از انقلاب سنگینی میکرد. دانش آموزی از ته کلاس صدا در می آورد. معلم که نمی تواند فرد خاطی را پیدا کند.تصمیم میگیرد دانش آموزان دو ردیف آخر کلاس را یک هفته تنبیه کند، مگر اینکه فرد خاطی را لو دهند. در شکل اول قضیه یکی از دانش آموزان دوست خود را لو میدهد و در شکل دوم،آنها مقاومت میکنند و حاضر به معرفی فرد خاطی نمیشوند. والدین و شماری از چهره های مشهور فرهنگی و رجال سیاسی آن دوران درباره رفتار معلم و واکنش دانش آموزان نظر میدهند.جالب اینجاست که برخی از والدین مثل برخی از چهره های سیاسی با لو دادن فرد خاطی موافق اند. فیلمساز غیر مستقیم به ما میگوید چگونه شیوه های رایج در تعلیم و تربیت تبدیل به روشی سیاسی در برخورد با مخالفان میشود _برای همین فیلم سالها به محاق توقیف رفت_ شبیه همان روش ها و باورهای سختگیرانه ای که در فیلم "خانه دوست کجاست" (۱۳۶۵)از زبان پدر بزرگ شنیده میشود و برای کودک فیلم در تلاش اودیسه وارش چالشی جدی ایجاد میکند. احمد باید دفتر مشق دوستش را که سهوا در کیفش جا مانده به دست او در روستایی دیگر برساند، چون معلم دوستش را تهدید کرده اگر یکبار دیگر تکلیفش را انجام ندهد از مدرسه اخراج خواهد شد.تهدید معلم به تنبیه ، مادری که به احمد اجازه خروج از خانه نمیدهد، پدربزرگی که در قهوه خانه سر راه نشسته و او را مورد بازخواست قرار میدهد، همه موانعی هستند ناشی از باورهای سختگیرانه در تعلیم و تربیت که پی آمد آن چیزی نیست جز عدم ارتباط بین نسل ها. کودک فیلم که به ناچاربدون اجازه از خانه خارج شده، خانه دوست را پیدا نمیکند و در بازگشت خود تنبیه میشود، اما تکالیف دوستش را در دفتر جا مانده مینویسد تا او تنبیه نشود. پیام کیارستمی ساده اما تاثیر گذار بود. درسخت ترین شرایط" دوستی" میتواند راهگشا باشد.گویی در تقابل با روش های سنتی و خشنی که از خانواده ها ومدارس آغاز و به عرصه سیاست ختم میشد، این نسل چاره ای جز این نداشت که خودش هوای خودش را داشته باشد. نسلی که یکسال بعد از اکران "خانه دوست" در جشنواره فیلم فجر برای تماشای یک فیلم مستند صف طویل و بی سابقه ای را جلوی سینماهای شهر قصه و آزادی تشکیل داد، برای تماشای وضعیت دانش آموزانی که مشق شب برایشان همچون کابوسی هولناک است. فیلم "مشق شب" دردی مشترک را به نمایش گذاشت. کیارستمی با عینک تیره اش پشت میز نشسته بود و از بچه های مضطربی که تکلیف سنگین شان را انجام نداده بودند، علت را جویا میشد. مشق شب نقدی تمام عیار بود بر نظام آموزشی حاکم و واکنش های بسیاری را برانگیخت.گفتند فیلم به لحاظ روش تحقیق و پژوهش ایراد دارد و با نشان وضعیت یک مدرسه نمیشود کل سیستم اًموزش را زیر سئوال برد.اما برای نسلی که در آن شب سرد زمستانی بخاطر دیدن فیلم کیارستمی از ماموران انتظامی و کارکنان سینما به علت ازدحام بیش از حد رفتار خشونت آمیز دیده بود، خشونت و سخت گیری بخاطر انجام ندادن تکالیف واقعیتی غیر قابل انکار بشمار میرفت.آن شب بغض خیلی ها هنگام تماشای فیلم ترکید، چون فیلمساز از حقیقتی پرده برداشته بود که در مورد همگان صدق میکرد. حقیقتی که در هنر بازنمایی میشود ، نه در آمارهای رسمی و گزارش های دولتی. تماشاگران با کودک مضطرب فیلم که بدون حضور دوستش قادر نبود از حفظ شعر بخواند، همذات پنداری کردند. سرانجام یار دبستانی او کنارش ایستاد تا ترسش بریزد و شعر یادش بیاید. همین نسل بود که سالها بعد در مجادلات سیاسی دهه هفتاد و هشتاد سرود یاردبستانی را _که اتفاقا ساخته دهه شصت بود_ دوشادوش هم خواندند . کیارستمی نشان داد بر خلاف نظر مخالفان ازپشت عینک تیره اش به روشنی معضلات عمیق جامعه خویش را رصد کرده است و روح زمانه اش را میشناسد.
او در سخت ترین لحظات دوران، امید را در دوستی و پشت هم ایستادن جستجو کرد.این چنین است که فیلمسازی جهانی میشود و بدین سان است که بقول فروغ یکی میمیرد و یکی میماند
#علی_حاتم
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
افسردگی لزوما مشکلی پاتولوژیک نیست بلکه عموما خبر از نو شدن شخصیت یا فوران خلاقیت می دهد. لحظه هایی در زندگی انسان هست که فصل جدیدی آغاز می شود.
#کارلیونگ
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هربرت مارکوزه:
«فلسفه اگر انتقادی نباشد فلسفه نیست.»
۲۹ ژوئیه سالروز درگذشت مارکوزه بود؛ هربرت مارکوزه (۱۹ ژوئیهٔ ۱۸۹۸ – ۲۹ ژوئیهٔ ۱۹۷۹) فیلسوف و جامعهشناس آلمانی و از اعضای اصلی مکتب فرانکفورت بود.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر #خویی #روانشناس
بدن انسان امروزی برای زندگی تو ایران طراحی نشده. با این سطح از استرس تو ایران همه مردم مشکل مغزی پیدا میکنن.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🌹 به نام نورالانوار 🌹
روز بزرگداشت شیخ شهابالدین یحیی سهروردی، حکیم شهید و شیخ اشراق، گرامی باد
انجمن حکمت و فلسفه بوعلیسینا، فرارسیدن روز بزرگداشت شیخ شهابالدین سهروردی، احیاگر حکمت اشراق و یکی از بزرگترین حکیمان ایران و جهان اسلام را به همه استادان، پژوهشگران، دانشجویان و دوستداران فلسفه، عرفان، ادبیات فارسی و حکمت اسلامی تبریک و تهنیت عرض مینماید.
شیخ اشراق در رساله رمزی «عقل سرخ»، با زبانی سرشار از رمز و تمثیل، انسان را به سفری از عالم سایهها به سرزمین نور دعوت میکند. او در این رساله میآموزد که حقیقت، تنها با چشم ظاهر دیده نمیشود؛ بلکه با چشم دل و نور حکمت آشکار میگردد.
سهروردی میگوید:
«هر که پرِ خویش بشناسد، آشیانِ خویش بشناسد.»
تأویل این سخن آن است که انسان، اگر حقیقت وجود و گوهر نورانی خویش را بازشناسد، راه بازگشت به سرچشمه هستی را نیز خواهد یافت. «پر» نماد استعداد پرواز روح به سوی عالم نور و «آشیان» رمز موطن حقیقی انسان، یعنی عالم قرب الهی است.
در جهان رمزی سهروردی، سیمرغ تنها پرندهای افسانهای نیست؛ بلکه نماد حقیقت واحد، عقل قدسی و انسان کامل است. سیمرغ، سالک را از وادی غفلت به قله معرفت فرا میخواند و یادآور میشود که راه رسیدن به حقیقت، از خودشناسی، تزکیه نفس و اشراق درونی میگذرد. هر کس ندای سیمرغ را در جان خویش بشنود، از پراکندگی به وحدت و از تاریکی به نور راه مییابد.
از نگاه سهروردی، حکمت، سفری از دانستن به دیدن، از دیدن به شدن و از شدن به پرواز در افق نور است؛ پروازی که مقصد آن، دیدار حقیقت و بازگشت به اصل الهی انسان است.
امروز، بیش از هر زمان دیگر، جهان ما به نور حکمت، گفتوگو، معنویت و معرفت نیازمند است؛ همان نوری که سهروردی آن را جوهر هستی و سرچشمه همه شناختها میدانست.
باشد که در پرتو حکمت اشراق، با بالهای اندیشه و اخلاق، راه سیمرغ حقیقت را در زندگی فردی و اجتماعی خود بجوییم و میراث گرانسنگ فلسفه و عرفان ایرانی ـ اسلامی را زنده و پویا نگاه داریم.
#انجمن حکمت و فلسفه بوعلیسینا
سده اصفهان
هان تا سر رشته خِرَد گم نکنی / خود را ز برای نیک و بد گم نکنی
رهرو تویی و راه تویی، منزل تو / هشدار که راه خود، به خود، گم نکنی
منتسب به #سهرودری
+ بمناسبت هشتم مرداد ماه: بزرگداشت شهاب الدین سهروردی فیلسوف، شاعر و عارف شهیر ایرانی و بنیانگذار مکتب "حکمت اشراق"
📸عکس: تندیس سهروردی در آرامگاه او. حلب، سوریه
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔍 «نفرین دانش»
(Curse of Knowledge)
تا حالا برایتان پیش آمده که چیزی را با حوصله برای کسی توضیح بدهید، اما او آخرش بگوید: «اصلاً نفهمیدم»؟
در آن لحظه معمولاً فکر میکنیم طرف مقابل دقت نکرده یا اطلاعات کافی ندارد. اما گاهی مشکل از جای دیگری است؛ چیزی که روانشناسان و اقتصاددانان آن را «نفرین دانش» مینامند.
نفرین دانش یعنی وقتی خودمان موضوعی را خوب یاد گرفتهایم، کمکم فراموش میکنیم که روزی آن را نمیدانستیم. در نتیجه، هنگام توضیح دادن، ناخودآگاه از روی مراحل مهم عبور میکنیم، اصطلاحات تخصصی به کار میبریم یا چیزهایی را بدیهی فرض میکنیم که برای مخاطب اصلاً بدیهی نیست.
فرض کنید رانندگی را سالهاست یاد گرفتهاید. اگر بخواهید به یک نوجوان آموزش بدهید، شاید بگویید: «کلاچ را بگیر، دنده را عوض کن و آرام گاز بده.» برای شما این جمله کاملاً روشن است، اما برای کسی که اولین بار پشت فرمان نشسته، هر کدام از این عبارتها خودش دهها سؤال ایجاد میکند: کلاچ را تا کجا بگیرم؟ چه زمانی رها کنم؟ چقدر گاز بدهم؟ شما پاسخ این سؤالها را نمیگویید، چون دیگر به آنها فکر هم نمیکنید.
این اتفاق فقط در آموزش رخ نمیدهد. در محیط کار، مدیر تصور میکند دستورش کاملاً واضح بوده، اما کارمند برداشت دیگری میکند. پزشک با واژههای تخصصی صحبت میکند و بیمار چیزی متوجه نمیشود. برنامهنویس، استاد دانشگاه، مهندس یا حتی والدین، همه ممکن است گرفتار این دام شوند.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
☠️ مرگ از درون سایهی دیگری به ما نگاه نمیکند.
سایهی خود ماست؛ همراهی همیشگی و جداییناپذیر.
💀 مرگ با همزادِ خود، زندگی، پیمان بستهاند که آنی از هم غافل نشوند و با یادآوری هم، انسانها را در مسیر پرپیچ و خم و دلهرهآور عمرشان، به شادمانی، بالندگی و جاودانگی رهنمون کنند.
#مارتین_هایدگر
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا