🔰درباره بزرگی ابنسینا
و نسبتی که در این زمان با او و جهان او داریم
⭐گزیدهای از یادداشت دکتر رضا داوریاردکانی، استاد فلسفه؛برای آغازین نشست گفتارهایی درباره بوعلیسینا|
۸بهمن۱۳۹۹
⚜️در بزرگی ابنسینا کسی تردید نمیکند.
این بزرگی را همه جهان تصدیق میکنند و شاید دیگران چون از بیرون نگاه کردهاند این بزرگی را بیش از ما شناخته باشند.
⚜️کاش میتوانستیم ابنسینا را به اکنون زندگیمان که باید پیوند گذشته و آینده باشد بیاوریم و از او بپرسیم جهان و زندگی کنونی را چگونه میبیند و برای بودن در آن چه درسی به ما میدهد.
⚜️اگر در مورد مقام و اثر بوعلی در تاریخ دوره اسلامی ایران کمتر پرسش شده است یک وجهش شاید این باشد که اثر فلسفه بوعلی بیش از آن بوده است که اهل علم و حتی خود فیلسوف میاندیشیدهاند و میاندیشند. فیلسوفان و شاعران کم و بیش از مقام خود آگاهی دارند اما همه و همیشه از سرّ بزرگی مقام خود خبر ندارند. ابنسینا در تفکر خود، خرد فلسفی و درک دینی را بیشتر با هم آشنا کرده و سازش داده و در بنای نظام عقل دینی و دین عقلی اثر قطعی داشته است و این یکی از وجوه ماندگاری او در تاریخ است. بوعلی اگر در تاریخ مانده است از آن روست که سخن تاریخساز گفته است. اگر این معنی را دریابیم اندکی با رمز تفکر او آشنا میشویم.
بنیاد علمیوفرهنگی بوعلیسینا
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موسیقی را عزیز بدارید، موسیقی رسالت انبیاست.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چندلحظه #آرامش
تلاش تو وقتی به نتیجهی نهایی خودش میرسه، که تصمیم بگیری به هیچ وجه جا نزنی
صبحتون بخیر 🌸😍
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر اصغر دادبه، ادیب یزدی:
مدرسهها مُرده است. خودتان #بوستان و #گلستان سعدی را به فرزندانتان بیاموزید.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔍نفرت از هگل، عشق به کانت: تضادهای ذهن شوپنهاور
▫️چرا شوپنهاور، کانت را نابغه میدانست، اما هگل را «شارلاتانی بیسواد» خطاب میکرد؟
▫️نبرد علمی در دانشگاه برلین: وقتی شوپنهاور عمداً کلاسهایش را همزمان با هگل برنامهریزی کرد!
▫️تحلیل اختلافهای فلسفی این دو غول فکری: از «اراده» شوپنهاور تا «دیالکتیک» هگل
▫️طنز تلخ تاریخ: چگونه مرگ هگل در اثر وبا، راه را برای شهرت دیرهنگام شوپنهاور باز کرد؟
▫️جملههای آتشین شوپنهاور علیه هگلیها و نظام آکادمیک زمانه
▫️شوپنهاور نهتنها یک فیلسوف، بلکه یک ستیزهجوی شجاع در دنیای فلسفه بود. شنیدن داستان رقابت او با هگل و عشقش به کانت، مثل تماشای یک درام فلسفی جذاب است!
#شوپنهاور
#هگل
#کانت
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چندلحظه #آرامش
خوشبختی نمیتونه مسافرت کردن باشه، داشتن باشه، بدست آوردن باشه یا حتی پوشیدن !
خوشبختی یک تجربه معنوی از زندگی کردن هر دقیقه از زندگیتان با عشق، لذت و قدردانی است.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
در محضر بوعلیسینا
خستگیهای بعد از ورزش:
میگوییم سه نوع خستگی وجود دارد. ولی نوع چهارمی نیز به آنها اضافه میشود و همه آنها از دو منبع سرچشمه میگیرند.
خستگیهای سه گانه عبارتند از: خستگی قرحهای (احساس درد در سطح پوست)، خستگی کشیدگی (تمددی) و خستگی ورمی (دملی).
خستگی نوع چهارم نوعی است که به خستگی زبری و خشکی و بیتوشی (کمتوانی) معروف است.
کتاب اول قانون؛ ترجمه هژار، ص۴۰۰
پ۳۸۶
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔍خوشبختی یعنی غرق شدن در کاری که دوستش داری.!
▫️یک روز سرد زمستانی در برلینِ ۱۹۱۵. آلبرت اینشتین، پس از ماهها تلاش فکری بیوقفه، نظریهٔ نسبیت عام را به پایان رسانده بود؛ شاهکاری که بعدها فیزیک مدرن را دگرگون کرد. تنها دو روز پس از این دستاورد بزرگ، نامهای برای پسر ۱۱ سالهاش، هانس آلبرت، نوشت. نه دربارهٔ سیاهچالهها یا انحنای فضا، بلکه دربارهٔ پیانو، نجاری و لذتِ انجام کاری از روی علاقه.
▫️او در این نامه پدر بود، نه فیزیکدانی مشهور؛ کسی که میخواست راز شادی و یادگیری را به زبان ساده برای فرزندش بازگو کند. مفهومی که سالها بعد، روانشناسی مدرن آن را «حالت جریان یا غرقگی» (Flow State) نامید. همان حالتی که در آن انسان در فعالیتی غرق میشود که به آن عشق میورزد، و زمان و خودآگاهی را از یاد میبرد.
▫️او نوشت که اگر میخواهی چیزی یاد بگیری، باید با لذت انجامش دهی. او تأکید کرد که تمرین با پیانو، حتی اگر خلاف گفتهٔ معلم باشد، وقتی از روی علاقه باشد، بهترین راه یادگیری است. این پیام، چیزی فراتر از توصیهای پدرانه بود؛ مفهومی فلسفی دربارهٔ ارتباط میان شادی، خلاقیت و یادگیری. در واقع، او با زبانی ساده، به پسرش میگفت: «در خودت گم شو تا خودت را پیدا کنی.»
▫️دههها بعد، روانشناس مجارستانی، «میهالی چیکسِنتمیهالی»، این تجربهٔ انسانی را بهصورت علمی صورتبندی کرد. او در مطالعات خود دریافت که افراد در حالت جریان – یا همان Flow – به بالاترین سطح تمرکز، شادی و عملکرد میرسند، بیآنکه به پاداش بیرونی فکر کنند. آنچه در این حالت روی میدهد، نه محصول موفقیت مادی، بلکه نتیجهٔ شور درونی است. زمان حس نمیشود، خودآگاهی محو میشود و هر عمل بعدی بهصورت طبیعی از عمل قبلی نشأت میگیرد.
▫️او نشان داد که هرچقدر هم درآمد بالا برود، تأثیر آن بر شادی از یک آستانه فراتر نمیرود. اما داشتن یک فعالیت خلاقانه و معنادار، حتی اگر سود چندانی نداشته باشد، میتواند احساس رضایت و معنا در زندگی ایجاد کند. این یافته دقیقاً همان چیزی بود که اینشتین بهطور شهودی دریافته و به پسرش آموخته بود. انگار علم روانشناسی، دههها بعد، مهر تأیید بر نامهای گذاشته که از دلِ انسانیترین تجربههای یک نابغه بیرون آمده است.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
ادامه
فصل پنجم :
اندرزها و اصول راهنمای عمل
اشاره : شوپنهاور بعد از توضیحی در مورد گستردگی و تنوع اندرزها و اصول راهنمای عمل در زندگی مینویسد، برای اینکه به نظرات و اندرزهای گوناگون که در این باب مطرح میشود تا حدی نظم بدهم میخواهم آنها را به :
١) نظرات و اندرزهای عمومی
۲) نظرات و اندرزها در خصوص رابطه ما با خویشتن
۳) رابطه ما با دیگران
۴) رابطه ما با زندگی و سرنوشت تقسیم کنم.
بخش یکم : قواعد عمومی
به نظر من مهمترین قاعده در میان همه قواعد خردمندانه، برای گذران زندگی جملهای است که ارسطو به طور ضمنی در اخلاق نیکوماخوس بیان کرده است.
"هدف خردمند لذت جویی نیست، بلکه فارغ بودن از رنج است"
حقیقت این جمله مبتنی بر این واقعیت است که همه لذتها و سعادتها ماهیتی سلبی دارند، اما رنج دارای ماهیتی مثبت است. هنگامی که بدن انسان به طور کلی سالم و تندرست است و فقط زخمی کوچک یا ناحیهای دردناک در آن وجود دارد، سلامت کامل را احساس نمیکنیم بلکه توجه ما یکسره به درد ناحیه مجروح معطوف است، به طوری که آسایشمان از میان میرود. همچنین وقتی همه امور بر وفق مرادمان جریان دارند و تنها یک چیز بر خلاف میل ماست - هرچند این یک اهمیت چندانی نداشته باشد - فکر ما را مکرراً مشغول میدارد، بارها به آن میاندیشیم و به امور مهم دیگر که در آن توفیق داریم کمتر فکر میکنیم.
آنچه در هر دو مورد محدود یا خدشهدار میشود، اراده انسان است که در مورد اول در ارگانیسم و در مورد دوم در تکاپوی زندگی ظاهر میگردد. در هر دو مورد میبینیم که ارضای اراده تنها وقتی امکان پذیر است که اراده با مقاومت روبرو نشود....
... از این رو به هیچ وجه نمیتوان رضایت را مستقیم احساس کرد، مگر اینکه از راه تفکر به آگاهی راه پیدا کند. برعکس آنچه مانع از اعمال اراده میشود مثبت است و میتوان آن را احساس کرد. هر لذت فقط عبارت از برطرف کردن این مانع و رهایی از آن است و در نتیجه پایدار نیست.
اساس این قاعده درخور تحسین ارسطو که قبلاً نقل کردم این است که به ما میآموزد، هدف خویش را لذتها و راحتیهای زندگی قرار ندهیم، بلکه تا آنجا که ممکن است از مصیبتهای زندگی بگریزیم.
این روش به همان اندازه درست است که معنای این گفته ولتر مصداق دارد :
" سعادت رویایی بیش نیست اما رنج واقعیت دارد"
این گفته واقعاً مطابق حقیقت است بنابراین کسی که میخواهد زندگیاش را از دیدگاه فلسفه سعادت جمع بندی کند، بهتر است صورتحساب را بر مبنای بلایایی که از آنها گریخته است بنویسد نه بر مبنای لذتهایی که از آنها بهرهمند شده است.
آری فلسفه سعادت باید نخست بر این نکته نیز تکیه کند که نامی که بر آن نهادهاند حسن تعبیر است و از عبارت "سعادتمند زیستن" باید "با مصیبت کمتر زیستن" یعنی زندگی تحمل پذیر را فهمید.
📚در باب حکمت زندگی
✍️#آرتورشوپنهاور
https://eitaa.com/phwsla