هدایت شده از ~the untold fairy~
اشتباه نکن
نه زیبایی تو
نه محبوبیت تو
مرا مجذوب خود نکرد!
تنها آن هنگام که روح زخمی مرا بوسیدی،
من عاشقت شدم!...
_شمس لنگرودی
جانِ من
دلت از این سردی روزگار نگیرد..
مبادا زندگی ات را ببوسی و رهایش کنی!
مبادا درِ دلت را برای کینه و بغض باز بگذاری..
مبادا دگر هنگام آشپزی آواز نخوانی..
بنشین جانم
بنشین و خودت را مهمان کن به یک فنجان قهوه
و بگذر!
از خودت نه..
از نفهمیدن ها
از رنج هایت
باور کن که گذشتن چیزی از ارزش تو کم نمیکند..
دوست بدار
و بدان که دوست داشتن ارتباطی با لیاقت داشتن یا نداشتن انسان ها ندارد
ببخش
و بدان که بخشش ارتباطی با لایق بودن یا نبودن انسان ها ندارد
حالا رها کن
مانند رها شدن موهایت در ره باد
-فاطمه فتحی
کاش فقط یک چیز را در این روز های عجیب از یاد نبرید؛
اینکه آدم های اطرافتان زیر پوستهی آرام و متین و به ظاهر خوشحالشان، با یک چمدان حرف ناگفته، بی وقفه به دنبال یک نفر میگردند که هر شب فقط برای چند دقیقه آنها را بشنود.
آخر این حرف های ناگفته آدمیزاد را ذره ذره میکشد.
در زندگی یک نفر هم که شده نقش کسی را بازی کنید،
که به اندازهی کافی حضور دارد؛
آنقدری که آدم را از درون زنده نگه میدارد…