eitaa logo
دانلود
هدایت شده از |حَ.نیفْ²|
می‌توانست مرا موقع رفتن نکشد، کشت . .
بزرگ‌ شدیم‌؛مثل‌ شایعه‌ای‌ در‌ روستا .
نگفتی "ماهتاب امشب چه زیباست.."
راه تو ناممکن و من ،اینهمه آوارگی‌ام..
کاش آدم نبودم ؛اونوقت شاید من رو کنار نامه ها و گلهای خشک شده ت نگهداری میکردی تا از دست نرم..
و درست در یک لحظه ،همه چیز به پایان میرسه..