«پینَکی» | فاطمه زهرا بختیاری
خلاصه، جهان یه جوری چرخید که من الان بشینم این سمت میز، عاشقانه به این بچهها نگاه کنم و به این سوال فکر کنم: «پدر اینا بیشتر درمیاد که باید بشینن درس بخونن یا پدر من که باید ۳ سری سوال ترم عربی راهنمایی و سه سری عربی دبیرستان و دو سری فلسفه و یه سری منطق و یه سری جامعه شناسی طرح کنم و از اون بدتر، بشینم همه اینارو توی خود مدرسه تصحیح کنم؟؟»😩
القصه، دیشب مهران مدیری توی برنامه پامپ گفت طنز رو هیچوقت دوست نداشته. هرگز فیلم طنزی ندیده و بدون اینکه بخواد توی این مسیر افتاده. قیاسی ازش پرسید پس اگر برگرده عقب نمیزنه توی خط سریال سازی طنز؟ جوابش بهانه این یادداشت بود. «هزار بار هم برم تو نقطه شروع باز دقیقا همین مسیر رو میام.»
خدا میدونه هدف خلقت ما چی بوده. ما هی مثل دور از جان شما اسب، هی میخوایم از مسیر خارج شیم و دست و پازنان، یه طرف دیگه بریم. هی خدا برمون میگردونه توی مسیر. باز میشینیم غر میزنیم که راه چرا اینجوریه، چرا کجه، چرا برفیه و... بابا اون مسیری که تو داشتی میرفتی گرگ داشت، ریزش کوه داشت، دره داشت، ناهمواری داشت، ولی اینی که خدا نشونت داده فقط یکم پرپیچ و خمه. که اونم برای عضلاتت لازمه!
میخوام بگم، من هیچوقت معلمی رو انتخاب نکردم. هرگز خودم رو این طرف میز تصور نکردم. الانم تو نقطهای نیستم که بگم «هزار بار دیگه هم باز همین مسیر رو میام».
فقط از یه چیز مطمئنم. خدا خواسته من از این طرفی بیام. پس کاش در دهن ذهنم رو ببندم و فقط بگم سمعا و طاعتا....
اگرم نمیتونم اینجوری بگم، حداقل دم به ساعت افاضه نکنم: «اللهم استعملنی لما خلقتنی له» وقتی باید این رو بگم که به پذیرش مسیری که خدا روشن میکنه برام رسیده باشم...
پس میرم سراغ امیرالمومنین:
«اَللّهُمَّ مُنَّ عَلَىَّ بِالتَّوَكَّلِ عَلَيْكَ وَالتَّفْويضِ اِلَيْكَ وَالرِّضا بِقَدَرِكَ وَ التَّسْليمِ لاَِمْرِكَ
خدايا به توكّل بر خودت، و واگذاشتن به نگاهت، و خشنودى به تقديرت، و تسليم در برابر امرت بر من منّت گذار،
حَتّى لا اُحِبَّ تَعْجيلَ ما اَخَّرْتَ وَ لاتَاْخيرَ ما عَجَّلْتَ يا رَبَّ الْعالَمينَ
تا شتاب آنچه را تأخير انداختى، و تأخير آنچه را در آن شتاب كردى دوست نداشته باشم، اى پروردگار جهانيان.»
😴 @pinkioch
«گیلتی پلژر»
اعتراف میکنم من زیاد انیمیشن میبینم. دلیلش اینه که بعضی وقتها احساسات انسانی توی جهان داستان کودک، خیلی جذابتر روایت میشه. چون تصویری تره. یعنی اگر فرض کنیم مهمترین تفاوت فیلمنامه با داستان، بیشتر تصویری بودن فیلمنامه است، #انیمیشن در این زمینه کاری میکنه فیلمنامه هم جلوش لنگ بندازه. در انیمیشن گاهی احساسات هم به تصویر کشیده میشن. نمونهاش، (inside out) بود که رسماً سوژهاش در مورد تصویر ذهنی احساسات بود و خیلی هم استقبال شد.
اما (win or lose) دقیقاً ۱۰۰ به ۲، جلوتره. کاری با فضای گرافیکی جذابش ندارم که طراحی شخصیتها رو خیلی قویتر کرده، #نحوه_روایت و #اصل_سوژه به نظرم فوق العاده است.
قصه به ظاهر خیلی ساده است. یه تیم سافت بال مدرسهای که داره برای رقابت آماده میشه. اما آخ از روایت! ۸ قسمت ۲۰ دقیقهای کوتاه داره، که هر قسمت ما همون داستان یکسان رو از نگاه یکی از شخصیتها میبینیم. اینکه هر کدوم با چه چیزهایی درون خودشون درگیرند که ما نمیبینیم و علت رفتارهاشون چیه. و جالب اینه که، همه چیز کاملا تصویری اتفاق میافته. ما شرم و ناامیدی رو میبینیم که مثل یک کوه آبی روی شونههای لری بزرگ و بزرگتر میشه. یا حمایتهای اینستاگرامی مادر راشل که بلاگره و انرژی مثبت فالووراش به شکل قلب احاطهاش میکنند و بهش قدرت میدن تا از پس مشکلاتش بر بیاد.
(برد یا باخت) آدمها، احساسات، مفاهیم جلو برنده زندگی مثل عشق و هدف و... رو کاملا حرفهای نقاشی میکنه و حتی وقتی داستان رو از زاویه یه خردسال نشون میده جهانش رو کاملاً و واقعا حرفهای کودکانه میکنه.
از دستش ندید🙂
😴 @pinkioch
«پینَکی» | فاطمه زهرا بختیاری
yeayeh.ir قرآن روزانه
✏️ رهبر انقلاب: در طول سال روزی نباشد که شما قرآن را باز نکنید و قرآن را تلاوت نکنید.
😴 @pinkioch
647K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خب من مثل خیلی از مدعیان از نبود اینترنت خیلی لذت بردم بنابراین تا اطلاع ثانوی شب شما بخیر 🙏
پیشاپیش یوم الله ۲۲ بهمنتون مبارک
ایشون یکی از برکات قطعی نت هستند که همین الان تموم شد.
هنگم!
میام براتون میگم داستان چیه و علیمرادی کیه و این رمانش چی داشت میگفت.
😴 @pinkioch
بعضی از ذهنها اهل کتابند؛ منتها کتاب آسان، کتابی که احتیاج به فکر کردن نداشته باشد. عیبی ندارد، این هم کتاب خواندن است. نفی نمیکنیم؛ اما بهتر از این شیوه کتابخوانی, این است که انسان در مجموعه کتابخوانی خود، بتواند بیامیزد کتاب آسان را - فرض کنید رمان را، خاطره را، کتابهای تاریخی آسان را- با کتابهایی که احتیاج دارد به فکر کردن، مطالعه کردن؛ این نوع کتابها را باید وارد مقوله کتابخوانی کرد.
ذهن را باید عادت بدهیم به اینکه اهل تامل باشد اهل تدقیق باشد ذهن کار کند در مواجهه با کتاب فعالیت کند.
۱۳۹۰/۴/۲۹