آقاجونام؟پدربزرگام؟(یه جوریه انگار)
باهم مسابقه گذاشتن🤝🏻
این یکی مرخص شد اون یکی حالش بد شد
عالیییی
دیروز چندتا از بچههای کلاس داشتن فکر میکردن و نظر میدادن اگه جاروبرقی رو بگیری جلوی چشم درمیاد یا نه
کلبهٔ پیتار;
دیروز چندتا از بچههای کلاس داشتن فکر میکردن و نظر میدادن اگه جاروبرقی رو بگیری جلوی چشم درمیاد یا ن
جدی برام سوال شد
تاحالا بهش فکر نکرده بودم
کلبهٔ پیتار;
آقاجونام؟پدربزرگام؟(یه جوریه انگار) باهم مسابقه گذاشتن🤝🏻 این یکی مرخص شد اون یکی حالش بد شد عالیییی
حالش که بد شده بود توهم زده بوده و هذیون میگفته:
+این دوتا چرا بالای کمد نشستن؟
+آره یارو فرار کرد منم دنبالش فرار کردم
مرده از روی تخت غسالخونه بلند شد دویید منم بلند شدم دنبالش دوییدم
کلبهٔ پیتار;
حالش که بد شده بود توهم زده بوده و هذیون میگفته: +این دوتا چرا بالای کمد نشستن؟ +آره یارو فرار کرد م
اینارو که میگفته مامانش اینجا بوده اونم از این چیزا میترسه😂
به مامانجونم گفته درو محکم نبند من میخوام برم باز نمیشه یهو😂