کلبهٔ پیتار;
فکر کنم حدود دو ساعت و نیمه که نشستن
مثلااا دارن میرن
(تو حیاط شروع کردن حرف زدن)
کلبهٔ پیتار;
بیاین با این حرف بزنین تا مزدوجمون نکرده امشب عازم کانادا نشدیم😔😂 #ستا
نه دیگهه برن میرم شام بخورممم
کلبهٔ پیتار;
شام نخوردی هنوز؟ زنده ای؟ #ستا
به لطف اون چیپسه آره
نخورده بودم تاحالا همه رو خفه کرده بودم
یه لحظه جوری حس کار کردن گرفتم که کل خونه رو جمع کردم
تازه اگه بابام غر نمیزد جارو هم میکردم