دبیر ریاضیمون هم حتی میگه توی کتاب بنویسین
بعد دبیر فیزیک میگه نه تنهااا مسئله های آخر فصل بلکههه سوالای توی فصل هم توی دفتر بنویسین
بعد جالب اینجاست میگفت نگید شکل توی کتابه و فلان
(ایشالا که یادش رفته من گشادیسمم اجازه نمیده این فصلو درست حسابی بنویسم)
کلبهٔ پیتار;
قراره دستم بشکنه. تا من باشم نذارم همشون بمونه شب آخر
خب کنسله مثل اینکه قراره بندازیم هفتهی بعد🤝🏻
هدایت شده از ᥲ𝗅ᥲ 𝖻ᥲ𝗌𝗍ᥱ𝗋࿔
ㅤ۪ㅤباغبان گورستان زندهها— ㅤ۫ㅤ
او قارچ ها را نه از خاک، بلکه از گوشتِ قربانیانش می رویانید. جسدها زیر دستانش به درختانی تبدیل می شدند که ریشهه ایشان از خون تغذیه می کرد. شاید اگر گوش کنی، هنوز هم زمزمه ی آنها را از زیر خاک بشنوی: رشد میکنم… اما هرگز زنده نیستم.
گل های من همیشه شکوفا میشوند… حتی وقتی از اشک ها آبیاری شده اند⟅
﹙ ࣪𖥔 الدون استمتس-کلبهٔ پیتار ﹚
کلبهٔ پیتار;
قراره دستم بشکنه. تا من باشم نذارم همشون بمونه شب آخر
مچم داره میترکه
(۲۰ تاشو نوشتم و هنوز ۳۵ تا مونده)